یاشا اوخوجولاریم
توجه: به اشتراک گذاشتن مقالات و یا مطالب دیگران به معنی تأیید تمامی مواضع آن مطلب از جانب « تورک مقالهلری نیست».
ما تورکها، حتی اگر همین دیروز در این نجد جغرافیایی( یعنی ایران امروزی با این مختصات جغرافیایی که تا صد سال پیش هزاران بار بالا پایین شده است ) وارد شده باشیم و ایران امروزی را بعنوان وطن انتخاب کرده باشیم، ایرانی هستیم. طبق قوانین بین المللی باید همهی حقوق فرهنگی و زبانی و هویتی ما، عین حقوق دیگر هموطنان ایران(عربها، کردها، ارمنیها و دیگر قومیتها) محترم شمرده شود.
اما این چنین نیست! نه ما دیروز به این کشور آمده ایم و نه حقوق فرهنگی و قومیتی و زبانی ما محترم شمرده میشود.
در زبان فارسی تا کنون هیچ شاعری مانند «حافظ» و «سعدی» برجسته نیست. آنها در قرن ۷ و ۸ زیسته اند و در جای جای دیوانشان تورکان آن نجد را که امروزه ایران نامیده میشود را ستوده اند و حتی شیراز را که در آن زمان یک شهر تورک نشین و تورکزبان بود ستوده اند. بین ۵۰۰ غزل به یادگار مانده از «حافظ» شاعر نامدار ایران امروزی، در۵۰ غزل تورکان ایران را ستوده است .
سعدی در جای-جای گلستان و بوستان، شاهان تورک این نجد امروزی که ایران باشد را ستوده است. سعدی حتی ایلخانیان مغول را هم ستوده است .
یکی از نخستین قرآنهای ترجمه شده به زبان تورکی در زمان حافظ ( قرن ۸ ) در شهر شیراز بوده است .
این قرآن در زمان پادشاهی «ابوسعید بهادر خان بن اولوجایتو» ( حک : ۷۱۶-۷۳۶هجری) درسال ۷۳۴ هجری به دست مبارک « محمدحاج دولتشاه» در شهر شیراز که اتفاقا اسم شهر شیراز هم تورکی است، نوشته شده است. اصل این قرآن بشماره ۷۳ t در گنجینه موزه اسلام در شهر استانبول تورکیه نگهداری میشود.
حال این سئوال پیش میآید: آقای «حاج دولتشاه» در ۸۰۰ سال پیش در شیراز این ترجمه را جهت استفاده چه کسانی ترجمه کرده است؟ غیر از این است که تورکان شیراز به این ترجمه نیازمند بودند؟
وانگهی آن تورکان شیرازی ( که بعدها بخاطر انکار تورکان آن منطقه نام منطقه را به استان فارس برگردانده اند) در همان روز در آن صحنه ظاهرنشده بودند؟ این که معقول است وجود تورکان حتی در شیراز که شهر تورک نشین و نام شهر هم تورکی است به پیشتر از این تاریخها میرسد .
اما از آنجاکه دروغگو حافظه ندارد، ایرانشهریها و پان فارسها مدعی میشوند که گویا تورکها ۳۰۰ سال است که در ایران هستند. او حتی به نخستین ترجمه قرآن جارالله زَمَخشَری هم توجهی ندارد که در آن سند هم حضور تورکان در این نجد محرزشده است . نژادپرستان متعصب فارس با این نوع نژادپرستی، چگونه میتوانند امور اقوام ایران را عهده دار شوند.
باور بکنید. اگر اینچنین بی حرمتی به فارسهای هموطن ما میشد، ما تورکها به دفاع از کرامت هموطنان فارس خود برمیخواستیم .
تصور اینکه ایران یکدست تورک ویا یکدست فارس باشد، یا از حماقت است ویا از خیانت مدعیان است. اگر هردولتی در یکسانسازی زبان و نژاد الوان ایرانیان در این نجد بکوشد، اوتجزیه طلب کامل است. با این حساب تجزیه طلبی پان فارسها و ایرانشهریها حداقل از صد سال پیش محرز است. حال اگر هردولت در برنامه خود این نیت شوم پان فارسها را در دستورکارخود قراردهد، یا احمق است و یا دولتی است که در دام تجزیه طلبان پان فارس افتاده است. هرکس وهر دولت بجای انکار حق انسانها در ایران، باید رد مال بکند و حقوق پایمال شده اقوام و دیگر مللتها در ایران عزیز را شروع بکند.
افرادی مانند پان فارسها از جنس اول هستند. زیرا آنها بدون مطالعه تاریخ اقوام ایران، بخاطر سرکوب دیگر اقوام، همه را بجز خود بیسواد و تاریخ نخوانده و تحمیق میکنند. در حالیکه خودشان لایق همان عناوین هستند. تازه مگر کدام کشوری به دین و یا زبان مثلا دو هزارسال پیش خود برگشته؟ ما تورکان امروزی ساکن در ایران امروز دست از زبان خدادادی خود برداریم!. اگر فارسهای امروزی ایران بخواهند فرضاً به زبان فارسی باستان و یا فارسی میانه برگردند عمراً نمیتوانند. متاسفانه در طی این صد سال اخیرکه دولتهای نژادپرست برای پان فارسها فضای رشد آفریده اند و این دولتها در اختیار آنها امکانات مالی گذاشته اند.
پان فارسها و ایرانشهریها، ایران عزیز ما را به سرعت به طرف تجزیه میبرند. البته در آن شرایط که بخواست ما نیست و در نهایت به نفع ما است. هرکس به اندازه خودش از ایران سهم میبرد. این نژادپرستان با تغییر نام آبادیها و کوهها و رودهای ایران خوب دست خود را رو میکنند. فرضاً آنان در آذربایجان اسامی هزاران شهر و روستا را عوض کردند و عملا به نسل کشی و زبان کشی روی آوردند.
آنان با علم و آگاهی که دارند نیک میدانند که نام ۱۰۰ سال پیش پاسارگاد، تنگه بولاغی بود و این نام تورکی در آن منطقه اتفاقی نیست. مشتی است از هزاران نام تورکی که در منطقه شیراز قرار دارد.
حال این بعهده ملل ایران است که دم خروس را باور بکند ویا قسم حضرت عباس را.
نویسنده: حمید احمدزاده / تیلیمخانلی- یاشا اوخوجولاریم