– با حاکمیت پهلوی ها، از ملل غیر فارس جوی خون و از جنبش سیاسی آذربایجان حداقل ۲۰۰ نفر از سیاسیون جوان قتل و عام خواهند شد!!!
۱- در جمهوری_اسلامی هرگز بهبود اقتصادی و معیشتی رخ نخواهد داد و این زخم چنان عمیق است که محال است با پانسمان آن، خون این زخم بند آید و غرب نیز با درک این موضوع، از شروع اعتراضات ویرانگر داخلی با خبر شده و تلاش میکند حکومت بعدی را باب میل خود برای ایران انتخاب کند…
۲- بدلیل عدم وجود یک اپوزسیون قوی و متشکل، غرب ناچار است که مهره های سوخته را وارد میدان بازی نموده و حاکمیت بعدی را از آن خود کند…
۳- ابر قدرتها وقتی در جهان سوم حکومتی را جابجا میکنند بعد از جابجایی، تلاش میکنند افراد تاثیرگذاری را که بعدا میتواند بازی آنها را بر هم بزند از میان بردارند که معمولا این افراد لیست های بلند بالایی از نظامیون و سیاسیون هستند که کشتار آنها به حکومت جدید سپرده میشود و صد البته حکومت جدید با این قلع و قمع ماهیت مردمی خودش را از دست داده و با مخالفتهای مردمی روبرو شده و در خدمتگذاری به غرب نمره ی ضعیفتری میگیرد …
۴- اینبار در جابجایی مورد نظر و در نبود یک آلترناتیو همه پسند، آمریکا مجبور است مهره ای را وارد میدان کند که از نظر خواص مغضوب و از نظر عوام محبوب است و آن شخصی نیست جز خاندان پهلوی، با این مهم که پسر از پدر آموخته که پا روی دمب “چشم آبی ها” نگذارد و گرنه ساقط میشود و این تجربه پهلوی ها را به مهره ی دلخواه ایالات متحده تبدیل میکند…
۴- اگر حکومت بعدی به کشتار لیست مورد نظر اربابان (مورد اشاره در بند ۳) دست بزند محبوبیت مردمی را از دست خواهد داد، مثل حاکمیت فعلی که هرگز نتوانست از اعدام های اول انقلاب و سال ۶۷ کمر راست کند و اینجاست که آمریکا پای مجاهدین_خلق را وسط میکشد و دولت_موقت و کشتارها را بدو می سپارد تا در گام بعدی دولت تثبیت شده ی پهلوی حاکم شود با این مهم که خونهای ریخته شده در دولت موقت به پای او نوشته نشده است و او یک دولت مردمی ست…
۵- با توجه به ضعف جریانات سیاسی ملل غیر فارس در این جغرافیا، در این مقطع نیز هیچ ملتی غیر از فارس ها از این جابجایی منتفع نخواهد شد… البته در این قسمت باید نیم نگاهی هم به اهداف و آرمانهای ترکیه در منطقه داشته باشیم که اگر طبق برنامه پیش برود به اتفاقات داخل ایران تاثیر مثبت خواهد گذاشت و اجازه نخواهد داد که همه چیز به نفع پان ایرانیزم تمام شود ؛ در مقاله ی ” #پایان_ایران_پارسی” در فردای جنگ ۴۴ روزه ی قره_باغ بدان پرداخته ام…
۶- جمهوری اسلامی و ترکیه برای هم نعمتی بودند که همدیگر را “کم” قدر دانستند و امروزه ضعف ترکیه به رفتن ج اسلامی و آمدن پهلوی خواهد انجامید و رفتن جمهوری اسلامی درد سر بزرگی برای ترکیه به همراه خواهد داشت بنام “حکومت پهلوی” در ایران…
۷- تا زمانی که روسیه یک ترس بود انگلیس در کنار ترکیه بود و این خیلی عالی بود ولی ترس آن میرود که با تضعیف روسیه، انگلیس از ترک ها فاصله بگیرد و این به ضرر منطقه خواهد بود… البته در صورت ضعف روسیه و فاصله گرفتن لندن از آنکارا، ترکیه در قفقاز به اهداف عالیه ی خود خواهد رسید و برای ترکیه چندان فرقی نخواهد کرد ولی نگاه ترکیه از ایران به قفقاز منتقل خواهد شد و با نزدیکی لندن به آمریکا، در ایران فضا برای پان ایرانیزم مهیا تر خواهد بود و اینجاست که بنده به بقای جمهوری اسلامی بیشتر می اندیشم حتی با شرایط اسفناک اقتصادی چرا که آمدن یک پان ایرانیست قوی تر ملل غیر فارس ایران را حداقل ۵۰ سال دیگر به آخر صف خواهد فرستاد…
۸- موقعیت روسیه، نزدیکی انگلیس به آنکارا یا واشنگتن، لابی و قدرت ترکیه در جهان و منطقه، تاثیر مستقیم بر آینده ی ایران خواهد داشت و بنده امیدوارم مثلث لندن-آنکارا- تهران کماکان بر علیه آمریکا در منطقه عمل کند چرا که این مثلث بعلاوه ی نیروهای تاثیرگذار داخلی ایران میتواند آمدن حکومت تازه نفس پان ایرانیستی را شکست دهد…
۹- اگر ترک های منطقه نتوانند لندن را در کنار خود حفظ کنند حاکمیت پهلوی ها قطعی خواهد بود…
۱۰- رضا پهلوی در آخرین صحبت خود گفت: هر جریانی که قسمتی از راه حل باشد ما با آن جریان کار همکاری خواهیم کرد… خب جنبش های ترک ، کرد ، بلوچ ، عرب و غیره قسمتی از راه حل پهلوی نیستند و او بعد از حاکمیت و کشتارهای اولیه که بدان اشاره کردیم، در دوران ثبات، نیروهای مخل و بقول خودشان تجزیه_طلب را پاکسازی خواهند کرد تا اداره ی کشور راحت تر شود؛ در این مرحله خونهای زیادی ریخته خواهد شد و از جنبش سیاسی آذربایجان حداقل ۲۰۰ نفر از سیاسیون جوان کشته خواهند شد تا مثل یکصد سال گذشته نسل سیاسی ما یکبار دیگر قبل از به ثمر نشستن به خزان بنشیند!!!!
همه میدانیم که ایران گلوی دنیای تورک میباشد و آزربایجان به مثابه حلقوم آن عمل میکند و با تضعیف روسیه در اوکراین شکل گیری دنیای_ترک جدی تر پیش خواهد رفت و احتمال زیاد انگلیس در کنار آمریکا قرار گرفته و سیاست یکصد سال اخیر ضد ترکی غرب در منطقه را برای جلوگیری از شکل گیری اتحاد جدید ترکی پی خواهد گرفت که برای اینکار حتما گلوی دنیای تورک ( “آزربایجان_جنوبی ) بریده خواهد شد…
اگر امروز جنبش سیاسی آذربایجان به نتایج مطلوب نرسیده است دلیلش این است که در جریان مشروطه و فرقه_دموکرات و انقلاب ۵۷ سیاستمداران کار کشته ی آن قلع و قمع شده اند تا ما دستمان کماکان خالی باشد، ولذا برای فرار از تکرار خطاهای گذشته این جنبش نیاز به یک تصمیم اگاهانه دارد:
این جنبش با احتمال رفتن جمهوری_اسلامی باید خودش را با جریانات سیاسی ترکیه عجین کند و اگر احساس کرد که ترکیه توان بر هم زدن معادلات غرب در منطقه را دارد باید در داخل ایران وارد یک جنگ تمام عیار و خونین با بازوان پان ایرانیسم از جمله پهلوی ها و رجوی ها شود تا بتواند جبهه ی ایرانیِ این جنگِ منطقه ای را به ضرر پان_ایرانیزم و به نفع ترکیه و دوستانش بالانس کند و از شهادت در این میدان نهراسد چرا که در صورت هراس و جدی نگرفتن مسئله، بعد از تثبیت حکومت پهلوی تک تک شان عین قشون تسلیم شده ی مختار ثقفی گردن زده خواهند شد و یکبار دیگر سیاسیون ما در این مقطع با انقطاع نسل روبرو خواهد شد تا فرزندانمان ۴۰ سال بعد در مقابل سیاسیون کار کشته ی دشمن مثل ما دوباره جوانه بزنند…
اما نهایت امر برای دوستانم این توصیه را دارم که:
اگر به این نتیجه رسیدیم که جمهوری اسلامی حتما رفتنی ست و پهلوی-رجوی حکومتشان در ایران به قطعیت رسیده است و ترک ها توان بر هم زدن بازی غربی-پهلوی در ایران و منطقه را ندارند ما قبل از اینکه مثل مشروطه و مثل قاجار و مثل پیشه وری و یا مثل ۵۷ نیروهایمان تار و مار شوند و سیاسیون مان ریشه کن شوند باید سیاسیون خود را از ایران خارج کنیم تا مانع قتل و عام آنها شویم تا در ۴۰ سال بعد بتوانیم با داشتن سیاسیون کار کشته نتیجه بگیریم…