خلیج…
هموطنان فارسیزبان و فارس شدههای ناسیونالیست طبق معمول بهشدت غیرتی شدهاند که چرا ترامپ میخواهد به «خلیج فارس»، «خلیج عربی» بگوید. در این مورد نیز همانند تمامی موارد، نگاه انحصارطلبانه، خودپرستانه و تنگنظرانه دارند. گویا این خلیج نمیتواند نامی غیر از فارس داشته باشد.
به این خلیج زیبا هر کس از نقطهای که نشسته و نگریسته، نامی داده است. اروپاییها «پرشین گُلف» (خلیج پرشین) گفتهاند که ربطی به قوم فارس یا زبان فارسی ندارد. بلکه با نام ایالت فارس مرتبط است، چون مهمترین بندری که اروپاییها در آنها پیاده شدند، قدیماً جزو ایالت فارس و قیشلاق ایلهای کوچرو، بهویژه بزرگایل قشقایی بوده است.
عثمانیها به آن «بصره کورفَزی» (خلیج بصره) گفتهاند؛ زیرا مهمترین بندر تاریخی بر کنار این خلیج، بندر بصره بود. اسناد تاریخی به وضوح نشان میدهند زمانی که بنادر جنوب ايران (بندر عباس و بوشهر) مکانهایی بسیار کمجمعیت و بیرونق بودند، بندر بصره بندری بود پُرجمعیت با رونق اقتصادی- تجاری زیاد.
صاحبان اصلی قیشلاقهای سواحل این خلیج یعنی تورکهای قشقایی به آن «گئن بورون» گفتهاند. «گئن» در زبان تورکی به معنای عریض و گشاد است. «بورون» نیز به معنای دماغ میباشد که در اینجا معادل استعاری زیباییاست برای کلمه خلیج. جالب اینکه؛ معادل فارسی خلیج در زبان فارسی نیز کلمه «دماغه» میباشد. به نظر من این نام زیباترین و برازندهترین نامیاست که به این خلیج اطلاق شده اما هم سهواً و هم عمداً امحا شده است. زیبایی این نام یعنی «گَن بورون» آن وقت دو چندان میشود که برای آن قرینه متضادی در شمال مییابیم. این قرینه متضاد با نامی زیباتر؛ «اینجه بورون» در کرانههای خزر میباشد. «اینجه» در زبان تورکی به معنای باریک است که در تضاد و تقابلی معنادار و زیبا با کلمه «گئن» قرار میگیرد. پس در جنوب «گئن بورون» (خلیج عریض) داریم و در شمال «اینجه بورون» (خلیج باریک). این دو نام زیبای تورکی در عین حال نشان از عمق و پیوند تاریخی هویت و زبان تورکی از شمال تا جنوب ايران دارد.
ملیگرایان عرب نیز برای مقابله با عصبیت و اصرار ایرانی- پارسی در رابطه با «فارس» نامیدن این خلیج، آن را «خلیج عربی» نامیدهاند.
ناصر پورپیرار نیز ایده جالبی در این باره داشت و میگفت: مگر این همه ادعای اسلام و مسلمانی ندارید؟ نام این خلیج را بگذارید «خلیج اسلام» یا «خلیج اتحاد».