دوکتور صدیق راز سر به مهری که اسرار زیر خاک برد

اگر مشروطه هم نبود، حتی با تداوم سلسله قاجار، بازهم آسمیله می‌شدیم

دوکتور صدیق راز سر به مهری که اسرار زیر خاک برد.

بعد از کتاب وزین” مرزها و برادری” به قلم خانم براندا شیفر هیچ شخصیتی به اندازه دکتر صدیق به تاریخچه حرکت ملی آگاه نبود.
دکتر صدیق به شدت تحت فشار تدابیر امنیتی بود و هرگاه اندکی فراتر از مسائل فرهنگی سخنی به زبان می‌آورد و یا مطلبی می‌نوشت بلافاصله احضار و تهدید به محاکمه می‌شد.
دکتر همانند ما نبود که اگر زندانی شود یک زندانی حرکت ملی محسوب شود. او به شدت زیر اتهام چپگرایی بود که بیشتر با انتشار نشریه “یولداش” بر زندگی سیاسی او تاثیر منفی و امنیتی گذاشته بود.
دکتر دوزگون هرگز ترجیح نداد با رفتن به خارج از کشور امنیت خویش را تامین کند او با همین شرایط امنیتی ساخت و در تهران ماند.
بار اول ایشان را پیش علی حامد ایمان در پاساژ ۱۱۰ و دفتر شمس تبریز دیدم. سال ۱۳۸۲ شمسی بود که با ایشان آشنا شدم و یکی از محصلین ایشان در مورد زبان و ادبیات تورکی شدم.
اغلب از طریق جزوه دروس ایشان را پیگیری می‌کردم و در یک امتحان حضوری به همراه دهها شاگرد دیگر ایشان در دانشگاه تبریز شرکت کردم. به گفته ایشان یکی از پنج نفر حائز نمره بالا در این امتحان شدم و همین نمره باعث لطف مرحوم استاد و دوستی بیشتر ما شد.
دوکتور دوزگون شخصیتی سیاسی بود ولی شرایط امنیتی ایشان را در حیطه مسائل علمی و فرهنگی محصور کرده بود.
ماه‌ها و سالها گذشت و هرگز فکر نمی‌کردیم گنجینه سیاسی آذربایجان را قرار است به این زودی از دست بدهیم.
شاید خود دکتر نیز بنا نداشت ملت و وطن خویش را به این زودی ترک کند.

روزگار ایشان را از ما گرفت و فرصت نکردیم حتی یک مصاحبه جامع از ایشان به یادگار بگیریم.
دکتر دوزگون آثار فرهنگی زیادی از خود به یادگار گذاشت لیک معلومات و تجربیات سیاسی او غریبانه به همراه ایشان اسیر خاک سیاه شد و به سرنوشت کتابهایی مبتلا شد که به دست پهلوی‌ها در آتش سوخت.
دریغا که آذربایجان هم‌چنان فرصت‌ها را اینچین از دست می‌دهد و بزرگترین شخصیت‌های علمی و سیاسی خویش را بدون بهره‌مندی کافی به خاک می‌سپارد.

دکتر دوزگون به قدری کارنامه درخشانی داشت و به حدی آثار مهم در مورد زبان تورکی نوشته بود که کمتر کسی به برخی نوشته‌های او می‌توانست ایراد بگیرد.
ظاهرا دکتر به شدت تقیه می‌کرد و برخی نوشته‌های او برای مصمون ماندن از شرارت‌ها بود.
دکتر دوزگون با آنکه گنجینه سیاست بود ولی فایده‌ چندانی برای فعالیت سیاسی خویش نمی‌دید و تنها به مسائل علمی و فرهنگی مشغول بود.
ابشان به دیگران هم توصیه می‌کرد با احتیاط فعالیت کنند و خود را در معرض محاکمه قرار ندهند.

روحش قرین رحمت باد. خداوند خود به کرم خویش این ضایعه را برای ملت ما جبران کند..

 

عبدالعزیز عظیمی قدیم

مطالب مشابه