آزادی برای هر ملتی سقفی دارد
این مقاله را با توجه به نگرش جامعه شناسان و نویسندگان مطرح جهانی نسبت به آزادی و رفتار متقابلِشان با شرایط موجود به وجود آزادی اجتماعی هر ملت در دو بخش مینگاریم.
بخش اول وجود چگونگی آزادی متناسب با نیازهای اجتماعی
بخش دوم سوء برداشت از آزادی و سوء استفاده از آن توسط سیاستمداران جوامع.
دیدگاه فیودور میخایلوویچ داستایوفسکی که یکی از نویسندگان و داستان سرای بزرگ جهان که دیدگاه های روانشناختی او نسبت به جهان پیرامون خود و جوامع ملل در رابطه با موجودیت آزادی قدری قابل تامل است شروع میکنیم. وی اعتقاد دارد؛ سقف آزادی برای همهی ملت ها یکسان نیست سقف آزادی رابطه مستقیمی با قامت فکری مردمان آن اجتماع دارد در جامعهای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود. وقتی سقف آزادی کوتاه شود آدمهای بزرگ آنقدر سرشان به سقف می خورد که حذف میشوند. آدمهای کوتوله اما راحت جولان می دهند. بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا به ناچار آنقدر سرشان را کوتاه میکنند که کوتوله میشوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند، تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند. این دیدگاه کاملا منطبق با جوامع امروزی ماست. بی شک وجود آزادیهای اجتماعی، فردی، دینی و عقیدتی زمینههای تکوین و پایداری هر جامعه را شکل می دهد. اما هر جامعهای نسبت به شرایط موجود خود آزادی را به فرا خورِ خلقیات، روحیات و شرایط مردمانش قالب بندی میکند و این قید و بند سازی زمینهی استحکام و همچنین باعث جلوگیری از هرج و مرج اجتماعی میشود. نظر به این مطلب می بایست قدری عقب برگشته و شرایط موجودِ قدیم را از نظر آزادی های عاطفی، فکری و پوششی بررسی نماییم تا فهم درستی از آزادی امروزی را دریابیم.
از نظر عاطفی ممالک محروسه قاجار و همچنین جغرافیای ایران نام شده در عصر پهلویان؛ گذشتهی تاریکی دارد در این خصوص نیازی به اطاله مطلب نیست. از نظر آزادی فکری دوره قاجاریه نسبتاً دورهای آزاد نسبت به دورهی پهلوی محسوب میشود. با این حال خفگان موجود در هر دو جامعه را نمیتوان کتمان کرد. اما از نظر آزادی های فردی خصوصاً از نوع پوششی که بیشتر مد نظر جامعه شناسان و روان کاوان اجتماعی فراماسونی بود شرایط جوری چیده شد که همیشه زمینه های اختلاف از این منظر موجودیت یافته تا بقیه فاکتورهای انسانی که ارجهیت بیشتری دارند در نظر سیاستمداران گماشته شده و مردم که حق و حقوقشان پایمال میشود از نظر ها پنهان بماند. در زمان قاجاریه زمانی که حکومت دست تورک ها بود این اختلاف پوششی وجود نداشت مردم بر اساس پذیرش شرایط موجود اسلامی-اخلاقی حجابی در خوروشایسته خود و جامعه داشتند و از این نظر وجود حجاب یا بی حجابی نه باعث تحریک افکار ارتجاعی علمای دین می شد نه باعث انحطاط جامعه. اما با سر کار آمدن پهلوی ها توسط سیاستمداران غربی بخصوص فراماسونها این شرایط به کلی تغییر کرد و امتداد این چنین حکومتی یعنی ایجاد حکومت اسلامی بعد از پهلوی ها که یکی، مردم را به بهانه پیشرفت لخت میکرد و دیگری به بهانهی اسلامیت به زور می پوشاند باعث انحراف افکار آحاد ملت اعم از سیاسیون، دانشجویان، روشنفکران و… از غارت ها، چپاول ها ، کاستی های عمده اجتماعی، بی عدالتی ها در حق ملل محبوس در این جغرافیا و بقیه فاکتورهای موجود شد. تغییر این حکومت ها مداماً زمینه های عقب نگه داشتن ملت ها را ایجاد می کند تا غارتگران جهانی توسط گماشته شدگان خودی بتوانند بیشتر جولان دهند در واقع پس از اتمام دورهی استعمار و استثمار فیزیکی، این سیستمی نوین، پایه ریزی شده بر بستر فکری-اعتقادی مردم و سیاست مداران جوامع عقب مانده است برای استعمار مجدد ملل مظلوم و ناآگاه.
ائلرومان طرلاناوغلو