پاشنه آشیل دیکتاتورها و ترس از آگاهی و تجربهی حیات اجتماعی ملتها/سعید مینایی
فرار از پاسخگویی، توسل به اهانت، تهدید و عبارات دور از ادب در برابر نقد، فرافکنی، قطع کانال های ارتباطی و سفسطه در مباحثه، نشانههای ضعف منطق و پنهانکاری و عدم صداقت در امور است.! آنچه در حاشیهی نقد جریان فکری ایرانشهری رخ داد و واکنشهای سوال برانگیز، تاسف آور و دور از شان جامعهی دانشگاهی یعنی آقای دکتر نقیب زاده را به دنبال داشت، این سوال را در ذهن بنده و امثال بنده ایجاد نمود که چرا باید یک اندیشمند و نظریه پرداز یک جریان فکری که باید الگوئی برای جامعه باشد، چنین رفتار کند و با ادبیاتی که دور از شان یک چهرهی دانشگاهی است سخن گوید!؟
دوام و قوام یک جریان فکری، به اصالت در ذات، قابلیت در پاسخگویی، ارتباط سازی با بدنه اجتماعی جامعه، پویایی در ناملایمات و تاب آوری آن در برابر تنش ها بستگی دارد. جعلیات علمی و ساخته های فکری هدفمند، فاقد ریشه های عمیق علمی و پشتوانه های محکم فکری هستند و در برابر فشارها، تنش ها و ناملایمات اجتماعی، انعطاف و پویایی لازم را نداشته و با وجود حمایت های سیاسی میشکند و تاب آوری لازم و کافی را ندارد. چون عاری از حقیقت، مسئولیت، مقبولیت، عینیت و صداقت هستند.
ظالم بهتر از هر کسی میداند که ظلم میکند و همواره ترس از مقاومت مظلوم دارد و کذاب بهتر از هر کسی میداند که دروغ می گوید و همواره ترس رسوایی و آشکار شدن حقیقت را دارد، پس ظالم و دیکتاتور به خشونت، خفقان و سرکوب متوسل می شود و کذاب دروغ گو به سفسطه. گاها علت دروغ گویی بیشتر برای فرار از پاسخگویی است. ترس ظالم از مظلوم، و دیکتاتور از توده، خیلی بیشتر از ترس مظلوم از ظالم و توده از دیکتاتور است ولی او ترس خود را در پشت استعمار، استکبار و استحمار، استضعاف و استثمار توده ها پنهان میکند.
تجربه حیات علمی و اجتماعی بشر نشان داده است که نقطه ضعف این دو طیف نشسته در خانه عنکبوت، آگاهی، قدرت استدلال و بیداری توده های مردمی است.! آگاهی ایمان آدم را تقویت میکند، قدرت_استدلال به آن نیرو میبخشد و بیداری توده های مردمی ما را به آینده امیدوار میسازد.هرچند آگاهی و بیداری اجتماعی برای پایان بخشیدن به عصیان گری های شیاطین کافی نیست، اما لازم است.! ما هر چه بیشتر از تاریخ خودمان بدانیم، کمتر فریب می خوریم! هرچه بیشتر فلسفه و منطق بدانیم، قدرت نقادی و به چالش کشیدن مان بیشتر می شود! و هر چه بیشتر در کنار هم و پشت هم باشیم، به موفقیت بیش از پیش نزدیک تر میشویم.! قدرت ما در ایمان به اصالت مان است، ریشه های ما نه در سیاست، که در تاریخ مان است، سلاح ما نه هوچی گری، لمپنیسم و خرافات و اباطیل، که منطق ، قدرت استدلال، حقیقت وجودی و ادب مان است.! و ما میمانیم، همان گونه که تاکنون مانده ایم و آنها خواهند رفت، همان گونه که پیش از این رفته اند، چون ما واقعی هستیم و آنهاجعلی.! مسئولیت امروز صاحبان فکر و اندیشه که دغدغهی حقیقت و درد ملک و ملت دارند، ایجاد روشنگری، آگاهی بخشی و مبارزه با خرافات، جعلیات و افراطی گری است! اگر چنین باشد جامعه نیز راه خود را پیدا خواهد کرد.