تاریخ معاصر ایران متاسفانه افراد زیادی دیده که بدون توجه به اصل تلاش به سعادتمندی مردمشان، تئوری پردازی نفرت انگیز انجام داده و علاوه بر اینکه با خوی دیکتاتوری فرهنگی، شوونیسم فرهنگی را تایید میکردند حتی بر آن نیز میکوشیدند.
سیدجواد طباطبایی و همفکرانش با نام ایرانشهری بر این راه پای میفشردند و پای خواهند فشرد. نظریات وی اصرار بر سیاست نفرت پراکن شاهنامهای بود که هر آنچه که غیرفارس بود دشمن بود و تورک و عرب از این حملات بی نصیب نماندند. این تفکر انحرافی و حسود در نظام بروکراسی ایران به حدی رسوخ دارد که برای هیچ و پوچ، ایران را تا سرحد جنگ با دو همسایه مدرن و بی آزار خود یعنی جمهوری آزربایجان و تورکیه میبردند. تمام نظرات این فرقه متوهم انحرافی، تلاش برای جا انداختن آنچه که در تاریخ کتب درسی ایران «وزیران باهوش و خردمند ایرانی» نامیده میشوند بود و همچنین ارائه توهمی با عنوان شکوه و عظمت ایران قبل اسلام( آنچه که ایران باستان نامیده میشود).
اصولاً علوم انسانی یک ایراد اساسی با علوم طبیعی دارد و آن منسوخ نشدن نظریات و عقاید فاقد وجهه مشروعیت. از شگفتیهای تاریخ ایران این است که این نظریات که ملت ایران را به تباهی سوق میدهد توسط سودمندان فعلی این سیستم بیشتر تشویق میشود.
نظریه ایرانشهری که امروزه پوششی است برای سلطنت طلبان و کوروش پرستان، با مصادره و سوءاستفاده از ادبیات کلاسیک فارسی و هر آنچه که داشتهی فرهنگی ملل همسایه است، در حال تاخت و تاز در ایران امروزین است و مشاهده میگردد در یادداشتهای ایرانشهریها ضمن اظهار تاسف از مرگ وی، از افزایش شاگردان و همفکران وی اظهار خرسندی میشود. افزایشی که بایستی روانشناسان خبره اجتماعی با استانداردهای جهانی بایستی آنرا تجزیه تحلیل و سپس درمان نمایند.
بدون پرداختن به نقد عقاید وی که بیشتر از حد وی انجام شده، خلاصه میگویم سیدجواد طباطبایی با عقایدش نه تنها ضد تورک بود؛ بلکه یک ضد میراث فرهنگ جهانی بود که خواهان نابودی یکی از میراث هزاران ساله فرهنگی بشری به نام «تاریخ و فرهنگ باشکوه تورکی» بود.
۱۰ اسفند ۱۴۰۱ دکتر توحید ملکزاده