جنایات شاهان ساسانی و نسل کشی گیل و بلوچ ها از زبان فردوسی توسی/امیر افشار افشاری
در مرام راسیستی آریاپرستان اگر کوروش و داریوش به سزمین اقوام بومی ایران[ آذربایجان و سرزمین تورکان]، مصر،ماد، لیدی،یونان و ماساژت ها و… تجاوز کرده و تمام مظاهر تمدن و فرهنگ آنان را با خاک یکسان، زن و کودک را در آتش انداخته، مخالفانشان را به فجیع ترین صورت ممکن کشته و تمدن دولت های متمدن قبل از خود را به نام خود مصادره و به شدت با معترضان برخورد نموده و…؛ همه این جنایات و خیانات پادشاهان هخامنشی بعنوان اقدامات بشردوستانه تلقی شده فلذا بشر امروز باید در مقابل آنان تعظیم نموده و ادای احترام نماید ولی در مقابل اگر اسکند مقدونی و چنگیزخان[ به قول خواجه رشید ، اسکندر آسیا]و… به ایران حمله کرده اند وحشیانی بودند که تمدن دروغین هخامنشیان و ساسانیان را نابوده کرده اند؛
دکتر رضا مرادی غیاث آبادی مولف کتاب ” باستان شناسی تقلب و رنج های بشری” به نقل از مورخان و محققان مشهور و معروف دنیا مانند کتزیاس، گزنفون، هرودوت، پی یر بریان، والتر هینتس،آرنالدو مومیلینو، رالف نورمن شارپ،پی یر لوکوک، کینگ و تامسون و دیگر محققان معروف جهان پس از اشاره به ظلم،ستم،فساد و فحشا،بی قانونی،قتل و غارت، خونریزی، خونخواری و محو تمدن بشری توسط شاهان هخامنشیان مخصوص کورش و داریوش؛ به بی عدالتی و ظلم و ستم پادشاهان ساسانی منجمله انوشیروان به اصطلاح عادل پرداخته و می نویسد:” به گزارش شاهنامه فردوسي، انوشيروان عادل بجز نسل كشي مزدكيان به قتل عام هاي ديگري نيز دست يازيد كه از آن جمله است قتل عام بلوچيان و گيلانيان و سپس غارت اموال آنان و سوزاندن خانه هايشان؛ فردوسي درد و رنج مردم و قتل عام گروهي زن و مرد و كودك را به دست لشكريان ساساني انوشيروان با شيواترين سروده ها بيان كرده است:
ازيشان فراوان و اندك نماند / زن و مرد جنگى و كودك نماند
فردوسی همچنين آورده است كه گستردگي نسل كشي بلوچ ها[توسط انوشیروان به ظاهر عادل] به اندازه اي بوده كه يك نفر بلوچ و حتي يك نفر چوپان بلوچ در هيچ كجا به ديده نمي آمد:
ببود ايمن از رنج ايشان جهان / بلوچى نماند آشكار و نهان
شبان هم نبودى پس گوسپند / به هامون و بر تيغ كوه بلند
به گزارش شاهنامه فردوسي، انوشيروان عادل پس از سركوب بلوچ ها به سوي گيلان حركت كرد و سكونتگاه هاي قوم گیل را با بي رحمي به زنان و اطفال در آتش سوزاند و غارت كرد و قيام آنان را چنان به خاك و خون كشيد كه:
چنان بد ز كشته همه كوه و دشت / كه خون در همه روى كشور بگشت
ز بس كشتن و غارت و سوختن / خروش آمد و ناله مرد و زن
ببستند يكسر همه دست خويش / زنان از پس و كودك خُرد پيش
(مرادی غیاث آبادی، 1395، 136-135)
حتی اعتراضات اجتماعی مزدکیان در زمان انوشیروان نیز به شدیدترین وجه ممکن سرکوب شد که از چشمان منصف،متعهد و با وجدان تاریخ و مورخان مکتوم نمانده است؛ :”مزدك و 100.000 نفر از مزدكيان را نيز به فرمان انوشيروان عادل زنده بگور كردند.”(مرادی غیاث آبادی، 1395 : 138 )
مرادی غیاث آبادی،رضا، باستان شناسی تقلب و رنج های بشری،شاهان تهران،1395