غیر از زنجیرهایمان چیزی برای از دست دادن نداریم
امسال جامعه ی ایرانی شاهد التهابات بسیاری بوده، از مسئله ی بحرانی محیط زیستی دریاچه ارومیه، مسئله ی جنبش زنان و تبدیل آن به جنبشی همه گیر، وضعیت نابسامان اقتصادی، تورم افسار گسیخته، کوچکتر شدن و حتی ناپدید شدن سفره مردم فرودست و… اما همه این مسائل را مردم از یک نهاد میخواستند و آن نهاد دولت بود و بس!یعنی احیای دریاچه ارومیه و به معنی اعم تر رسیدگی به محیط زیست، حقوق زنان، حقوق ملل غیر فارس، ثبات اقتصادی، ارزش پول ملی، رسیدگی و نظارت به بازار و …اما در این بین دولت فقط در یک جا خوب ظاهر شد و آن هم سرکوب معترضان بای نحو کان بود. در این بین با توجه به برنامه بودجه و اخبار منتسب به نهادهای دولتی تورم بیش از ۳۰۰٪ غیر قابل کتمان است. در این میان طبقه ی سرمایه دار و خرده بورژوازی بازار میتوانند خود را با بازار تنظیم کرده و حفظ سرمایه کنند. اما طبقه ی کارگر حقوق بگیر نه!!! طبقه ی کارگر در دوازدهامین ماه از سال۱۴۰۱ حقوقی را میگیرد که در دوازدهمین ماه از سال ۱۴۰۰تصویب شده است و امسال نیز طبق معمول برنامه تصویب حقوق کارگران به دقیقه نود یعنی آخرین روزهای کاری سال موکول شده است. دولتی که بنایش حمایت از مستضعفین بود، مبارزه با سرمایه داری افسارگسیخته بود، حال تبدیل شده به یک تاریکخانه ای که از طریق رانت و رشوه تعداد خیلی اندک هرروز گردن کلفتتر شده و میلیون ها نفر در تأمین نیازهای اولیه حیات(خوراک، پوشاک و مسکن)درمانده اند. حتی بی شرمی به جایی رسیده که تأمین سبد معیشت(معیشت از ریشه ی ع ی ش به معنی زنده ماندن است)را وظیفه ی خود و کارفرمایان دست نشانده اش میداند. که صد البته در تحقق این وعده نیز مانند تمام وعده های ۴۴ ساله عاجز است!!! جامعه ی کارگری روزهایی را زندگی میکند که به خاطر عدم تأمین امنیت شغلی، سرکوب جمیع تجمعات صنفی، تهدید و ارعاب کارگران از طرف کارفرمایان رانتی و نبود سندیکا و شوراهای آزاد کارگری از گفتن مشقت ها و سختی های زندگی خود عاجز است. ولی قطعا چیزی به غیر از زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم.
سعید جاوید