فعالیت غیراصولی و اصول فعالیت در تهران

انقلاب موسیقی فارسی از کوچه و بازار طهران و کودتا علیه سرمنشاء ترکی‌اش

 

فعالیت غیراصولی و اصول فعالیت در تهران

دوستانی از میان فعالین مدنی و هویت‌گرای ترک تهران با وجود باورشان بر حقوق انسان ترک و حقانیت آن، بارها و بارها اذعان داشته‌اند که در برخورد با شهروندان عادی ترکِ هم‌استانی‌شان به‌ویژه در شهرتهران، با مقاومت افراد و شهروندان به‌خصوص نسل‌ جدید در پذیرش آنها که عمدتاً با دو نوع واکنش که مصلحتاً از آوردن آنها صرف‌نظر می‌کنیم، روبرو بوده‌اند.

از آنجاییکه این فعالیت‌ها در غالب تعاریف غلط و در امتداد اندیشه‌های کلاسیک و مبتنی بر آذربایجانگرایی، و بدون در نظر گرفتن محیط و شرایط زیستی مدرن پایتخت صورت گرفته و می‌گیرد، طبیعی است که با چنین برخوردهای قهرآمیزی مواجه شوند.
لذا این مسئله سبب شده است اکتیویست‌ها فعالیت خود را به‌صورت محافظه‌کارانه و در حد محافل کوچک، غیرمدرن و توسعه‌ناپذیر محدود نمایند که نتیجه این نوع فعالیت چیزی جز ناامیدی در پی نداشته است.
در چنین خلائی، برخی فعالین مدنی ترک نیز به‌جای ارائه‌ی راهکارهای علمی و عملی، در چنین خلائی، برخی فعالین مدنی ترک نیز به‌جای ارائه‌ی راهکارهای علمی و عملی، با کلی‌گویی و توسّل به تاریخ مبهم و مثلاً طرح جغرافیای آذربایجانِ تاریخی و دیگر نظریات فانتزی غیرمرتبط با مسئله روز ملت ترک ایران سعی دارند از زحمت رفتن در مسیر ناآشنا اما منتهی به مقصد شانه خالی کنند.
راقم به‌لحاظ حضور در این شهر و استان از اوان حیات و دوران رشد و آگاهی، و همچنین زیست و معاشرت قریب ۵۰ سال مستمر با هم‌شهری‌ها و هم‌استانی‌های تهرانی، و تجاربی که در این راه کسب نموده است، لازم می‌داند نتیجه این تجارب و مطالعات در این زمینه را در اختیار دیگر هم‌فکران قرار بدهد؛ باشد که مورد تفقد و تفکر این دوستان قرار بگیرد.
این فعالیت‌ها باید بر سه اصل مهم استوار باشد تا خروجی لازم را داشته باشد که اجمالاً به‌شرح ذیل آمده است:
اصل یکم: بومی‌گرایی در همراهی با بومی‌گری تهرانی مبتنی بر آثار و اسناد تاریخی و فرهنگی ترک و تهران، و تولید محتوا بر این اساس، و دوری ازهر نوع مباحث منطقه‌گرایانه خارج از تهران
اصل دوّم: تأکید بر زبان ترکی مدرن(استانبولی) به‌عنوان زبان معیار ترکی و مورد التفات و پذیرش تهرانی‌ها

 

اصل سوّم: حفظ همکاری و تعامل با دیگر مناطق ترک‌نشین ایران و استفاده از پتانسیل آنها برای پیشبرد دو اصل فوق.

این سه اصل که به‌طور اجمالی بیان شد و در فرصت‌های دیگر به تفصیل خواهیم گفت، تنها شامل شهر یا استان تهران نمی‌شود؛ بلکه تمام مناطق ایران‌مرکزی اعم از استان‌های البرز، قزوین، همدان، مرکزی، قم، اصفهان و… که در جریان قحطی بزرگ، ترکیب جمعیتی‌شان تغییر یافته و امروز عین شرایط را دارند، با تبعیت از این اصول، به هویت خویش باز خواهند گشت، در غیر این‌صورت باید منتظر اتفاقاتی که حتی منطقه پرشور آذربایجان از آن در امان نخواهد ماند، باشیم.
مجتبی موسوی-طهرانلو

مطالب مشابه