تاریخ پرافتخار اردبیل و تندیس فردوسی در گردنهی حئران
با نگاهی به تاریخ اردبیل، در سدههای مختلف میتوان ادیبان و اندیشمندانی را شاهد شد، که هر کدام سرمایههای بیبدیل فرهنگیمان محسوب میشوند. وقتی بزرگانی همچون ختایی، شیخ صفی اردبیلی، استاد سلیمی، موذنزادهها، فرهاد ابراهیمی، استاد بابا صفری و… داریم چرا باید تندیس فردوسی که قرابتی با تاریخ منطقه ندارد، نصب شود؟ شاعری که به زعم برخی منتقدان در کنار حماسههایش، اشعار ضدنژادی و ضد زن هم دارد و با نگاهی ابعادی به آثارش، میتوان دریافت که سدهها باعث اشاعه افکار غیرانسانی نیز شده است.
چرا تندیس جنونی اردبیلی سخنور، ادیب و شاعر قرن دوازده هجری در حئران نصب نمیشود؟ یا استاد سلیمی که تندیس او به عنوان «آهنگساز برجستهٔ شرق» در #یونسکو نصب شده است، یا استاد بابا صفری که از جمله تأليفات وی میتوان به دوره چهار جلدی (اردبيل در گذرگاه تاريخ) اشاره كرد؟
چرا مجسمهی خالق دیوان خطایی و «مناقب الاسرار» و «بهجت الاحرار» از شعرای قرن دهم هجری کار نمیشود؟ یا الهی اردبیلی (دانشمند سده نهصد هجری قمری) که بیش از سی جلد کتاب و رسائل و تعلیقات و حواشی دارد؟ چرا نباید تندیس «حاج میرصالح بن عبدالرحیم موسوی اردبیلی» خالق گنبد الله الله بقعهی شیخ صفی که آثار و تقریراتش در دو جلد نیز چاپ شده است طراحی نمیشود؟
همچنین چهرههایی همچون محمدبن حمزه ننه کرانی، ابن بزار اردبیلی، امینالدین جبرئیل، ثانی صفوی، عبدالمناف بن صفر علی حکیم الهی، میرزا نصرالله صدرالممالک، سام میرزا و غیره که از مشاهیر اردبیل بوده و آثارشان جای بررسی، پژوهش و تفسیر دارد.
ملتی که مفاخرش را نشناسد و تاریخش را نداند، مجبور به تکرار تمام تجربیات گذشتگان شده، آیندهای جز اضمحلال، اسارت فرهنگی، بحران هویتی و نابودی زیرساختهای اجتماعیاش نخواهد داشت. به واقع و با این شرایط، نصب تندیس فردوسی همچون وصلهای ناجور و تحمیلی در زیباترین نقطهی اردبیل یعنی #گردنه_ی_حئران قلمداد شده، مورد اعتراض فعالان مدنی و دغدغهمندان راستین اجتماعی است.