مدیران استانی اسبهای تقلیدگر از مرکز
✍سجاد نعمتیان
عزیز نسین داستانی دارد به نام اسب سئییس یا سِییس (seyis atı). او می نویسد اسب سئییس اسبی است که از خود اختیاری ندارد, به دو پای اسب جلویی نگاه می کند و او هر طرف برود پشت سر او راه می افتد. هر جا که اسب جلویی ایستاد سئییس هم بلادرنگ می ایستد. داستان خاطره ای با طنز شیوا از یک مانور نظامی است که او به عنوان خبررسان پشت سر اسب فرمانده می تازد. اسب فرمانده به هر سمت می رود اسب سئییس او نیز به سرعت پشت سر او راه می افتد و هر جا که اسب فرمانده می ایستد اسب او چهارنعل ترمز کرده و نسینِ غافل را بر زمین می کوبد. اسب سئییس چشمش به دنبال دیگر اسبهاست. هر اسبی, حتی اسب دشمن فرضی, که از مقابلش به سرعت می گذرد سئییس هم به سرعت پشت سر او راه می افتد و دهها بار بدون اخطار و اندیشه به تاسی از اسب جلویی می ایستد و سوارش را بر زمین می کوبد. آخر سر هم او با دست و پایی خونین سر از زمین دشمن فرضی در می آورد.
حقیقتش, اسب خوب لازمه این عصر است. پیاده نمی توان به پای سرعت تحولات این عصر رسید. در آذربایجان تنها به دو دسته اسب تعلق گرفته که اسب آنها هم اسب سئییس است.
یکی مسئولان محلی, که هیچ اختیاری از خود ندارند و چشمشان را به پاهای اسب مرکز دوخته اند, هر جا بتازد بی درنگ می تازند و هر جا بایستد هم خود و هم مردمی را که سرنوشتشان را به قبضه گرفته اند با کله بر زمین می کوبند.
و دیگری تفکر دنباله روِ مرکزگرا, که زمین و زمان را به هم می دوزد تا علت عقب ماندگی منطقه را نه در تقسیم ناعادلانه قدرت و تبعیض و تحقیر صد ساله, که در جهل و خرافه ای که به زور قصد دارد آذربایجان را پایتختش بنامد خلاصه کند.
در همین روزهای اخیر باز هم هر دو دسته با کله بر زمین خوردند.
مسئولان در تعقیب سیاست های مرکز در مقابله با کورونا کوچکترین اراده ای از خود نشان ندادند. در حالی که در برخی شهرهای کُردنشین کوچک مردم مسئولان را هم با خود همراه ساخته و تمام جاده های اصلی شهرشان را می بستند, مسئولان محلی ما اختیار بستن یک جاده روستایی را نیز نداشتند تا بدون قرنطینه و در فقدان بیمارستانها و مراکز درمانی مجهزِ ناشی از همان تبعیض مردم را با کله بر زمین بکوبند. اسب مرکز در مقابل قدرت غیرقابل باور کورونا هاج واج ایستاد و اسب اینها بی اراده و فارغ از ذره ای تفکر پشت سرش چهارنعلش را به زمین چسباند.
اما دسته دوم, یعنی دنباله روان مرکزگرا, به تقلید از ناراضیان مرکزگرای سقوط پهلوی, چهل و یک سال است با استمداد ضمنی از تبلیغات جمهوری اسلامی سعی در معرفی آذربایجان به عنوان پایتخت مذهبی دارند. آنها تبریز را اولین پایتخت تشیع می نامند, زنجان را پایتخت شور حسینی و اردبیل را مهد حکومت شیعی. اما در روزهای غم انگیز اخیر, در این شهرها نه دسته عزاداری برای شفاعت کورونا شکل گرفت و نه مردم بر سر تعطیلی مکانهای مذهبی یقه دریدند. در همان روزهای اول شیوع کورونا به شهادت فیلمهایی که در فضای مجازی منتشر شد, اردبیل, همان شهری که مهد حکومت شیعی نامیده می شود, از اولین شهرهایی بود که جامعه مدنی پیاده آن به مقابله زودهنگام با این ویروس مسری پرداخت. رانندگان تاکسی داوطلبانه ماشینهایشان را ضدعفونی کردند و خیّران در بازار ماسک و دستکش توزیع کردند. کسی متوسل شیخ صفی نشد و آجرها و در و دیوار این مکان نیز لیس باران نشد. حوادث قم و مشهد و قوت گرفتن و مجادله واژگانی چون شیعه انگلیسی و ولایی, درگیری بر سر بسته شدن این مکان ها, و ضریح لیسی ای که جهانی شد, مرکزگرایان را برای مدتی به سکوت و توقف واداشت و دنباله روان سئییس سوار آنها در آذربایجان نیز با کله بر زمین خوردند.
البته که پس از این اتفاقات, نتیجه گیری و مرکز خرافه و تجاهل دانستن قم و مشهد مقابله به مثلی نژادپرستانه به مانند همان مرکزگرایان است و محکوم, اما در این بین دست کم یک چیزی بار دیگر نیز اثبات شد; ما پایتخت خرافات و تجاهل نیستیم, پایتخت حکومت دینی هرگز. این را با حزب خلق مسلمان نیز اثبات کردیم, اما آنها قصد دیدن ندارند و بر اسب خود می تازند, سئییس سواران ما هم به دنبال آنها. و ما جامعه مدنی آذربایجان پیاده…
داستان seyis atı در بین داستانهای کتاب sizin memlekette eşek yok mu چاپ شده است که برخی از آنها جدید و برخی گلچینی از کتابهای قبلی است.
واژه سئییس ریشه عربی دارد و بیشتر به معنای مهتر و اسطبل بان است. این املا برای آن احتمالا غلط است و املای عربی آن احتمالا جور دیگری است.