نگاهی به قتلعام جیلولوق-بخش چهارم
در اواخر اردیبهشت ماه ۱۲۹۷ قوای عثمانی جهت آزادسازی منطق اشغال شده ی اورمیه و سلماس از مرز عبور کرده و پس از چندی ، وارد خوی شدند. سربازان عثمانی با همکاری اهالی به ساماندهی اسکان پناهندگان سلماس پرداختند. بحران در حدی بود که از چهل هزار نفر پناهنده اخراجی از سلماس تنها ده هزار نفر جان سالم به در برده بودند.
خبر ورود سربازان عثمانی به خوی چیزی جز یاس و ناامیدی را برای ارامنه به همراه نداشت، یاس و ناامیدی که نویدی جز آیندهای تاریک و مبهم برای آنها نداشت و آنان را وادار به دست شستن از دارایی های خود و ترک شهر کرد، با وجود آن همه جنایت، ترک سلماس برای آنها چندان هم آسان نبود، خصوصا برای مسیحیانی که ساکن سلماس شده و در آن جا صاحب مال، املاک از طریق غارت شده بودند.
سربازان عثمانی اعضای لشکر ششم بودند که علی رغم مشکلات داخلی کشورشان، جهت آزادسازی اورمیه و سلماس مصممانه قدم برمیداشتند و در ۲۶ خرداد ۱۲۹۷ سربازان عثمانی به توابع سلماس رسیده و پس از دو روز درگیری در ۲۸ خرداد ۱۲۹۷ سلماس را از حضور ارامنه پاکسازی و در خان تختی اردو زدند.
در زمان ورود سربازان عثمانی و گریختن ارامنه جمعیت شهر ها و دهات اطراف به سبب قتل عام از سکنه خالی شده بود. سربازان ناچار به روستا رفته و محصولات کشاورزی را برداشت و به شهر آوردند. بازماندگان این واقعه کماکان از سربازان عثمانی به نیکی یاد کرده و آنان را به عنوان ناجی خود معرفی می کنند.
حملهی آندرانیک به خوی
پس از نسل کشی مردم ایروان توسط داشتناک های ارمنی در ژانویه ی ۱۹۱۸ و تشکیل جمهوری ارمنستان در ۲۸ مه ۱۹۱۸ ،سران داشتناک ها لازم دیدند برای ایجاد ارمنستان بزرگ با اشغال خوی محورهای وان ، ایروان و نخجوان را به یکدیگر متصل سازند.
در نیمه ی اول خرداد ماه نیروهای نظامی ارامنه، دامنه های شمالی گردنه قوشچی تا سلماس را در اشغال خود داشتند، اما آمدن سربازان عثمانی آناها را به تخلیه ی کهنهشهر و سلماس و عقب نشینی به سوی اورمیه واداشت. پیروزی های پی در پی ارامنه در قفقاز قدرت عمل آنان مبنی بر اعزام نیروی نظامی از قفقاز به غرب آذربایجان را تقویت کرد. در نتیجه آندرانیک زوریان در ۱ تیر ماه ۱۲۹۷ با قوای ۳۰۰۰ نفری خود از آراز عبور کرده و راهی خوی شد.
آندرانیک از ارامنه افراطی بود که خواستار تشکیل ارمنستان بزرگ از دریای خزر تا دریای سیاه بود و به این محل کوچک برای تشکیل ارمنستان قانع نبود. دسته های منسوب به آندرانیک در طی جنگ جهانی اول وظیفه تاریخیشان را که ضربه زدن به مسلمانان بود را بهخوبی انجام داده بودند و کمکهایشان به قوای روس در قلع و قمع تورکان آذربایجان و آناتولی قابل بحث و گفتگو است. ولی براساس موافقت نامه باطوم ، قوای مسلح آندرانیک باید خلع سلاح می شدند. اما آندرانیک نه تنها ارمنستان در مرزهای فعلی را قبول نداشت بلکه با هرگونه پیمان صلحی نیز مخالف بود.
سربازان عثمانی پس از آنکه وارد غرب آذربایجان شدند، سلماس و روستا های اطراف آن را آزاد کردند و خوی در تصرف نیروهای بومی مدافع باقی ماند. شهر به وسیله ی یک انجمن مشورتی، مرکب از رجال سرشناش خوی اداره می شد. عثمانی ها نیز گروهی مرکب از هفتصد سرباز به فرماندهی عبدالرحمان بیگ و زهدی بیگ را در خوی مستقر کرده بودند و سایر سربازان عثمانی نیز به فرماندهی علی احسان پاشا در سلماس ساکن شده بودند.
به دنبال پیشروی ارامنه بطرف مواضع عثمانی و خصوصاً شهر خوی، فرماندهی سپاه چهارم دستور متوقف کردن پیشروی ارامنه را صادر نمود. عثمانیها با دو گروهان پیاده و دو توپ کوهستانی و جمعی سواره به فرماندهی مین باشی حسین حسنو از راه شیطان آوا ( ریحانه ـ خوی ) به طرف جلفا پیشروی کرد. روز دوشنبه ۳ تیر ۱۲۹۷ خوی به محاصره نیرو های آندرانیک درآمد و در همین روزخبر لشکر کشی آندرانیک به خوی به علی احسان پاشا رسیده و او را به عقب نشینی به سوی خوی وادار کرد.
مقاومت مردم خوی و متوسل شدن آندرانیک به تاکتیک محاصره بازه ای را به وجود آورد تا نیرو های عثمانی به خوی رسیده و ارامنه قفقاز را متواری کنند. توپخانه عثمانی ها به محض رسیدن به خوی نیروهای ارامنه را زیر آتش خود گرفته و پس از اندکی، مقاومت آن هارا در هم شکست. سربازان عثمانی در خارج شهر اردو زده و فردای آن روز برای تعقیب ارامنه به سوی جلفا راهی شدند. ارامنه پس از عبور از آراز، برای جلوگیری از تعقیب توسط سربازان عثمانی، پل را به اتش کشیدند.
این شکست امید ارامنه دربارهی تشکیل ارمنستان بزرگ را ازبین برد و نیرو های نظامی آنان را متفرق ساخته و راه های ارتباط بین محور های اشغالی انان را از بین برد.
نویسنده: یاسین حاجیزاده