نقدی بر فرهنگستان زبان فارسی و نگاهی بر سفر حداد عادل به اردبیل


یک اوور ریدینگ کوتاه بر سرتیتر چند روز اخیر رسانه‌های مرکز در خصوص اشعار نظامی، ماهیت اشعار و اصالت وی، نشاندهنده این واقعیت اسفناک است که روشنفکری در ایران دچار بحرانهای زاید‌الوصف و تاسف‌باری است که هیچ نشانه‌ای از اصلاح و انعطاف در آن دیده نمی‌شود.

روشنفکری در ایران یعنی استفاده از تمامی ابزارها و امکانهای علمی و غیر علمی برای اثبات حقانیت مطلق خود و سرکوب دیگری. در واقع، هدف مستور در ورای اکثر فعالیتهای رسانه‌ای مراکزی که اصطلاح «فرهنگ» را یدک می‌کشند (از جمله فرهنگستان زبان فارسی و غیره) تعامل و وحدت ملی نیست، چرا که فعالیت و باروری جنبه‌های مختلف یک فرهنگ نمی‌تواند بر این مبنا باشد که حقوق سایرین نادیده گرفته شود، «فرهنگ» نمی‌تواند در صدد این باشد که با نادیده گرفتن فرهنگهای دیگر خودش را بالا بکشد، آنوقت دیگر اسمش فرهنگ نیست، بی‌فرهنگی و ضدفرهنگ است.

اگر نفس عمل این بنیاد یا نهاد، فرهنگ و فعالیت فرهنگی‌ست، در مقیاسی ملی باید فعالیت کند، در شرایط فعلی نام فرهنگستان فارسی وجهه‌ای ملی نمی‌تواند داشته باشد، وگرنه، ابتدایی‌ترین انتظار این بود که نامش فرهنگستان ایرانی باشد نه فارسی! فرهنگستانی ایرانی که در معنای پوشاندن ردایی جامع، زیبا و زیبنده بر تکثر زبانی فرهنگی این جغرافیا باشد که نیست، سازمانی که در راستای اقناع تکثر زبانی فرهنگی ایران، به وحدت ملی جامعیت ببخشد.

با اندکی تعمق در خصوص سرتیترهای مندرج در سایتهای مرکز به بهانه سفر رئیس فرهنگستان فارسی به اردبیل متوجه این حقیقت تلخ می‌شویم که اندیشه‌ی زبان و نژاد برتر حاکم بر مرکزنشینان هیچ راهی جلوی سایر ملل غیرفارس جز تقویت پرخاشگری اجتماعی که با کاشت نفرت به بازتولید خشونت علمی می‌انجامد، نمی‌گذارد و این یعنی بسط شکافهای اجتماعی. نگاهی به تیترها بیندازید:
ترکانه سخن سزای ما نیست. (ایبنا)
نظامی حتی یک بیت به زبان ترکی ندارد. (ایبنا)
نظامی درباره ملیت و زبان خود چه گفته است؟ (ایسنا)

با نگاهی کلی به سرتیترها می‌توان چنین اوورریدینگ کرد، یعنی اگر نظامی یک بیت ترکی داشته باشد فاجعه است، نباید داشته باشد، اگر داشته باشد هم باید به هر طریقی که شده از بین ببریمش، سرکوب و انکارش کنیم. ترکی خیلی پست‌تر از آنست که نظامی خواسته باشد به ترکی شعر بگوید، اگر هم گفته باشد حتما اشتباه کرده و یا صددرصد جعل شده و اشتباهی تایپی یا چاپی رخ داده، آخر ترکها را چه به ادبیات و فرهنگ و هنر؟ اصلا مگر ما و ترکها صنمی هم باهم داریم؟


به واقع در نظر اینها تورکهای ایران که بیش از چهل درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، جزوی از این مملکت نیستند و سخت غافلند از این واقعیت که نادیده گرفتن و داشتن دیدگاه سلبی به نادیده گرفته شدن خودشان خواهد انجامید. عصر عصر منطق، دانش و خردورزیست.

ایلقار موذن‌زاده

مطالب مشابه