ادبیات حماسی و داستان های پهلوانی قیرقیزها/صالح سجادی
ادبیات قرقیز در شکل سنتی و کهن خود روایتهایی بود از داستانهای کوتاه عامیانه با مضامین عاشقانه و حماسی که سینه به سینه نقل می شد.
علاوه بر داستانهای کوتاه پهلوانی ، حماسة بلند ماناس (قهرمان ملی قرقیزها)در ادبیات کلاسیک قیرقیز جایگاه مهمی دارد. این اثر را ویلهلم راتلوف جزو نمونه های ادبیات مردمی اقوام ترک منطقة شمال (جزوة پنجم ، سن پترزبورگ 1985) گردآوری و منتشر ساخت و بعدها هاتو آن را تجدید چاپ و شرح و تفسیر کرد، ویسبادن (1990). در روایتهای جدیدِ ساغیم بای اوروزباقو اولو متوفی (1930م) وسایاق بای قره لایف (متوفی (1971م) و دیگران از ماناس رامنتشر کرد، گفته می شود که این حماسه بالغ بر پانصد هزار بیت دارد
رونق و تسلط این ادبیات در میان قرقیزها تا قرن نوزدهم میلادی نیز ادامه داشت شاعران مردمی با عناوین «آقین » و «ایرچی » اشعاری در رثای آزادی میسرودند، مانند زار زمان ، سرودة مُلاّ (مولدو) قلیچ (متوفی 1296ش)ترانه های تاریخی اسحاق شیبکوف (متوفی 1336ش) در بارة قیام (1916) و پیامدهای آن؛
همچنین آوازهایی که خلق آقی یف (متوفی 1332 ش) در بارة زلزله سرود و آن را خواست و پیام خداوند دانست؛ مرثیه های تغلق مولدو (متوفی 1321 ش) برای زنان جوانی که مجبور به ازدواج میشوند، و داستانهای منظومی که قهرمان آنها حیوانات اند
اشعار آموزشی توقتوغول ساتیلغانوف (متوفی 1933) و «آیتیش » (روایت )های او در بارة موضوعات گوناگون متن ترانه های بعضی از آوازخوانان بود.
از دهه 1920 و 1930به بعد بسیاری از نویسندگان ، گونه هایی از ادبیات را که وسیلة بیان آنها زبان گفتار یا آواز بود، مثل شعر و داستان و اپرا، ترجیح میدادند از جملة آنان قاسم تینیستانوف متوفی(1317ش)شاعر و نویسندة کتابهای درسی ، بود که اشعار و صحنه های نمایشی که او خلق کردهرگز پس از اعدام وی نشر و اجرا نشد. اشعار و حماسه های علی توقومبایف متوفی(1367ش) کاملاً هماهنگ با مسائل سیاسی روز بود. توقومبایف و ملکوف در( 1325ش) به اتفاق ، متنِ اپرای ماناس را نوشتند قوبانیچبک ملکوف متوفی(1357ش) حماسه و شعر میسرود و بر اساس حماسة ماناس چند اپرانامه نوشت: آی چورُک (1939)با همکاری جومرد (جومرت ) بکن بایف متوفی(1323ش)یوسف توروس بکوف متوفی(1332ش) و سیتک (1320ش)ملکوف در (1337ش) بر اساس اثر بکن بایف ، اپرانامه ای در بارة توقتوغول ، خوانندة معروف اپرا، نوشت.
بخشهایی از زندگی این خواننده نیز موضوع نمایشنامة او به نام آیلانغان توئونون بورکوتو (1964) است. در این دوره نویسندگان نسبت به تغییرات سیاسی و اجتماعی واکنش نشان دادند ادبیات روسی(گورکی وشولوخوف) و قزاقی، سرمشق انکارناپذیر نویسندگان قرقیز بود. با اینهمه نویسندگان کوشیدند که انگیزه ها و جنبه های آشنای ادبیات شفاهی سنّتی را با نوع جدیدی از داستانسرایی تلفیق کنند. ریزه کاریهای قوم شناختی کم وبیش به طرزی هنرمندانه درهم تابیده شده بود. داستان اجر اثر قاسم علی بایالینوف (متوفی 1359ش) به شکلی نمونه وار، سرنوشت قرقیزهایی را که پس از سرکوب قیام(1916)به سین کیانگ کوچ کردند، بازگو می کند جریانی که بعد از آن بارها موضوع داستانها شد.نثرنویسان برجستة دیگر قرقیزی عبارت اند از: قاسم علی جانتوشف (متوفی 1347 ش) با داستان اکی جاش و رمان قنی بک (1958)
تولبای صدیق بکوف(متولد 1281ش) با رمانهای بیزدین زماندین کیشی لری (1952)توئوآراسیندا (1955)، زیپتر (1962ـ1966) و عناصر زندگینامة خودش در رمانی به نام جل (1982). در دهة (1340ش)مناشر کرد. و بدین ترتیب مضامین جدید در قالب رمانهای تاریخی باب شد. قاسم قائموف (متوفی 1368ش) رمان آتای را در بارة نوازنده ای به این نام نوشت و تولوغون قاسم بیگوف (متولد 1310ش) در رمان سینغان قلیچ (1966) به مناسبات قرقیزها و خانات خجند در قرن نوزدهم پرداخت . داستانها و رمانهای چنگیز آیتماتوف (متولد 1307ش) اول به زبان قرقیزی منتشر و سپس به روسی ترجمه شد و از آن پس به بسیاری از زبانها برگردانده شد و خواننده های زیادی پیدا کرد؛ زیرا کلیشه های سیاسی(دوست ـ دشمن) را رها ساخته و با دیدگاهی انتقادی نسبت به تصمیمات کاملاً اساسی سالهای اخیر، تصویری جسورانه فراروی خوانندگان قرار داده بود. او تصاویر شاعرانة بسیار قوی از عادیترین جنبه های زندگی روزمره تا جنبه های خارق العادة آن را با الهام از سنّتهای قرقیزی خلق کرده و آنها را با شیوة خاص خود بیان داشته است.
بهترین آثار وی عبارت اند از: جمیله (1959)گل سارات (الوداع گل ساری/1966)، آق کمه (1970)روزی به درازای یک قرن (1982) و پلاخا (1986).به دنبال آیتماتوف و بر اساس تجربیاتی که در زمینة تولید فیلم به دست آمده بود، نویسندگان در دهه های(1340 و 1350ش)هستة اصلی داستانها را ماجراهای مردمان عادی و جنبه های روان شناختی آنان قرار دادند، از جملة آنان قاسم قائموف، آسان بک استاموف (متولد 1317 ش) و موسی مراد علی یف (متولد 1319ش) بودند. شعر به کُندی توانست خود را از انحصار طولانی قالبهای سنتّی شعر شفاهی، که برای بیان مضامین جدید هم به کار رفته بود، آزاد کند. علی قول عثمانوف (متوفی 1329ش)که با مطالعه در شعر روسی آموزش یافته بود، هنگامی که نمونه هایی از شعر آزاد را با استفاده از اوزان بومی ــ که سابقاً ناشناخته بود ــ خلق کرد، گسترة قالبهای شعری آشکارا وسعت یافت ، چنانکه میتوان در آثار سویومبای ارعلی یف (متولد 1300ش)، سورن بای جوسویف متولد 1304ش) و رمس رسقولوف (متولد 1313) و دیگران مشاهده کرد. بطور کلی ادبیات معاصر قرقیز در نثر، نمایشنامه ، رمان و داستان جزو پیشگامان ادبیات معاصر جهان ترک به حساب می آید و نسبت به شعر معاصراین سرزمین پیشرفت بسیار بهتری داشته است.
منبع:دانشنامه جهان اسلام/بنیاد دائرة المعارف اسلامی/جلد: اول صفحه: (3481