نگاهی به اتیمولوژی نام شهر «خالخال» “Xalxal”
اخیرا یکی از علاقمندان نوشته های کانال تلگرامی «آکادمی فلسفه و زبان مشکین»، طی یادداشتی خواسته است تا در صورت امکان در بارهی ریشه شناسی نام شهر «خالخال- Xalxal» یا «خلخال- Xəlxal» آگاهیهایی بنویسیم. در اجابت خواسته دوستمان، آنچه که تا کنون در بارهی نامواژهی خالخال یا خلخال، در منابع و نوشتههای در دسترس یافته ام را، اینجا می آورم. امیدوارم همین نوشتهی کوتاه انگیزه و مشوقی برای محققین و پژوهشگران جوان باشد تا در این عرصه بیشتر تلاش نمایند و آگاهیهای کاملتری را ارائه بدهند.
در قرن نوزده میلادی و از نیمهی نخست آن قرن، شرقشناسان غربی که اکثراً اهل انگلستان و بعدها آلمان بودند، در منطقهای وسیعی از خاورمیانه که امروزه روز کشورهای سوریه، لبنان، فلسطین و بخش های شمالی عراق حالیه و کل سرزمینهای آسیای صغیر را دربر می گرفت، دست به کاوشها و جستجوهای باستانشناسی زدند. از جملهی این باستانشناسان که در زبانهای باستانی و هیروگلیف و پیکتوگرافی تخصص داشتند، عبارت بودند از: پروفسور سایک-Syce و پروفسور لئنورمانت-Lenormant و دکتر ایساک تایلور-Dr.İssac Taylor و تعدادی دانشمند دیگر که به بیش از ده نفر می رسند…
در نتیجه ی تلاش و کاوشهای باستانشناختی این دانشمندان، از مناطق مختلف سرزمینهایی که در بالا نام بردیم، الواح، مهرها، ستونها و سینی های نقرهای زیادی کشف شد. بیشتر این آثار به موزهی لندن منتقل شد و تعدادی نیز هم اکنون در موزهی استانبول نگهداری میشود.
از جملهی آثاری که کشف شد، لوحهای بود که در منطقهی «مالمیر-Malmir» یا «مال امیر» یا «مالامیر» است که توسط «پروفسور سایک»در حدود سال ۱۸۷۸ میلادی کشف شد. در بررسی نمادهای هیروگلیفی این لوحه، یکی از نمادها به شکل «خال-xal، خار- xar » قرائت شد. (Prof. Sayce. Malamir. P: 105)
اما معنای «خال- xal» یا «خار-xar » چیست ؟
بعد از کار و دقت زیاد بر روی این کلمه ی تک هجاییmonosyllable-، معنای آن روشن گردید:
الف- خال-xal : شهر، آبادی، قلعه،
ب- خار-xar : شهر، آبادی، قلعه،
در لوحه ی کشف شده، دو کلمه ی دیگر هم با ترکیب هجای «خال» به چشم می خورد:
الف- خالکا: شهر و یا سکونتگاه دائمی
ب- خالرس: شهر کنار رودخانه، شهر ساحل رود
اما خود بُنواژهی «خال» امروزه در زبان تورکی ریشهی مصدر «قالماق-qalmaq، کالماک-kalmak» به معنای: سکونت کردن، ماندن، اُتراق کردن است: خال=کال=قال= قالماق
از همین بُنواژه است کلمهی «قلعه»(قالا) که به معنای: محل ماندن و سکونت کردن است.
کلمه ی «قالا-qala» به صورت دخیل-loan word وارد زبان های سامی-Semitic شده و به شکل «قلعه» درآمده است.
اما شکل «خالخال»(خال-خال): در زبان ترکی باستان و همچنین در زبان کنگری- سومری، وقتی بخواهند چیزی را جمع ببندند، نام آن چیز یا عمل را تکرار می کنند. این شیوه که زیادی و فراوانی را نشان می دهد، هم اکنون در زبان های آلتایی، از جمله در زبان ترکی نیز دیده میشود. مثلا می گوییم: چوْخ-چوْخ، آز- آز، خؽل-خؽل، تپه-تپه، …
این قاعده در مورد نامواژهی «خالخال= خال-خال» نیز مشاهده میشود.
خالخال: چند شهر و آبادی، شهرها…
به احتمال زیاد، شهر کنونی «خالخال» مجموعه ای از چند و یا تعدادی آبادی و نزدیک به هم بوده اند و لذا به این شکل نامگذاری شده است.
به این ترتیب معلوم می شود که شهر «خالخال- Xalxal » یکی از باستانی ترین آبادی ها و شهرهای خاورمیانه است.
رحمان پوراکبر خیاوی