تا زمان تشکیل امپراطوری بزرگ سلجوقی (1037 میلادی) دولت قاراخانی یکی از پرقدرتترین تشکلات دنیای ترک در قرن یازدهم بود که بعد از انقراض دولت اویغور در سال 840 میلادی تشکیل شد و همانگونه که ف. سومر اشاره کرده است بنیانگذار آن ترکهای یغما بودند و سردمداران یغما نیز از خانوادهی دوقوز اوغوز- اُیغُر بودند که با عنوان بغراخان نامیده میشدند. قوم یغما، احتمالاً بعد از انقراض این خاندان، به سوی کاشغر کوچ نموده و سپس آن را از قارلوقها گرفته و بدون شک نامیده شدن فرمانروایانشان با عنوان خان به علّت ارتباطاتی بوده است که با خاندان اُیغُر داشتهاند، زیرا عنوان حکمرانان قارلوق، یابقو بوده و آنچه که ترکیِ خاقانیاش مینامند (محمود کاشغری، لهجهٔ یغما و تخسی را فصیحترین لهجهٔ ترکی میداند) همان لهجهی یغما میباشد.
باقبول اسلام از سوی عبدالکریم ساتوق بغراخان (۹۵۵- ۹۵۹ میلادی)، ملّتهای ترک وابسته به این دولت یعنی یغما، قارلوق، چگل و تخسی نیز در سال ۹۶۰ میلادی به تعداد دویست هزار چادر، این دین را پذیرفتند. همچنان است که تاریخ مرگ سالتوق بغراخان را پریتساک ۹۵۹ میلادی و بارتولد ۹۵۵ میداند. بدین ترتیب قراخانیان، در عین حال مؤسس اوّلین دولت ترک مسلمان در آسیای میانه بودند. اینان، بلاساغون و کاشغر را فتح کرده و سپس در حوالی سال ۹۹۹. م ترکستان غربی را از سامانیان گرفتند.
قراخانیهای تازه مسلمان همان رفتاری را با اویغورها کردند که اوغوزهای مسلمان تحت ادارهی سلجوق سوباشی با غیرمسلمانهای هم قوم خود کرده بودند. آنها به ایرانیها و اویغورهای بودایی، تات میگفتند. اویغورها نیز همهی مسلمانان را «جُمَق» میگفتند. کاشغری در شعری دربارهی جنگ قراخانی با اویغور مینویسد:
«کَلِنکزلَیو اَقِتمِز. کَندلَر اُزا جِقِتمِز.
فُرخَن اَڤـِن یِقتِمِز. بُرخَن اُزا سِجتِمِز.»
و معنایش چنین است: «سیلابگونه جاری شدیم و به داخل شهرهایشان رسوخ کردیم و بُتخانههایشان را ویران نمودیم.»
در این اوان، اوغراقهای مرز اسلام- اویغور وارد اردوی قراخانیها شده و کاشغری مینویسد:
«اَغدی قِزِل بَیراق. تُوغدی قَرا تُبراق.
یَتشوکَلِب اُغراق. تُقشِب اَنِن کیجِتمِز.»
و معنایش چنین است: «پرچم سرخ (مسلمانی) برافراشته شد. غباری تیره برخاست. سواران اوغراق به ما پیوستند. جنگیدیم و بازگشتمان به درازا کشید.» و اوغراقها در جنگ علیه اویغورها نقش مهمی بازی کردند. همچنین است این شعر در وصف رشادت اوغراقها در کتاب دیوان لغات:
«اُغراق اَری تِغراق. یِیمی اَنِک اُغلاق. سوتی اُزا سَغراق، یِیری تَقی اَغلاق.» «نسل اوغراق، قهرمانان بیباکی هستند. طعامشان اُغلاق هست در کنار ظرفهای شیر، صوراحیها نمایان است. زمینهایشان شورهزار است…»
و میبینیم که برای شکستدادن اویغورهای مسلمانناشده، چه بیتهایی سرودهاند و کاشغری نیز آنها را تک به تک قید کرده است.
حالا قتلوعام اویغورها قبل از مسلمان شدن را خواندیم. بهتر است که نگاهی هم به قتلوعام اویغورها بعد از مسلمان شدن داشته باشیم. وقتی که جمهوری ترکستان شرقی توسط روسیه سرنگون شد، چینیها یکی از افراد خود را جایگزین نیازخان کردند.
یکی از ابزار چینیها برای قتل و عام اویغورها، مطرح کردن اسلام رادیکالی هست. حال آنکه این نوع تفکرات از مغز مردمان بیگرسنه و شکمسیر بیرون میآید و اویغورها تنها و تنها به فکر نجات جان خود هستند و نگران از نان فردا و الخ…
مردمان اروپا نیز وقتی اویغورها رو با پوشش و روسری و… میبینند، فکر میکنند که ادعای چینی ها درست است و آنها تروریست هستند. هر ملّتی، پوشش مخصوص خود را دارد و خردهای نمیتوان گرفت. شاید هیچ ملّتی در طول تاریخ، به اندازهٔ اویغورها مورد ظلم و ستم واقع نشده است. زنهایشان را در زندانها هم عقیم میکنند و تجاوز! و یکی از نمونههایش مهری گولتورسون بود که بعد از آزادی، از چین فرار کرد. کار اجباری، فروش اعضای بدن، زندان به خاطر داشتن روسری و ناپدید کردن روشنفکران اویغوری و هویتزدایی و… اعمال شنیغی است که در قرن بیست و یک، کمی عجیب است، اما متاسفانه، از کشورهایی مثل چین هیچ چیزی بعید نیست. روزگاری، تورفان و بلاساغون و کاشغر، نگین درخشانی در آسیا بودند و یکی از آبادترین جایگاه برای زیست به شمار میرفتند. امّا به لطف چین، به روزگاری افتادهاند که حتی توان جستجو کردن این نامها در اینترنت رو هم ندارید. چون با صحنههایی از فجایع بشری توسط چینیها مواجه میشوید که از انسان بودنتان شرم میکنید.
شاهین مرادی