نشانه ای از راه حق
درک حقیقت، طلبنده تجربهای اصل است که آن هم نیازمند «دیدگاه باز» و «اراده سالم» میباشد. انسان با دیدگاه باز و بدون چنین اخلاقیات نادرستی از قبیل «تردیدهای بی جا و متعدد» می تواند تسلط گسترده ای بر اعمال حیاتی خود صورت دهد و با حفظ “هدف” و پرداختن به ارزش های ذاتی خود ((اعتماد به نفس)) ادامه راه را به ساده ترین نوع ممکن با لذتی دو چندان طی نمود. بعنوان مثال قضیه «دیدگاه باز» و «اراده سالم» همانند کارکرد تفنگ تک تیرانداز “CheyTac Intervention M200” است. “دیدگاه باز” مانند دوربین سلاح و اراده سالم هم تشابه عمیقی با نوع راندمان فوق دقیق آن دارد. بدون هیچ ایرادی با بالاترین قابلیت شلیک و خطای در حد صفر. در مقابل با جو حاکم در جامعه امروزی، هدف طرفداران «نماد نامساوی دوستان قَشمار» است که بر حقوق دیگر ملیت و قوميت های ساکن در ایران اَصلَه تر معرفی میشود و همان امواج نیل گون و چشم نواز حیات یک مردم ایران را متلاطم میسازد و تا رسیدن به صخرههای مرگ باری که از طرف دست نشانده هایشان نوید ساحل آرامش بخش را میدهند و در آخرین لحظه تباهی زندگی مردم را تماشا میکنند. آنها هستند که با سرود؛ ملی گرایی و شخصیت سازی بر عقاید ناقصی استوار میمانند و در مقابل نظرات متفاوت را قابل فهم نمیدانند و از طرفی با رسیدن به “درک مطلق حقیقت” و نداشتن هیچ توضیح اوصولی ای مستقیم پای سیستم جدائی طلبی راسیسم را به میان میکشند تا مقصر تعیین نمایند. در طول یک قرن با شعارهایی که چاشنی ملیت گرایی دست ساز را به خود دارد و با راهکار تک صدایی که جزو ارکان اصلی سیاست شان میباشد و با شاخص های انسانیت ساختگی شان تا به امروز برای ساکنان ایران این چنین خواستند و حال بازماندگانشان در عقاید و نوع عملشان بدتر از توهمات عموجان ناپلئون به جز حفظ خواسته خود و ترساندن مردم و نژاد برتر خواندن خود و تحمیل آن به سایر قوميت و ملیت های کهن ایران سعی بر متداول ساختن استعمار نامیرا و هموار سازی طرح عملیات ویرانگر آسیمیلاسیون نداشته و با اجرا نمودن آن رسم دیرینه «تفرقه انداز و حکومت کن» معروف در صدد ایجاد تغییرات جو حاکم بر جامعه بخاطر پیشبرد اهداف و محو نمودن ملیت و قوميت های کهن در ایران از تمام لحاظ و محروم نمودن از حق طبیعی شان هستند. از طرفی با دست بردن در تاریخ و تغییرات فرهنگی به زبان ساده با خلق جعلیات فرهنگی و تاریخی با خیالاتی مبهم بر سرعت بخشیدن عظمشان کوشش مینمایند. اما طی نمودن راه حق تا رسیدن و حفظ «هدف اصلی»، «شناخت واقعی خود» را میطلبد. با شناختن ((دیدگاه باز)) به مرور زمان ضمن آگاه شدن در تمام زمینه ها زندگی در یکی از شاخه های اصلی حیات حقوق مدنی-اجتماعی خود را شناسایی نموده و آگاهتر از قبل متوجه میشویم به چه چیزی رسیدهایم و مستحق چه شرایطی هستیم. اما امروزه از آن خودباختگی مسری ای که در بین عوام با طی نمودن اجباری مسیر ظلمات عجین گشته است همراه با آموزش تحمیلی “به خواب زدن روح خود” در واقع به مرگ تدریجی تعظیم میکنیم، پس از رسیدن به هدف((درک حقیقت))در واقع «اتحاد» برگ برنده ای است که در بخش جدید عایدمان میشود اما تحمیل “اتحادی که استعمار را زیر سایه همنشینی ملی به همراه داشته باشد برای کسی قابل قبول نمیباشد”از اول صلح و صمیمیت از اصول صحیح زیستن است اما هم زیستی دارای شرایط از پیش تعیین شده است که با پایبندی به آن همان اتحاد واقعی را مستحکم تر میسازد، اما اگر در خلاف چنین شرایطی، طرف مقابل در رابطه با نوع همزیستی همکاری نداشته باشد و با پروپاگانداسازی، اساس اتحاد را طبق نوع خواسته خود رقم زند، دیگر اتحاد حقیقی ای در کار نیست و همان اتحاد با چاشنی همنشینی ملی که حق خواهی افراد جمع شده در دور این سفره را با تحمیل اندیشه مرکزی سرکوب میکند پایه یک دیکتاتوری نوین را بنا میکند.
به یاد داشته باشیم با احانت به تاریخ و فرهنگ یک ملت بازنده باز هم همان تخریبگران یا در کلام ساده «فاشیستان» میباشند. از چندین سال قبل با استارت هویت طلبی ترکان خراسان در سرزمین شان شاهد ثمره های پر برکت این حرکت مطهر و عدالت محور بودیم. اما با هتک حرمت به مزار شریف شاعر بزرگ تورک خراسان و شکستن سنگ مزار شریف شیخ عزالدین حسن اوغلوی اسفراینی دقیق بدانیم که باز هم ما بردیم . مهم ارتباط گروهی صحیح فعالان تورک خراسان بود که منجر به وقوع پیوستن چنین وقایع واجبی در حق ملت تورک خراسان شد. با اینکه از طرف نهاد های امنیتی وقت چنین صحبت هایی را شنیدیم که «همه برابر هستیم»، «چرا دنبال چنین فعالیت هایی هستید؛ به زندگی تان بپردازید»، «آلوده بازی دشمن نشوید»، و… کماکان منتظر شناسایی عوامل خاطی و برخورد جدی با آنان می باشیم، اما شاید صورت مسئله در همین نزدیکی باشد و ما همچنان اویاق هستیم.
دمیر گوجو