خودسانسوری ملی (سیاسی- اجتماعی – فرهنگی) چگونه به وجود میآید؟
قسمت دوم
خودسانسوری ملی (سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) ریشه در ترس، اضطراب و یا تهدید ذهنی و یا واقعی در جامعه دارد و هرچند ممکن است بصورت فعال از طرف حاکمیت ترویج نشود ولی یک نوع واکنش و مکانیسم دفاعی مردم و جامعه در برابر شیوه حکومتداری، رفتارهای حاکمیتی و بازخورد نظام سیاسی حاکم نسبت به رفتارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مردم است که هر دو طرف معادله در ایجاد، تقویت و نهادینه شدن آن سهیم و مقصر میباشند.
خودسانسوری ملی چنان میتواند در تار و پود جامعه نفوذ کند که به قول معروف جامعه از سخن گفتن درباره مشکلات و چالش های خویش در درون حریم خصوصی نیز نگران و ناتوان باشد! و با سکوتی مصلحت آمیز چشم به آینده ای مبهم و قیامِ منجیها و قهرمانان خیالی بدوزد و درد و رنج زخم های بیشماری را بر جان خسته خویش متحمل گردد.
بدون شک نهادینه و همه گیر شدن خودسانسوری ملی خواسته حاکمیت های خودکامه و تمامیت خواه است تا با مهندسی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، نسلی همسو، همراه و هماهنگ با دکترین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود تربیت نموده و با توسل به عوام فریبی، پروپاگاندا، حامی پروری، خرافه پرستی و آینده ای موهوم، انرژی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را در چارچوب منافع و مصالح خویش مدیریت، هدایت و بسیج نماید.
خودسانسوری ملی در بیشتر موارد حاصل سیاست القاء ترس ذهنی در جامعهی در حال گذر و انفجار است تا موفقیت حاکمیت در مدیریت جامعه را آسانتر، کم هزینهتر و اثربخشتر نماید. اما نکته مهمی در این میان به عنوان سِرِّ مگوی حاکمیت ها در زیر ابرهای خاکستری ترس، دروغ و فریب مستتر مانده است و آن فروریختن، گسستن و شکستن دیوارهای شیشه ای #خودسانسوری_ملی و تبدیل آن به بیداری و #مطالبه_گری_ملی است.!
حاکمیت های تمامیت خواه و خودکامه بیش از توانمندی های خود بر ناتوانیهای تودهی مردم و جامعه حساب باز کرده و چشم امید دوخته اند و اینجاست که مهم ترین رسالت فعالین سیاسی، اجتماعی، ملی، رسانه ای و فرهنگی جامعه خود را نشان میدهد و آن #نقد و به چالش کشیدن خودسانسوری ملی، تقویت اعتماد به نفس فردی و ترویج #مطالبهگری_جمعیست تا چرخهای قطارِ تغییر در جامعه بر ریلهای درست به حرکت درآید.!