در فارسی فعلی اصطلاحات بسیاری هستند که از زبان عربی مشتق شده اند که سعی می شود برای عوام الناس به عنوان زبان فارسی قلمداد کنند. ما برای نمونه تعدادی از آنها را برای آشنائی خوانندگان عزیز از کیفیتشان در اینجا ذکر می کنیم ستون اول در فارسی بکار برده می شود که همگی عربی هستند و ستون دوم هم عربی هستند و خود اعراب آن را بکار می برند:
در فارسی : در عربی :
ادامه تحصیل متابعة الدراسة
استثمار استغلال
اظهارات تصریحات
بین المللی الدّولی
تأسیسات صنعتی المنشآت الصناعیة
توطئه المؤامرة
حسب المعمول عادتاً
خَلق الشعب
شورای امنیّت مجلس الامن
محقّق الباحث
انقلاب الثورة
که تمامی کلمات هر دو ستون های فوق عربی هستند و یا همانطوریکه بدان اشاره شد کلمات عربی لباس و البسه و غیره که در دنیای فعلی هیچ بنی آدمی بدون آنها بسرنبرده و نمی برد به عنوان زبان فارسی اطلاع رسانی می شود. حالا به این دو اصطلاح توجه فرمایید که خیلی جالب توجه است: در عربی گفته می شود قبل الظهر و بعدالظهر، اگر آن دو را به صورت غلط املائی نوشته و غلط تلفظ کنیم می شود فارسی دری: قبل از ظهر و بعد از ظهر؛ در واقع اصطلاح معروف “دری وری” نیز به خاطر همین ابداعات جعلی است. توضیح اینکه اگر ما “لام” عربی را قبل از کلمه “ظهر” حذف نموده و به جای مشدّد خواندن حرف شمسی “ظ” از “ز” استفاده کنیم زبان فارسی دری ساخته می شود. از این نوع مثالها آنچنان زیاد است که اگر ما بخواهیم همه آنها را در اینجا ذکر کنیم خود کتابی قطور خواهد شد.
همچنین چنانچه موسسة ائی. ام. تی و آ. ام. تی در سال 2002 که در اروپا و آمریکا واقع شده و تحت مدیریت برجسته ترین زبان شناسان اداره می شوند اعلام نظر نموده است: که 92% کلمات فارسی از زبان عربی و تُُرکی اقتباس شده و مابقی بدون هیچ فرمولی “تـولـیـــــد” شده است. بطوریکه اخیراً سعی می کنند به جای ماهی قیزیل آلا، ماهی رنگین کمان بکار برند. یعنی آن رنگین کمانی که به هنگام باریدن باران در آسمان ظاهر می شد و معادل قوس و قزح استعمال شده یک مرتبه بنا به تصمیم کارخانه کلمه سازی فرهنگستان به صورت ماهی در می آید و برای اینکه عوام الناس را قانع کنند ابتدا به صورت “ماهی قزل آلای رنگین کمان” در بازار ماهی فروشان ظاهر می شود و سپس به صورت تکی و فارسی را پاس بداریم یعنی به صورت “ماهی رنگین کمان” به بازار می آید و می شود فارسی! و در بازار و جلوی بعضی ماهی فروشان بی اطلاع و بی خبر از زبان ایل و تبار خود، تابلو “ماهی رنگین کمان” نصب میگردد و یا در مورد خیلی چیزهای دیگر از جمله اسامی اماکن (بالاخره بایستی بین ترکی که زبان “عوام الناس” است و فارسی باکلاس که زبان رسمی و دولتی است فرقی باشد) تغییراتی از زمانهای سابق به این طرف به وجود آورده اند، مثل: ساوالان = سبلان، آجی چای = تلخینه رود، آخما قایا = احمقیّه، ساری داوا= سردابه، ساری قایا و یا همان ساری قیه= سرقین = سرعین، بالیخلی چای= بالخلوچای، اردَبیل= اردِبیل، و صدها و یا شاید هزاران نمونه از این نوع مثل قوشاچای(میاندوآب) و زرینه رود و سیمینه رود(تاتائو ـ جغاتی) و غیره.
با همه این احوال، متکلَـمین به این زبان دری خصوصاً در ایران خود را نسبت به بقیه اقوام دیگر برتر دانسته و تکلم بدان را فخر دانسته و بر خود مباهات می کنند، و خود را به اصطلاح جوانان امروزی “با کلاس تر” از اعراب و اتراک و غیره می دانند، و این در حالیست که خط مکتوب خود را از خط عربی گرفته اند. دین خود را از اعراب به ارث برده اند. و حداقل 60 الی 70 درصد زبانشان را نیز از زبان عربی اقتباس نموده اند.(فرهنگستان زبان فارسی نیز به این مسئله اقرار و اعتراف و اذعان می نماید) آن بقیه 30- 40 درصد را نیز بطور عمده از زبان ترکی و دیگر اقوام داخلی و خارجی به عاریت گرفته اند. با این وجود زبانشان از زبان همه اقوام مهمتر و باکلاس¬تر بوده و بقیه اقوام از زبان خود محروم هستند. آنها با منتسب نمودن خود به پرشین های هخامنشی سعی در قدمت تاریخی برای خود هستند. در حالیکه در اساس، کمترین ارتباطی با آن قوم داشته اند. همان قومی که اولین سردسته آنها یعنی سیروس که ما او را “کوروش” نامیده¬ایم. همان کوروشی که بعد از کودتا علیه پدربزرگ مادریش، او را به قتل رسانید و با دختر او که خاله خودش هم بود بعد از کشتن شوهرش با او ازدواج کرد تا اینکه وارث تاج و تخت پدر بزرگ مادری و مادی شد. پسر کوروش یعنی کمبوجیه بعد از جلوس بر اریکه سلطنت برادر خود بردیا را به قتل رساند.
اولین نشانه های تمدن بشری/منصور جدی