اگر در این کشور شیوهٔ حکومت مشروطه با وجود همرأیی و موافقت آخرین سه شاه حکومت قاجار مستقر و نهادینه نگردید، اصلیترین عامل آن عدم پایبندی نیروهای چهارگانهٔ (فراماسونها، اجتماعیون عامیون، داشناکسوتیونها و مذهبیها) بظاهر حامل و نمایندهٔ مشروطهخواهی به اصول اولیهٔ شیوهٔ حکومت مشروطه بود.
واقعیت این است که سه گروه اول از این چهار گروه، اصلیترین آماجشان سرنگونی حکومت تورک قاجار بود و مشروطهخواهیشان بهانهای بیش نبود. صد البته این گروههای چهارگانه با بکارگیری نیروی مخرب شرارت پیشگان به آماجشان یعنی سرنگونی حکومت قاجار دست یافتند و در حکومت خشن استبدادی جایگزین، یعنی سلسله پهلوی کارگزار استبداد گردیدند.
به زبان ساده، دعوا و کشمکش بر سر تصاحب کلید زندان بود. کلید زندان را که به دست آوردند، با خیال راحت شروع به پروندهسازی، حذف فیزیکی و شخصیتی مخالفان و رقبا کردند و هنوز که هنوز است تلاش برای به دست آوردن کلید زندان از طرف دیگر مدعیان بیوقفه ادامه دارد و صد البته مثل همیشه تلاششان برای به دست آوردن کلید زندان به نام مشروطه و آزادیخواهی ترویج و تبلیغ میگردد و باعث فریب و گمراهی سادهانگاران میشود. چنانکه تا حال شده است و افراد زیادی به نام مشروطهخواه، آزادیخواه و دمکرات مورد ستایش قرار گرفتهاند ولی در واقعیت امر ضد مشروطه، ضد آزادی و ضد دمکرات بودهاند و هستند.
جملات ذیل بهترین کلیدواژه است برای رمزگشایی از عدم استقرار حکومت دموکراتیک در این کشور، و نیز معیار ارزیابی میزان پایبندی فرد مذکور به قواعد اولیهٔ آزادیخواهی. با هم بخوانیم: «هوادار و طرفدار و عضو سازمانهای چریکی بود. بازداشت شده و توبه کرد و با فرار رو به جلو و رفتن به جنگ ایران عراق و بهانهٔ جانبازی از مجازات اسلامی معاف شد. طولی نکشید که در دههٔ پنجم زندگیاش و در حالیکه شغل مشخصی نداشت لیسانس، فوقلیسانس و دکترای خود را در دانشگاههای معتبر ایران و در رشتههای علوم سیاسی اخذ کرد و سپس شروع به نوشتن بر علیه شخصیتهای ملی آذربایجان از دوران مشروطه تا دوران اخیر به نام نقد کرد…! با این توبهکردهها چه کنیم؟ آیا آنها را افرادی صادق و درستکار و راستگو بدانیم؟ آیا آنها را با آغوش باز پذیرا شویم در حالیکه به تخریب گذشتهٔ تاریخی آذربایجان مشغولند؟»
این چند جمله را همراه با عکس این دانشجو در صفحه اینستاگراماش به نمایش گذاشته بود. این کار ایشان با ترکیبی از دروغ و دغل مبنای پروندهسازی است و در صورت توانایی مجازات. همان حدیث کهنه و بلای جان این ملت که در طول این قرن ادامه داشته است.
ما گفتیم که این فرد دروغ میگوید. به یکی از دروغهایش در نوشتهٔ قبل اشاره شد. در این نوشته دومین دروغاش را میآوریم. ایشان مدعی است که من توبهنامه نوشته و تواب هستم. این دروغ محض است. در طول بازداشت نه کسی از من درخواست نوشتن توبهنامه کرد و نه من توبهنامه نوشتهام. ایشان اگر سندی دال بر اثبات ادعای خویش و رد گفتههای من دارند میتوانند ارائه دهند تا «سیهروی شود هر که در او غش باشد».