تحلیل اصطلاح فاشیست در کلام الهام علی اوف و پوتین

جبهه حق و باطل
واقعی ترین جنبش و نیرویِ ضدفاشیسم و نازیسم

واحد سنجش خیر و شر

وقتی از «رُبرتو پیپرنو» پیرمرد بازنشسته میپرسند گفتمان سیاسی و مانیفست این جنبش یعنی «ساردین ها»(پارتیزانهای ضدفاشیست) در این تظاهرات چیست؟ او پاسخ میدهد من یک ایتالیایی هستم همه ما(شرکت کنندگان در تظاهرات ضدفاشیست) ایتالیایی هستیم قلب و ذهن ما برایمان میگوید که کشورمان مورد تجاوز و اشغال شرورترین موجودات تاریخ قرار گرفته و ما برای آزادی و سربلندی سرزمینمان به خیابانها آمده ایم ما حزب و گروه سیاسی نیستیم هیچ گفتمانی هم نداریم ما ملتیم و برای کشورمان قیام کرده ایم.
ساردین‌ها که اغلب آنها را جوانان و افرادی از نسل سوم تشکیل می‌دهند برای رساندن صدای خود پای پیاده، با دوچرخه و حتی با صندلی چرخ‌دار خود را به این تجمع اعتراضی رسانده بودند. جنبش ساردین کمتر از یک ماه پیش به دعوت چهار فرد ناشناس برای تجمع بر ضد آنچه «نفرت‌پراکنی و رویکردهای تفرقه افکنانه» خوانده می‌شد فعال شد. این فراخوان به شکلی غیرمنتظره مورد استقبال قرار گرفت. از نخستین حرکت اعتراضی تاکنون ده‌ها تظاهرات به دعوت جنبش «ساردین‌ها» در شهرهای مختلف ایتالیا برپا شده و بیش از 300هزار نفر در قالب تجمعات مختلف در شهرهایی چون میلان، فلورانس، ناپل یا پالرمو برپا بر ضد فاشیسم و راست افراطی تظاهرات کرده بودند. شرکت‌کنندگان در تظاهرات معمولا ضمن سر دادن شعارهایی ضد ماتئو سالوینی و محکوم کردن رویکردهای افراطی که توسط تشکیلات تحت رهبری او تبلیغ می‌شود در اقدامی نمادین ترانه «بلا چاو» را به‌طور جمعی می‌خوانند. این ترانه بعدا به نماد و سرود مبارزات آزادیخواهان و تبدیل شده در زمان جنگ دوم جهانی ورد زبان پارتیزان‌ها و مخالفان فاشیسم در ایتالیا بود.
همه اقشار و طبقات جامعه ایتالیا در حالیکه حتی نمیدانستند رهبر این مبارزات و مقاوت کیست به جوانان جسور خود میپیوستند بعداً از درون این تظاهرات CLN ظهور کرد این حروف مخفف: “کمیته آزادیبخش ملی” بود که هزاران پارتیزان به آن پیوسته و در سرتاسر ایتالیا به جنگ فاشیسم و نازیسم برخواسته بودند.
بدون هیچ توضیح تبلیغ و شرح همه به این جنبش پیوستند و زیربنای جنبش ضدفاشیستی جهان را بنا نهادند
وقتی هدف مشخص و درست باشد به هیچ توجیه و توضیحی نیاز نیست،همه ایتالیاییها میدانستند این جبهه،جبهه ی حق است و آنچه که روبرویشان هستد و باهاش میجنگند قطعاً باطل و شر است.

پس هر جایی در هر شرایطی حتی لحظه مرگ “بلاچاو” را زمزمه میکردند یعنی مقاومت و مبارزه نهایت هم نخستین بار قبل از متفقین این جوانان جسور و شرافتمند ایتالیا بودند که نازیسم را از وطنشان بیرون رانده هیکل فاشیسم را در مرکز کشورشان به دار آویختند و قلب اروپا را از وجود فاشیسم پاک کردند.
این پیروزی، بر هیولایی خوفناک چون فاشیسم و نازیسم که بزرگترین ارتشها و حکومتهای جهان از آنها می هراسیدند به تمام بشریت روح و قدرتی دوباره بخشید و جبهه حق و باطل را نشان داد تا همه بدانند که نخست باید کدام سمت قرار بگیرند و دوم اگر حق باشند حتما پیروز میشوند.
جالب این است که پارتیزانهای ایتالیا هیچگاه حتی نگفته بودند ما جنبش ضدفاشیسم هستیم آنها برای آزادی و استقلال وطنشان جانانه مبارزه میکردند و بعداً مبارزه آنها جنبش ضدفاشیسم لقب گرفت.
ما، برای اولین بار؛ کلمه ی «فاشیست» را از زبان رییس جمهور آزربایجان میشنویم،
ایلهام علیئو الان میگوید که: ما فاشیستها را از خاکمان بیرون رانده و قفقاز را از وجود نحس فاشیستها پاکسازی کردیم
در کنار این؛ رییس جمهور میگوید: ما با ارمنیسم جهانی جنگیدیم آن را شکست و البته حامیانش را هم شکست دادیم.
بهتر است، این موضوع را در مورد سیاستهای دیگر کشورها معادل سازی کنیم؛
پوتین و ناسیونالیستهای روسگرا، در سالهای اخیر مدعی بودند: فاشیستها در اوکراین لانه انداخته اند
و امسال، قبل از تهاجم به اوکراین، پوتین ادعا کرد: ما میرویم تا نازیسم را از اوکراین پاکسازی بکنیم.
ولی، حالا خودِ پوتین و روسیه به نازیسم تبدیل شده!
زمانیکه پوتین، مردم کشورش و افکارعمومی جهان را از وجود نازیسم در اوکراین می هراسانید؛ شاید برای همه قابل درک بود که خطراتی وجود دارند و امنیت روسیه را تهدید میکنند.
ناتو بعنوان نازیسم اکبر و اوکراین بعنوان نازیسم اصغر ولی پس از هجوم روسیه به اوکراین، جایگاهی که تصور میشد نازیسم آنجاست، به یکباره تصویر خود پوتین و روسیه بر آن نقش بست و همه دنیا و مردم روسیه متوجه شدند: هیچ نازیسمی در اوکراین وجود نداشت که پوتین برای پاکسازی آن برود؛ بلکه نازیسم، خودِ پوتین بود که اوکراین را مُردار کرد.
اگر بر فرض، نازیسم و فاشیسمی هم در اوکراین وجود داشت؛ نمیشد که یک نازیسم دیگر بیاید و آن را پاک بکند. نازیسم که نمیتواند نازیسم را از بین ببرد، دوره ای، کمونیستها مدعیِ مبارزه با فاشیسم بودند؛ درحالیکه خودشان بدتر از فاشیسم عمل میکردند الان هم غربیها میگویند چین و روسیه کثیف و جنایتکار هستند شرقی ها میگویند آمریکا و اروپا جنایتکارند.

این موضوع، دردِ ریشه ای و مهم جهان ماست.
متجاوز میگوید: من با متجاوز میجنگم دزد میگوید بدنبال دزدها هستم؛ جلاد مدعی مبارزه با جلادهاست؛ دیکتاتور خود را مخالف دیکتاتورها مینامد و…
در این بل بشو و نابسامانی که ملل جهان نمیتوانند بفهمند واقعا چه کسی سیاه و چه کسی سفید است،
دولت آزربایجان را میتوان، نماد و واحدسنجشِ درست و نادرستیِ ادعاها و اعمالِ دیگر حکومتها دانست.
شرط اول مبارزه با دشمن، این است که: خودت با دیگران دشمنی نکنی، خودت متجاوز و اشغالگر نباشی، فاشیست و نازیست نباشی؛ بعد میتوانی مدعی جنگ و مبارزه با فاشیست و متجاوز باشی.
رییس جمهور آزربایجان میگوید: “ما، ارمنیسم جهانی و فاشیسم را شکست دادیم” آیا کسی میتواند منکر این ادعا شود؟ تمام دنیا، مُهر تایید بر سخن دولت آزربایجان میزنند.
چون: این دولت، هم طبق قوانین بین المللی، هم عقل و منطق بشری؛ کاملاً حق است؛ خاکهای سرزمینش مورد اشغال و تمامیت ارضیش مورد تجاوز قرار گرفته، شهروندانش مورد قتل عام و ستم قرار گرفته و البته این دولت با هیچ دولت و کشوری دیگر نه دشمنی کرده و نه بر حق و حقوق دیگران یا سرزمینشان عمل شنیع و نادرستی انجام داده است.
در مقابل وندالیزم و فاشیسم ارمنی قرار دارد که طبق مستندات و قطعنامه های بین المللی علیه آزربایجان همه اعمال فاشیستی را بکار گرفته،پس تنها دولت و ملتی که واقعا توانسته با فاشیسم بجنگد آن را شکست دهد و با یک نیروهای فاسد و ضدبشر بین المللی بنام ارمنیسم جهانی مبارزه کرده و آن را شکست داده دولت آزربایجان است رییس جمهور آزربایجان بصورت فاکتیک(طبق شواهد و مدارک) با زمینه تصاویر وحشی گری فاشیسم ارمنی را نشان میدهد درباره آن توضیحات کامل میدهد و حالا که فاشیسم را شکست داده و اثرش را از سرزمینش پاک کرده درباره آن سخن میگوید برعکس پوتین بدون ارائه هیچ سند و مدرکی قبل از اقدام ادعا میکرد در اوکراین نازیسم بستر انداخته و میخواهد( درآینده خیالی) به کشور ما صدمه بزند درحالیکه خبری از این نازیسم و خطرش وجود نداشت پوتین به اثباتش شتافت و یکبار متوجه شد آن چیزی که بعنوان نازیسم در اوکراین تصور میکرد،سایه خودش بود.
بسیاری افراد حکومتها و گروهها مدعی اند با ظالمان متجاوزین فاشیستها چین بین الملل اروپای بین الملل آمریکای بین الملل مبارزه میکنند ولی باید گفت همه اینها یا خیالیست و در اصل همه برای قدرت و ثروت میجنگند تنها ارتش و نیرویی که طبق فرامین ادیان و قواعد مدرن امروزی علیه شرّ و شیطان و جبهه باطل جنگیده و بر دجال و ابلیس پیروز گشته ارتش آزربایجان است.

طبق فرامین ادیان و قواعد مدرن امروزی علیه شرّ و شیطان و جبهه باطل جنگیده و بر دجال و ابلیس پیروز گشته ارتش آزربایجان است، این نیرو برای آزادی آبادی عدالت برابری حقوق بشر و عزت و شرف انسانی جنگیده و مطلقاً در جبهه حق و خیر قرار دارد
در این عصر دلیل اینکه باقی جنگها به یک نتیجه معین و روشن منجر نمیشود و هیچ بازنده و برنده ای ندارد در یک جمله خلاصه میشود: یا جبهه ها حق نیستند یا حق ها در جبهه نیستند
شرها و یسم های دیگر همچون نازیسمی که پوتین ادعا میکرد در اوکراین وجود دارد یا تخیلی و دشمن فرضی هستند یا همه طرفین از یک جنس هستند که نمیتوانند همدیگر را از بین ببرند تنها کسی که میتواند دجال هایی همچون آمریکاییسم، اروپاییسم، صهیونیسم، پوتینیسم، چینیسم، فاشیسم، نازیسم، چپیسم و راستیسم را از جهان پاک بکند کسیست که نخست خود را در واحدسنجشی چون دولت آزربایجان بسنجد اگر توانست نتیجه مثبت از این تست را دریافت کند پس حتما پیروز خواهد شد.
هرکسی در این جهان در حال جنگ است یا اگر میخواهد وارد یک جنگ شود باید
شرط اولین این واحدسنجش را رعایت بکند شرط یک پرسش ساده ای میباشد: هدف از جنگیدن چیست؟ اگر هدفها با معیار اهداف ملت_دولت آزربایجان همسو بود این جنگ حق است اگر غیر از این بود هر جنگی باطل و برای شهوت قدرت و ثروت میباشد.

رحمان اوکتای

مطالب مشابه