یادداشت روز: شیاطین تهران و آخرین تیر به سوی جهان ترک؛ رویارویی نهایی یا امید به آشتی؟
در روزهایی که بقایای “ارزشیهای دستنشانده” و هواداران رژیم ضدانسانی-اسلامی و مخصوصاً ضد تورک تهران، از سر استیصال و زخمهای عمیق جنگ ۱۲ روزه، چونان ماری زهرآگین اما کمرشکسته به خود میپیچند، گویی آخرین مأموریت خود را برای ضربه زدن به “جهان تُرک” به اجرا میگذارند. علاوه بر پادوهای خبری و صفحات مجازی دارای مجوز از رژیم “آنتی تُرک” تهران، همچون آذریها، خوروزلو و بیلهسوار من، اینک تمامی اعضا و اجزای “ایرانشهریها” با تولید محتوای سراسر دروغ و به دور از وجدان کاری و اصول حرفهای خبرنگاری، خواهان حمله “شیر بییال و دم و کُرک و پر ریخته ایران” به جمهوری عزیز آذربایجانمان هستند. آنها به خوبی دریافتهاند که در دور دوم حمله قریب به یقین اسرائیل به ایران ویرانشدهشان، این بار فاتحه “مفتخوری” آنها خوانده خواهد شد. در زبان مادریمان مثلی داریم: “جهنمه گئدن یولداشینی چوخ ایستر”؛ یعنی کسی که قرار است به درک واصل شود، دوست دارد رفیقش را نیز به درون دوزخ بکشد.
حال که “ایرانشهریهای شیخاللهی” و اندک “کاسهلیسان” آنها، تاریخ مصرف خود را تمامشده میبینند، تلاش دارند تا تهمانده عقدههای زهرآگین خود را حواله دولت-ملت نجیب آذربایجان کنند. اما غافل از آن هستند که برخلاف اسرائیل که مأموران مخفی محدود در داخل نهادهای اساسی رژیم داشتند، آذربایجان به صورت طبیعی و قانونی، بیش از نیمی از نیروهای نظامی-انتظامی و کارمندان دولتی ایران را در انحصار و اختیار خودش گرفته است. نگاهی به آمار اسامی خانوادگی و ملیت کشتهشدگان نیروهای نظامی-انتظامی جنگ ۱۲ روزه اخیر، به روشنی مؤید این ادعاست. افزون بر این، اکثریت غالب ترکیب اتنیکی جمعیت کشوری موسوم به ایران را بدون اغراق “تُرکها” تشکیل میدهند. درست است که جمعی اندک از آنان در طول یک قرن اخیر بر اثر سیاست هدفدار رژیمهای شاه و شیخ تهران به نفع زبان و فرهنگ مجعول فارسی آسیمیله شدهاند، اما حوادثی همچون پرسشنامه صداوسیما، کاریکاتور روزنامه دولتی ایران، برنامه فتیله و قهرمانی تراکتور اثبات کرد که اکثریت قاطع تُرکان ساکن در فلات ایران، نسبت به زبان و فرهنگ و همنژادان فرامرزی خود از حساسیت خاصی برخوردار هستند. با در نظر گرفتن جمیع جهات فوقالذکر، شانتاژهای امثال مهدی سبحانی، حافظ منافع لابی جهانی ارامنه در ایران با پوشش سفیر ایران در ارمنستان و همکاری تنگاتنگ شیخاللهیهای سلطنتطلب ارتزاقکننده از آخور آخوندی و توبره پهلویها، راه به جایی نخواهد برد.
در این میان، دولتمردان اسرائیل نیز باید به خود آیند و ایران را برابر “قومک هندوتبار تاجیکهای خودفارسپنداران” نبینند. اسرائیل و آمریکا شاید بتوانند بر اساس شعارهای احمقانه “اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود” و اعمال ضدیهودی، رژیم تهران را در جنگ مغلوب کنند و براندازند، اما دلیلی برای کشتن ۴۰ میلیون تُرک شهروند ایرانی مخالف حاکمیت مجدد پهلویهای نوکر ماسونیسم غرب ندارند. آنان اگر به معنای واقعی کلمه خواهان استقرار یک حکومت دموکراتیک و پایبند به اصول اولیه منشور حقوق بشری در تهران و در نتیجه آرامش منطقه خاورمیانه و جهان هستند، باید تجربه دولتمداری عدالتمحور تُرکان در جغرافیای ایران را یک بار دیگر بدون حب و بغض مرور کنند. در دو تا از آخرین موارد، حکومتهای ایالتی-ولایتی ممالک محروسه قاجاریه که در زمان خود نوعی حکومت فدرالیسم بود و حکومت خودمختار مرحوم پیشهوری با تکثر و تنوعپذیری بیمثالش هنوز هم در اذهان اندک سالمندان باقیمانده آن دوران چون نور ابدی میدرخشد.
بنابراین، عاقلانه است که عمو سام و بیبی، به جای اینکه بر روی قوم “کولی اکراد” جهت ضربه زدن به تمامیت ارضی ایران و ترکیه حساب باز کنند و از آنان به عنوان ماشه سوءاستفاده کنند، بهتر است که با واقعیتهای میدانی و پتانسیل موجود تُرکان در ایران آشتی کنند و راه به خطا نبرند. همچنین دولتمردان ترکیه نیز، با در نظر گرفتن اصل فوق، اگر در این لحظات حساس تاریخی، توان حمایت آشکار و نهان از حرکت ملی آذربایجان جهت بازپس گرفتن میراث هزارساله دولتمداری تُرکی در تهران را ندارند، حداقل در کنار این رژیم ضدتُرکی، ضداسلامی و ضدانسانی قرار نگیرند. درک این موضوع، به حل ابدی مشکل کریدور زنگهزور و دفع فتنه تجزیهطلبی کُردها نیز منجر خواهد شد. بنابراین با پیوستن حاکمیت تُرکمحور و عدالتگستر سکولار آیندهای نهچندان دور تهران به اعضای اصلی کشورهای اتحادیه تُرک، “توران” در مقابل زیادهخواهی چین، هند، روسیه و غربیها با قدرت توان مقابله خواهد داشت.
نویسنده: حبیب ساسانیان (یاکاموز)