کتاب “دده قورقود” اولین اثری است که از این حماسه سرایان و خنیاگران قدیمی آذربایجان سراغ می دهد و با کاوشی در ادبیات باستان آذربایجان ما را با اوزانها و شخصیت تاریخی و سیاسی آنها آشنا می سازد. در آن زمانها اوزانها با قوپوزی در دست در هدایت مردم، مقام روحانی را داشته اند. اولین شاعران تورکها نیز در حقیقت از میان این افراد بوده است که در میان قبیله های مختلف ترک بنام های مختلفی از جمله در میان تونقوزها”شامان”، تورکان آلتای”گام”، یاخوتها”اویون”، قیرقیزها”باکسی” و اوغوزها”اوزان” بوده است.
مقام و ارزش اوزانها همانند قوپوز آنها در میان قوم خویش از چنان منزلتی برخوردار بود که مردم به روزهای سخت زندگی با نصیحت و مشورت اوزانها نشست و برخاست می کردند و با اندرزهای عاقلانه آنان در برابر بدبختی ها و مصیبت ها می ایستاند. در نتیجه ی تقسیم کار اجتماعی در مراکز بزرگ تمدن ها اوزنها رسالت تاریخی خود را به آشیقها سپردند همچنانکه آشیقها ساز می زنند و می خوانند، اوزانها نیز قوپوز زده، شعر سروده و داستانها ساخته اند.(مروری بر تاریخ ادبیات آذربایجان در ایران. دکتر محمد رضا باغبان کریمی صفحه۴۱۵
هر هنرمندی که به این مکتب باستانی سر داده است سعی در پیشرفت و گسترش این هنر برآمده است تا تمثیل تازه ای از اوزان ها در زمانه ی ما باشند.در میان این همه همجمه از بحران هویت در ایران هر انسانی کم و بیش به خودآگاهی نسبت به محیط اجتماعی و هویت اجتماعی خود رسیده و راه مبارزه ای برای خود انتخاب کرده و متعهد به احیا فرهنگ ملی خود شده است.
مکتب آشیقی در آذربایجان با تفکری که ساز آذربایجانی را در پرچم آمریکا پیچید و در ارک تبریز به آتش کشید مبارزه کرد تا مبادا رسالت اوزانها بر زمین بماند. توحید نوروزی شاگرد استاد بزرگی چون نوید مثمر بوده است.
استاد چیره دستی چون نوید مثمر شاگردی به جامعه موسیقی آذربایجان تقدیم کرد که، سبک و آثار متفاوت او افق های جدیدی پیش روی هنر موسیقی ما گشود و باعث شد نسل جدید، موسیقی اصیل ما را به مانند نغمه های سرور انگیز زمزمه کنند. اما صد حیف که مرگ نابهنگام این ستاره هنری آذربایجان را بی فروغ کرد.