قرار بود هفته فرهنگی اورمیه با گرامیداشت حماسه دوم بهمن اورمیه که با نام مجاهد نستوه مرحوم شیخ غلامرضا حسنی هم گره خورده است شروع شود و با نکو داشت شخصیت برچسته تاریخی اورمیه شیخ صفی الدین اورموی که اخیرا ۶ بهمن روز وفات او در تقویم بنام روز موسیقی نامگذاری شده خاتمه یابد…
ظاهرا بار اصلی این برنامهها هم بر دوش شورای شهر اورمیه بود و البته در حد توان فعالیتهای محدودی هم کردند اما بخاطر همراهی نکردن مؤثر سایر نهادهای دولتی و نظامی زیاد هم اهمیت پیدا نکرد و گسترده نشد. از جمله چنانکه در مقاله قبلی اشاره شد در صدا و سیمای آذربایجان و مرکز اورمیه هم خبری نبود …
اما فارغ از همه این غفلتها و ضعفها حتی آن برنامههای محدود شورای شهر نیز در آخر ابتر ماند !!!
چنانکه تصویب شده بود اختتامیه برنامهها باید با سمینار شیخ صفی الدین اورموی پایان مییافت اما با کمال تعجب خبر آمد که در ششمین روز برگزار کنندگان مراسم در یک حرکت انقلابی اختتامیه را در موزه دفاع مقدس انجام دادند!
حال سؤال اينست كه چرا آن برنامه مصوب اجرا نشد ؟
چه کسی یا نهادی دستور داد که آن سمینار علمی و فرهنگی برگزار نشود؟
اصولا چه کسانی و با چه دلیل و منطقی با تاریخ ، فرهنگ و مفاخر اورمیه مشکل دارند؟
البته كه مرحوم حسنى ، انقلاب و شهدا بسيار مهم و عزيز هستند اما دليلى هم وجود ندارد كه هفته فرهنگی و هزاران سال تاريخ اورميه را فقط در اين ٤٢ سال اخير خلاصه كنيم.
یاد حکایتی افتادم که پسر ناخلفی پدر پیرش را در سبدی به جنگل میبرد تا آنجا رهایش کند . وقتی به قعر جنگل رسید پیرمرد خندید و گفت
“موقع برگشتن سبد را هم با خود ببر که یک روزی برای پسر تو هم لازم میشود!”
آری تاریخ ما ، فرهنگ و هویت ما ، مفاخر گذشته ما حکم همان پیر دانا و آینده نگر را دارند .
اگر کساتی امروز تاریخ را حذف میکنند و به شخصیتهای فرهیخته تاریخی بیاحترامی میکنند مطمئن باشتد نسل بعدی همان بلا را بر سر آنها هم خواهند آورو !
حال که ریش و قیچی دست آنهاست ما فقط میتوانیم توصیه کنیم که آن ” سبد ” را فراموش نکنند.
البته در بعضی ژانرهای دیگر به جای سبد ” گونی ” هم میگویند و در حکایتی دیگر به جای پدر پیر ” مادر پیر ” را هم گفتند که در راه جنگل نشانههایی از خود بجا میگذارد تا فرزتد نادانش موقع برگشتن در جنگل گم نشود !
به قول خاقانی :
هان ای دل عبرت بین
از دیده نظر کن هان
ایوان مدائن را آیینهٔ عبرت دان
حجت الهامی