عِرق دولت ایران به منطقه‌ی آذربایجان، بر خلاف ادعاهایش، کمتر از عِرق مافیای مکزیک به کشورشان باشد

در مکزیک خشن‌ترین باند‌های خلافکار بخشی از پولشان را صرف ساختن مملکت می‌کنند.
آن‌ها معنی وطن را نمی‌فهمند، آدم‌های دینداری هم نیستند و جز پول هیچ چیز را نمی‌شناسند و به قیمت خون خیلی‌ها آن پول را به دست می‌آورند، اما چون دوست دارند مکزیک را آباد ببینند بخشی از درآمدشان را صرف ساختن مملکت می‌کنند.
ساختن مملکت وظیفه‌ی آنها نیست، در همه‌جای دنیا این وظیفه دولت است. با این حال با آن که جنایت‌کاران مکزیک در خیلی از عرصه‌ها خود را در مقابل دولت تعریف می کنند اما در بحث آبادی مملکت، آن‌ها حتی بخشی از کار دولت را نیز به شکلی مخفیانه و بطوری که کاملا قانونی به نظر برسد، انجام می‌دهند.
با دیدن برخی از سیاست‌ها به نظر می‌رسد عِرق دولت ایران به منطقه‌ی آذربایجان، بر خلاف ادعاهایش، کمتر از عِرق مافیای مکزیک به کشورشان باشد.
آذربایجان بعد از دوران جنگ با تمام رشادت‌ها و شهادت‌هایی که در راه کشور از خود نشان داد، تبدیل به برادری ناتنی شد. بودجه‌های کلان کشور به سمت مرکز سرازیر شد و تمام “صنایع مادر” در مرکز جا خوش کرد. برای مثال در یکی از آن سال‌ها تنها بودجه‌ی استان کرمان ۲۵۰ برابر بیشتر از بودجه‌ی کل استان‌های آذربایجان بود.
صنایع کلان جا‌خوش کرده در مرکز سه چیز نیاز داشتند، اولی منابع اولیه و مواد خام، دومی نیروی کار و سومی آب.
هر سه باید از پیرامون تامین می‌شد.
در دوره‌ی رفسنجانی بود که پروژه‌ی انتقال مواد خام و کوچاندن مردم آذربایجان به مرکز کلید خورد و میلیاردها دلار از بودجه‌ی کشور هزینه‌ی صرف انتقال آب به کویر مرکز شد.
این سیاست‌ها تحت عناوینی مختلف و طرقی متفاوت تا بدین روز ادامه داشته و دارد و اصلی‌ترین علت عقب ماندگی کشور و وضع موجود است.
این سیاست‌ها با آنکه به لحاظ سخت افزاری مرکز را مجهز به صنایع بزرگ و برخی از امکانات کرد اما هیچ وقت سعادتی برای ساکنانش فراهم‌ نیاورد. کویر مرکز نه تنها آباد نشد، بلکه روز به روز سنگینی صنایع بر دوشش آوار شد. برای مثال صنایع فولاد اصفهان آب می‌خواست، اصفهان آنقدر آب نداشت، آب زاینده رود را انتقال دادند، مردم معترض شدند، سرچشمه‌های آب خوزستان را بریدند.
هر چقدر سنگینی آوارشده‌ی صنایع بر مرکز بیشتر می‌شد، بودجه‌ها و سیاست‌ها و بالطبع غارت پیرامون نیز چندین برابر می‌شد.
و این دور تسلسلی‌ایست که روز به روز ویرانگرتر و خشن‌تر می‌شود و اگر زودتر پایان داده نشود، منجر به فاجعه خواهد شد.
خشک شدن دریاچه‌ی اورمیه شاید آغاز این فاجعه باشد.

هادی حیدری راد

مطالب مشابه