چرا آمریکا امروز روی قفقاز غش کرد؟ و اروپا خیرات پیوستن به اتحادیه اروپا پخش میکند!
از قرن بیستم تا الان، خصومت و رقابت بین امپریالیسم غرب و شرق با یک روال همیشگی پیش رفته؛ بحران در مقابل بحران.
پس از پایان جنگ جهانی دوم و وارد شدن آمریکا به رقابت جدی با شوروی؛ آمریکا برای شوروی چالش درست میکرد و بالعکس.
جنگ ویتنام، حمله شوروی به افغانستان، جنگهای آفریقا، انقلاب های سرمایه داری/کمونیستی در قارههای مختلف، کودتاها و…. اقدامات متعددی که بعنوان چالهها و چالشها دو سرکرده بلوک غرب و شرق برای همدیگر ایجاد میکردند.
تا نهایت دشمن را تضعیف و خفه کنند، بدون اینکه مستقیماً با همدیگر برخوردی داشته باشند.
در این دوئل سخت که سرنوشت صدها میلیون انسان، دهها ملت و کشور را مورد تأثیر خود قرار داد؛ نهایتاً شوروی کم آورد و اواخر قرن بیستم سقوط کرد.
ولی این خصومت و دشمنی با سقوط شوروی یا تغییر دولتها در آمریکا و اروپا، پایان نیافت؛ بلکه در شکلی دیگر به حیات خود ادامه داد.
آنچه نسل ما شاهدش شدیم، روسیه خاورمیانه را به باتلاق آمریکا تبدیل کرد و ماشین جنگی و تکقطبی شدن جهان با ابرقدرتی آمریکا، با شگردهای روسیه در سرعت گیر خاورمیانه باز ایستاد.
و عملاً نقش آفرینی 70 ساله آمریکا در جهان تا حد زیادی متوقف شد.
در وهله بعدی روسیه وارد عمل شد و با حمله به اوکراین به دنبال احیای قدرت و جایگاه از دسترفتهی خود شتافت؛ تا دوباره مرزهایش را تا دروازهای اروپا گسترش دهد و به یک ابرقدرت بزرگ تبدیل شود .
غرب هم با هزینه های گزاف مالی و تسلیحاتی تلاش کرد اوکراین را به باتلاق روسیه تبدیل کند و کار روسیه در اینجا دیگر تمام شود.
قبلاً در اوایل جنگ اوکراین گفته بودم: غرب تلاش خواهد کرد در اطراف روسیه یعنی حوزه استراتژیکی آن بحرانهایی ایجاد بکند و روسیه را در چند جبهه مجبور به دخالت بنماید و این میتواند نفس روسها را بِبُرد.
البته روسیه هم تلاش خواهد کرد با ایجاد بحرانها و چالشهای موازی دقت جامعه جهانی و تمرکز غرب را از اوکراین دور بکند. بر همین اساس بود که فاجعه غزه رخ داد.
برخیها میگویند: جنگ فعلی غزه طرح پوتین بود و برخیها آن را طرح غرب میدانند!
من معتقدم: جنگ غزه از میان تلاشهای هر دو طرف برای درگیر کردن هم در بحران حاصل شد.
در این جنگ، تمرکز به ایران بود. غرب فکر میکرد اگر بحران در غزه بر علیه حماس تشدید شود، ایران نیز به مسئله ورود خواهد کرد. متقابلاً اسرائیل و غرب هم ایران را مورد هدف قرار میدهند و بهدلیل روابط نزدیک ایران با روسیه و همسایگیش، پوتین مجبور میشود دوباره به خاورمیانه و مسکو بازگردد.
غرب هم در شرایط ضعف روسیه توأماً حکومت را در ایران تغییر میدهد و گروههای غربگرا به قدرت میرسند.
روسیه هم به این فکر میکرد که، هزینهها را برای غرب افزایش بدهد. طی این سالها کشورهای اروپایی و آمریکا میلیاردها دلار پول و به ارزش همین تسلیحات خود را جاری اوکراین کرده اند و انبارهایش تخیله شده است.
آمریکا با هزار زحمت از باتلاقهای خاورمیانه خود را بیرون کشیده و بحران جدید میتواند غرب را دچار فاجعه های اقتصادی و سیاسی بکند.
این بهترین فرصت برای روسیه میتواند باشد. ولی جالب این است که، نه روسیه و نه غرب، وارد تله نشدند.
ایران، استراتژی غیرقابل انتظاری پیش گرفت و گفت: اقدامات حماس بدستور ما نبوده و در عمل هم وارد رویارویی با اسرائیل نشد. همین موضوع برنامههای نتانیاهو و متحدینش را برهم زد.
از طرفی کشورهای مسلمان بصورت متحدانه و یکصدا علیه اسرائیل موضع گرفتند.
مهمترین دلیل بر این مدعا، تظاهراتهای گسترده خیابانی در سراسر کشورهای غربی بود.
افکار عمومی جوامع غربی بیشتر طرف فلسطین را گرفت و این اجازه اقدامات بعدی را از این دولتها سلب کرد.
تنها یک نوار در ساحل دریای مدیترانه آماج حملات شدید اسرائیل قرار گرفت.
موضوع کشتار بی سابقه انسانها و ویرانی های اسف بار؛ وجهه اسرائیل را در دنیا عمیقاً به تاریکی برد.
حالا روسیه در اوکراین است، غرب آنهمه هزینه کرده، غزه ویران شده، ولی حماس، حزبالله و ایران سرجایشان هستند.
البته آمریکا که قبلاً همیشه در چنین مواقعی فوری اقدامات نظامی انجام میداد، وارد تله نشد و این بازی بدون نتیجه خاص و تعیین کننده برای طرفین هنوز ادامه دارد.
آنتونی بلینکن امروز با ایلهام علیئو و پاشینیان تلفنی صحبت کرد.
از قرقیزستان خبر میرسد که دولت در آنجا در سیستم آموزشی خواستار کاهش نقش زبان روسی شده و اسامی جغرافیایی روسی هم قرار است کنار گذاشته شود.
بلینکن وزیر خارجه آمریکا با رئیسجمهور آذربایجان بصورت سریعالسیر به توافق رسیده و قرار شده یک دیپلمات دولت بایدن به آذربایجان سفر کند و با پاشینیان هم درباره پایان دادن به موانع در مسیر صلح دو کشور صحبتهایی کرده و قرار شده بزودی ارمنستان و آذربایجان با نقشآفرینی آمریکا صلح کنند.
دلیل همه این کارها کاملاً روشن است. غرب نه در خاورمیانه و نه در اوکراین هنوز نتوانسته روسیه را مهار بکند.
از طرفی چین در خفا ولی به سرعت در حال رشد و پیشروی است.
قرار شده کریدور ارتباط نخجوان با سرزمین مرکزی جمهوری آذربایجان و مسیرهای ترانزیت بینالمللی از ایران بگذرد. حتی دو دولت ایران و آذربایجان خبر از احداث و اجرایی کردن این راههای مواصلاتی داده اند.
اسرائیل هم که خودش گرفتار شده و حالا غزه به یک باتلاق تبدیل شده است.
بنابرین دست غربیها روی هوا مانده است. اروپا و آمریکا به همین دلیل غش میکنند و خیرات میدهند.
چون بجز قفقاز دیگر جایی باقی نمانده تا با روسیه مقابله کرده و آن را دچار اضطراب بکنند.
همه این کارها یعنی اینکه جریان غزه به سمت دیگری گذاشته میشود و دوباره بازیهای جدید استارت میخورد.
چیزی که باید منتظرش بود، شکستن سکوت پوتین است.
حالا پوتین به چه شکلی سکوتش را خواهد شکست، آن را طی روزها و یا هفتههای جاری مشاهده خواهیم کرد.
نویسنده: رحمان اوکتای