ایران ، قفقاز و نُه گانه ی عقلانیت.علی افسر شهبازی
ایران کافیست قبول کند که از این به بعد باید قفقاز را بجای مرز ارمنستان، از پشت عینک آزربایجان نظاره کند…
یک سیاستمدار عاقل کسی ست که وقتی توان رقیب را دریافت، تلاش کند وارد یک جنگ بی نتیجه نشود و این عین شجاعت و سیاست و شعور سیاسی ست که پاشینیان مالک آن است…
۱- امروزه پاشینیان این را فهمیده و در تلاش است که بیخود وارد جنگ دیگری با آزربایجان نشود و هر چقدر هم دولتهای دیگر برای ایستادگی و آغاز جنگی دیگر به او فشار می آورند ، پاشینیان حتی در خفا هم که شده دنبال دادن امتیازات بیشتر و کسب رضایت آزربایجان است و نتیجه میگیریم که، تا زمانی که این پاشینیان در راس قدرت است سرمایه گذاری کشورهای همسایه برای فشار بر آزربایجان سرمایه ای بر هدر خواهد بود و همسایگان باید این را بفهمند…
۲- روسیه شرایط جنگ با مثلث آزربایجان-تورکیه-پاکستان که اتحادشان دیگر قطعی شده است را ندارد و طبیعیست که تلاش کند تا ج ا ایران را نایب الزیاره ی این خطر بکند و حکومت ایران باید این را هم در نظر بگیرد…
۳- ایران پشتوانه ی اقتصادی لازم برای آغاز جنگ با مثلث قید شده را ندارد و طبیعتا سیاستگذاران ایران این را بهتر از هر کسی میدانند و نباید طی مانوور های مصلحتی در مرز آزربایجان، سرمایه ای دیگر از کشور را هدر دهند…
۴- ارمنستان یک محور استراتژیک برای ایران نیست که دوستان بخواهند بخاطر آن، مملکت را درگیر جنگ و متعاقب آن درگیر مصائب داخلی کنند و کافیست که دوستان ایرانی قبول کنند که زین به بعد قفقاز را نه از مرز ارمنستان بلکه از پشت عینک آزربایجان نگاه خواهند کرد و چون چاره ای جز این نیست یک سیاستمدار عاقل باید تمکین کند…
۵- سران ج ا ایران اگر از فشار پان ایرانیزم خارج شوند باید بدانند که عقل سلیم خودش را بخاطر دو میلیون ارمنی گرسنه، با ۱۵۰ میلیون ترک سرافراز و توانمند درگیر نمیکند که بالای ۴۰ میلیون این جمعیت نیز شهروند خود شماست و نارضایتی آنها میتواند گسل های خطرناک ایران را به حرکت در آورد…
۶- زخم قره باغ در دل ایرانیان و مخصوصا ترکها و آزربایجانی ها زخمی ست که تازه دارد بهبود می یابد و حکومت نباید یکبار دیگر این ملت را در موضوع قره باغ از خود برنجاند چرا که در جنگ ۴۴ روزه، خشم سرکش ترکهای ایران در حمایت از آزربایجان را دیدیم که با پایان پیروزمندانه ی جنگ به خوشی پایان یافت و در غیر اینصورت میتوانست خسارات جبران ناپذیری را برای کشور رقم بزند…
۷- ج ا ایران در تمامی مرزهای خود با انفجار و شلیک سر کار دارد الا مرزهای آزربایجان با کشورهای ترک، و یک سیاستمدار آگاه تلاش میکند که این مرزها را تبدیل کند به مرز مودت و صلح و اقتصاد و در سایه ی این آرامش، به مرزهای نا امن خود رسیدگی کند نه اینکه یک نا امنی دیگر در این قسمت از مرزهایش را استارت بزند…
۸- ایرانی که هم غرب را دشمن دارد و هم همسایه های عرب را و هم پاکستان و افغانستان را باید برای مانوور و کارهای احتیاطی، اولویت بندی کند و سران محترم نظام باید بدانند که بزرگترین خطر کشور داعش و القاعده و طالبان هستند و امروزه شما بجای لشگر کشی به مرزهای صلح در آزربایجان، باید تمامی لشکریان خود را از سراسر ایران و حتی از سوریه و لبنان و عراق به مرزهای افغانستان منتقل کنید که طرح تجزیه ی ایران از آنجا استارت خورده است…
۹- بزرگترین شانس حاکمیت در داخل کشور در سالهای گذشته، عدم اتحاد جنبش سیاسی آزربایجان با اپوزسیون بر انداز در خیابانهای کشور بود و درگیری احتمالی ایران با آزربایجان (که بنده احتمال آن را بسیار ناچیز میدانم) میتواند در آینده جنبش سیاسی آزربایجان را در کف خیابانها در کنار جریانات بر انداز قرار دهد و طبیعتا این موضوع میتواند پایان خیلی چیزها باشد…
امروز ایران شرایط سختی را سپری میکند و باید در اولویت بندیهایش دقت کند تا کلاهی که در حمایت از طالبان بر سرش رفت در مرزهای ترکیه و آزربایجان تکرار نشود….