دروغ بزرگی به نامِ کاوه آهنگر
در مورد تاریخ قبل از اسلام و باستان ایران، اراجیف و اباطیلیات زیادی شنیده و می شنویم، جعلیاتی که بیشتر توسط ایرانشهرهای سلطنت طلب، پان ایرانی های جاعل، رسانه های جاهل و کذابشان که تبلیغاتشان گوش فلک را کر کرده است؛ مزخرفاتی که باعث شکل گیری توهمات نژادپرستانه در ذهن و فکر آریاپرستان شده و بوی تعفن آن مشام هر انسان عاقل،متفکر، آزاده و بیدار را آزار می دهد.
یکی از این جعلیات و دروغها، مبارزه ی دروغین شخصی به نام “کاوه آهنگر” علیه[ به اصطلاح] ظلم و استبداد بوده است. داستانی که از اساس با بزرگنمایی و دروغ، ترویج و تبلیغ شده و کاوه را در اذهان غافلان به نماد “استبداد ستیزی” تبدیل کرده است در حالی که واقعیت ماجرا چیزی دیگری بوده است. واقعیاتی که قرن هاست در زیر گردوغبار جعل و ابرهای مصنوعی پان ایرانیست ها و نوچه هایشان مکتوم مانده است، ولی خورشید واقعیت برای همیشه زیر ابر نمی ماند و آن وقت است که سیه روی می شود هرآنکسان و گروهی که در آنها غل و غش و دروغ باشد.
خواندن متن مستند و مستدل ذیل از کتاب”باستان شناسی تقلب و رنج های بشری” اثر دکتر رضا مرادی غیاث آبادی در خصوص داستان دروغین کاوه آهنگر و به تبع آن تاریخ دروغین و جعل شده ی ایران در دوران قبل از اسلام، قطعا باعث تجدید نظر مخاطبان در دریافت ها و داده های دروغین تاریخ یکصد سال اخیر می شود .
غیاث آبادی در خصوص رواج زنباره گی های لجام گسیخته، فساد، فحشا،ارتباط جنسی با محارم منجمله خواهر، مادر،خاله و.. و ظلم و ستم دربار هخامنشیان و ساسانیان می نویسد:”فریدون در زمانی که مهمان ضحاک بوده، با دو دختر جمشید به نام های” شهرناز و ارنواز” که در کاخ ضحاک بودند به طور همزمان با این دو خواهد خلوت،معاشقه و ارتباط جنسی داشت. کاری که موجب اعتراض ضحاک می شود و در نهایت کاوه با سرکوب کردن ضحاک با” گرزه گاو سر” خواهران ” شهرناز و ارنواز” را تصرف می کند؛ به گزارش شاهنامه ی فردوسی ، نخستین چیزی که کاوه با نشستن بر تخت ضحاک خواسته بود، این بود که تمام زنان حرمسرا را به حضورش بیاورند.”( مرادی غیاث آبادی،1395: 167 )
از متن مستدل فوق کاملا مستفاد می شود که سرکوب و قتل ضحاک توسط کاوه آهنگر نه قیام علیه ظلم و استبداد بوده و نه حمایت از مردم مظلوم و ستمدیده و مغلوبه ی هخامنشیان؛ بلکه مساله، مساله ی فساد جنسی و زنباره گی های لجام گسیخته و حیوانی کاوه آهنگر بوده است که موجب اعتراض ضحاک شده است در حالی که جریان منحرف ایرانشهرهای واقعیات تاریخ را چنان تحریف و مغلوبه نشان داده اند که از کاوه آهنگر بعنوان ” سمبل ظلم ستیزی” یاد می کنند.
مرادی غیاث آبادی در ادامه می نویسد:”[ بسیاری از واقعیات تاریخی دوران قبل از اسلام مثل فساد ،فحشا و ظلم و ستم شاهان در شاهنامه آمده است] و شاهنامه برای آموختن، مطالعه [ و عبرت گرفتن ] است نه برای فخرفروشی های بی حاصل و مخرب.(همان، 1395 : 167)
نویسنده در ادامه و در بخش “زن ستیزی در عهد هخامنشیان و بهره کشی جنسی از آنان و در مورد خیانات، جنایات و قتل های کوروش از زبان “کتزیاس” مورخ و پزشک رسمی دربار اردشیر دوم هخامنشی می نویسد:”کوروش پس از غلبه بر [ پادشاه مادها در اوخ باتان(همدان )] اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت تصرف کرد، آمیتیس دختر آستیاک خواهر ماندانا و خاله کوروش بود.”( مرادی غیاث آبادی،1395 : 159)
البته برخی منابع تاریخی از جعلی بودن داستان کاوه آهنگر هم خبر داده اند.
منبع: مرادی غیاث آبادی،رضا، باستان شناسی تقلب و رنج های بشری،تهران، 1395
✍️: خلیل مختارینیا