هر چقدر که آمریکا عامل اصلی مشکلات اقتصادی کشور معرفی میشود، به همان میزان ترکیه عامل اصلی مشکلات فرهنگی و جغرافیای منطقهی آذربایجان معرفی میگردد.
هر تحرک فرهنگی در این جغرافیا از طبیعیترین حقوق انسانی یعنی مطالبهی زبان مادری گرفته تا انسانیترین خواسته یعنی حفظ محیط زیست، عامل ترکیه معرفی شده و با لیبل تجزیه طلب سرکوب میشود.
این مسئله به قدری شایع شده و در اذهان عموم ریشه دوانده که تا یک آذربایجانی در فضای مجازی به هر شکلی از هویت خود دفاع میکند، فورا دوستان ایرانشهری برایش بلیط ترکیه تجویز میکنند.
این روزها اعتراض به خشک شدن دریاچهی اورمیه در آذربایجان، از سطح فعالین ملی و مدنی فراتر رفته و بسیاری از شهروندان را نیز درگیر خود کرده است، آنها از خطرات زیست محیطی و طوفانهای نمکی بالقوه آگاهند و احیای دریاچه در سریعترین زمان ممکن را مطالبه میکنند.
اما بیتوجهی مسئولین و تبعیض آشکار سیاستهای کلان در نوع بودجه بندی و آبرسانی به مناطق کویری آنان را نسبت به این سیاستها خشمگین کرده است.
اما بر اساس رویهی سابق ، در سکوت مشمئز کنندهی مسئولین، شواهد نشان میدهد که رسانهها باز هم میخواهند، مقصر را نه سومدیریت و سیاستهای تبعیضگرانه و مرکز محور، بلکه “ترکیه” معرفی کنند! در روزهای اخیر نیز اختلاف استراتژیک ترکیه و ایران در شمال سوریه بر کسی پوشیده نیست. پس چه کسی بهتر از ترکیه.
در اوج مطالبهی احیای دریاچهی اورمیه، اقای رافعی پور، به تبریز میآید و بر علیه ترکیه و اردوغان شعر ترکی میخواند، خبرگزاری اصلاح طلب “انتخاب” طوفانها و گرد و خاک شدید تابستان امسال را به گردن اردوغان میاندازد. با همین جهت رسانهای اذهان عمومی باید آماده باشد تا سدسازی ترکیه عامل اصلی خشک شدن دریاچهی اورمیه معرفی گردد. با یک تیر دو نشان!