جامعه متکثر ایران و رضا پهلوی دوم
🔺جامعه ایران جامعه متکثری است و آقای رضا پهلوی نیز یکی از ظرفیت های ملی آن است.
به نظر من با توجه به تکثر و تنوع جامعه ایران، رهبری فردی جواب نمی دهد و باید جمعی و متکثر باشد.
کسانی که به آقای پهلوی توجه دارند و یا وکالتنامه را امضاء کرده اند یکدست نیستند و به نظر میرسد سه طیف اند:
1 – کسانی که دنبال رهبری فردی و مافوق ایشان و شاید در افق ذهنشان پادشاهی وی هستند. اینها خودشان دو دسته اند بخشی تندرو و ضد همه جریانات دیگرند و برخی نیز معتدلند، اما رویای رهبری فردی و پادشاهی وی را دارند و معتقدند آقای پهلوی دارای رأی اکثریت مردم است.
2- مردمانی هستند که مستأصل اند (البته منظور این نیست که همه طرفداران ایشان از این دسته اند) و در ناامیدی از غلبه جنبش بر حکومت بدنبال منجی میگردند. بخش مهمی از این ها قبلا پایگاه رأی احمدی نژاد بودند و در او دنبال منجی متفاوتی در حکومت بودند و حالا ناامید از درون حکومت در بیرون آن دنبال منجی می گردند.
3- کسانی هستند که وقتی دعوای مخالفان با یکدیگر را می بینند که نمیتوانند با هم به هماهنگی برسند به ایشان، با دید عمدتاً سلبی تا ایجابی، به عنوان کاتالیزور و تسهیل گر گذار نگاه میکنند. آنها معتقدند اگر اعتراضات به نتیجه نمیرسد به خاطر فقدان رهبری است. این رهبر همچنین باید با گفتگو با خارجی ها از آنها برای حل مشکل ایران کمک بگیرد.
به نظرم هر دوی این آسیب شناسی ها نادرست است. مشکل جنبش «عدم تناسب قوا»ست نه رهبری آن و یا کمک و مشکل گشایی خارجی ها.(ضمن پذیرش مسئله رهبری و حمایت بین المللی، اما مشکل اصلی و اولیه جنبش مسئله نفرافزایی و توان افزایی است).
آقای پهلوی خودش هم ذهن دوصدایی و رفتار دو پهلو دارد. او نوسانی دارد بین : «همه با هم و همه با من» و نیز بین فردی که در صورت رای مردم می خواهد پادشاه شود و فردی که می گوید هیچ نقش سیاسی برای آینده خود در نظر ندارد.
پیرامون آقای پهلوی دو دسته افراد هستند که مشورت میدهند. یک دسته طرفدار همه با هم هستند. یک دسته هم می گویند شاهزاده شما شأنت بالاتر از بقیه است، اشتباه کرده ای که با یک عده توئیت مشترک زده ای. اینها طرفدار همه با من هستند.
بسیاری از پهلوی گرایان دچار «خود اکثریت پنداری» شده اند. توصیه میکنم حداقل تاریخ بعد از انقلاب را مرور کنند. در دهه شصت مجاهدین دچار این تصور بودند و خودشان را مرکز و بقیه را پیرامون می دیدند (مثلا در تشکیل شورای مقاومت از طیفهای مختلف به محوریت خودشان). بعد دوره ای اصلاح طلبان دچار این تصور بودند و حالا هم پهلوی گرایان(در حالی که زمانی بود که خود آقای پهلوی هم اظهار خوشحالی می کرد که خاتمی و رفسنجانی در مسیر درستی هستند).
واقعبینانه این است که هم طرفداران آقای پهلوی و هم کسانی که با وی دشمنی دارند به این مسئله توجه کنند که در ایران کنونی هیچ فرد و گرایشی در اکثریت نیست. همه، در اقلیت اند (البته در اندازه های مختلف). بنابراین همه ظرفیتها باید فعال شود. در این صورت است که ما می توانیم قدم بزرگی رو به جلو برداریم.
رضا علیجانی