تمایز بین میهن پرستی و میهن دوستی
این روزها آزمون خوبی است برای تمایز بین ملی گرایی اعتلابخش و انسانی با ملی گرایی مخرب و دگرستیز که در طول تاریخ زمینه ساز بزرگترین فجایع بشری بوده است. در واقع آنچه اریک فروم در کتاب «جامعه سالم» در تمایز بین میهن پرستی و میهن دوستی شرح میدهد.
ملی گرایی مخرب که برای برخی ابراز وجود شده است، مستقل از خواست داعیه داران پرهیاهوی آن تهدید اصلی یکپارچگی سرزمینی (تمامیت ارضی ایران است. آنها در عمل مشوق واگرایی در مناطق اتنیک نشین ایران کسانی که زبان مادریشان فارسی نیست میشوند. همچنین این رویکرد در نادیده گفتن تنوعات اتنیکی قومی) فقدان اعتقاد اصولی و نامشروط به حقوقبشر یکسان سازی هویتی با استفاده از سازمان اجبار دولت و توزیع نامتوازن منابع و قدرت خویشاوندی سیاسی و گفتمانی هم با جمهوری اسلامی و هم با پهلوی طلبان دارد.
مرکزگرایی افراطی اعمال تبعیض طرح روایت غیر تاریخی از ایران با وام گرفتن از ناسیونالیسم وارداتی تلاش برای یکسان سازی هویتی دستوری و سلب حقوق کرد، ترک عرب، ترکمن، لر، بلوچ و تبدیل فرصت تنوع انتیکی ایران به تهدید امری است که بین جمهوری اسلامی و نظام پهلوی مشترک است.
ملت واحد ایران به شاخهها و گرایشهای متمایز متعددی تقسیم شده و یکسان نیست. کشور و سامان سیاسی ایران از سپیده دم تاریخ تا الان چند قومی اتنیک، چند مذهبی و چند زبانی بوده است. مسیر طی شده بعد از سلطنت پهلوی تا کنون روند غلطی بوده که باعث شکل گیری بحران مستمر مرکز پیرامون در یک قرن گذشته شده است.
حفظ و تداوم یکپارچگی سرزمینی ایران نیازمند طرد ملی گرایی تهاجمی یکسان ساز، فاشیستی و دگرستیز از یک سو و رعایت الزامات تنوع اتنیکی و توزیع متوازن قدرت و تمرکز زدایی در سامانه حکمرانی آینده ایران از سوی دیگر است. ایجاد فضای عادلانه که همه احساس تعلق کنند و خود را در حاشیه احساس نکنند. محرومیت نهادینه شده وجود نداشته باشد و کسی به خاطر زبان مادری و ابراز هویت اتنیکی اش تحقیر و مواخذه نشود.
البته الان تهدید جدی در زمینه تجزیه کشور وجود ندارد. دستگاه امینتی جمهوری اسلامی روی بزرگنمایی این موضوع برای توجیه فضای امنیتی و هراس افکنی پیرامون تغییرات انقلابی سرمایه گذاری کرده است.
ولی دیدگاه مرکزگرا با تقویت رویکرد امنیت قبرستانی و نفرت پراکنی بین اتنیکهای ایرانی مشکلاتی را در حوزه همبستگی ملی و ثبات سیاسی و اجتماعی پدید آورده و در مسیر حل بحران مرکز پیرامون اختلال ایجاد میکند. پیامد عملی اقداماتش نیز ترویج عملی واگرایی است.
توجه به این مسئله، و مرزبندی با قرائت فاشیستی و افراطی از ملیگرایی برای اپوزسیون دمکراتیک و ملی-مردمی ضرورت دارد.
علی افشاری