تجاربی از زلزله قره داغ
✍️: آخرین زلزلهی مهم پیش از زلزلهی دیروز خوی، زلزلهی قره داغ در ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ بود که اگرچه خوشبختانه در یک روز تابستانی رخ داد و تلفات جانی آن کم بود اما موجب ویرانی ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی روستاهای این منطقهی محروم شد.
پس از سه روز بلاتکلیفی، همراه با دوستان و فعالان اجتماعی و فرهنگی تلاش برای جمعآوری کمکهای نقدی و غیر نقدی را آغاز کردیم. با کمکهای نقدی و غیر نقدی جمع شده حدود دو بار نیسان مایحتاج اولیه تهیه کرده و راهی روستاها شدیم. وضعیت وخیمتر از آنچه که فکر میکردیم بود. اگرچه امدادرسانی توسط مردم نیز قابل توجه بود اما اشکال عمده ناهماهنگی و عدم توازن در امدادرسانی بود. بخش اصلی امدادرسانیها بر مواد غذایی مانند نان، آب، خرما و کنسرو متمرکز بود که بخش بزرگی از آنها بلامصرف ماند و تلف شد. اکثر امدادرسانیها به روستاهایی شده بود که دسترسی به آنها راحتتر بود اما روستاهای دور افتاده و صعبالعبور کاملاً مغفول واقع شده بودند. همراه با محمولههای امداد، روستا به روستا رفتیم و نیمهشب به روستایی در اعماق کوههای ورزقان رسیدیم که برق هم نداشت. در حالی که ۵ روز از زلزله میگذشت، ما اولین کسانی بودیم که برای امدادرسانی به آنجا رفته بودیم. متاسفانه نام روستا را فراموش کردهام اما فقر و محرومیت در آنجا واقعاً باور نکردنی بود. مطمئناً این تنها روستای تا این حد محروم و فراموش شده نبود و روستاهای زیادی مانند آن وجود داشت اما شناسایی و امدادرسانی به آنها خارج از توان مردم بود. این وظیفهی نهادهای دولتی بود که روستاهای آسیب دیده را شناسایی و امدادرسانیها را مدیریت کند اما متاسفانه تا مراحل و موانع اداری را طی کنند، کار از کار میگذرد. البته هلال احمر همواره در این مواقع وظیفهی خود را به جا میآورد اما همه میدانیم که توان و امکان این نهاد نیمهدولتی در مقایسه با سایر نهادهای دولتی بسیار محدود است.
در زلزلهی قره داغ مردم آذربایجان حقیقتاً سنگ تمام گذاشتند و چنان به یاری مردم محروم، مظلوم و ستمکشیدهی قره داغ شتافتند که کمتر نظیری برای آن میتوان یافت اما ناهماهنگی و عدم مدیریت امدادها مهمترین اشکال کار بود. تجربهی زلزلهی قره داغ به ما آموخت شکلگیری هستههای مدیریت مردمی- محلی برای اعلام مایحتاج لازم و مدیریت توزیع آنها امری بسیار مهم و ضروریاست. پس از چند روز این هستههای مدیریت که عموماً متکی به معتمدین محل بود، در اهر، ورزقان و هریس شکل گرفت. آنها علاوه بر جمعآوری مایحتاج لازم، تا حد امکان از توزیع بیش از حد و درنتیجه تلف شدن بسیاری از آنها جلوگیری کردند و در اندیشهی زمستان سختی بودند که در پیش بود. چون در چنین مواقعی طبیعتاً حضور مردم در صحنههای امدادرسانی موقت خواهد بود اما کار اصلی و مهم امدادرسانی، ادامه و ساماندهی آن برای مدتی حداقل چند ماهه است تا وضعیت اندکی سروسامان یابد. بنابراین شکلگیری هستههای مدیریتی امداد مردمی- محلی، اقدامی بسیار لازم و دوراندیشانه است تا امدادها پس از فروکش کردن احساسات و تب رسانهای ماجرا نیز ادامه یابد و آسیبدیدگان به کنج فراموشی رانده نشوند.
زلزلهی قره داغ بخش مهمی از تاریخ معاصر ماست که عجالتاً جنبهی تاریخ شفاهی دارد و استفاده از تجارب کسب شده در آن برای مواقعی مانند این روزها که درگیر زلزلهی خوی در فصلی سرد و سخت هستیم، بسیار لازم و مفید خواهد بود. قلب هر انسان بهویژه هر آذربایجانی از دیدن صحنههای دردناک این روزها عمیقاً به درد میآید. وظیفهی انسانی، ملی و وطنی همهی ماست که به هر نوع که میتوانیم آستین بالا بزنیم تا علاوه بر جمعآوری و ساماندهی مایحتاج لازم با مدیریت معتمدین مردمی- محلی، تلاشهای لازم برای طرح مطالبهگری اصولی از نهادهای دولتی را نیز انجام دهیم.
سید مرتضی حسینی