چهار ودیعه آتاترک برای ما
هرچند من، برخلاف خودمان، به شعور ملی و جمعی تورکان تورکیه ایمان دارم، و تاریخ بارها آنرا ثابت کرده است؛ ولی بنظر میرسد هرچه در این باره بیشتر گفته شود، باز کم است.
این انتخابات، یک انتخاب رئیس جمهور، حزب، گروه، یا ایدئولوژی نیست، مبالغه نمیکنم اگر بگویم، شاید این انتخابات، در سرنوشت جهان، و بشریت تاثیر گذار باشد.
میدانید من شکر خدا، کمونیست نیستم، به سوسیال دموکراسی معتقدم، از سرمایه داری افراطی متنفرم و مشخص است که دنیای غرب را برای زندگی خودم و بالتبع فرزندانم برگزیده ام. در عین حال، یک ایده آلیست تورک، با آرمان تورانی متعامل، سازنده، و عدالت گستر هستم.
درگیری/زمین گیری ایالات متحده آمریکا، با رجال درجه سه، بردگی سرمایه داری افراطی، و دلقکی اسرائیل، توام با تکبر و خود برتر بینی بیمار گونه، دست چین را برای نفوذ مخملی، در خاورمیانه، آفریقا، و آمریکای جنوبی باز کرده است. چین در قاره آمریکای جنوبی، که حیات خلوت ایالات متحده بحساب میاید، افزون بر بیست برابر او سرمایه گذاری کرده است. این همان آمریکاست که برای یک جزیره کوچک، که بمنظور عیاش خانه و قمار خانه استفاده میشد، دنیا را به جنگ آتمی رسانده بود. چین آنچنان در دنیای رهبران فاسد جهان اسلام نفوذ کرده است که دو کشور مسلمان را که دیروز بخون هم تشنه بودند، آشتی داد. و آمریکا خوابیده است و خواب میبیند که چطور کینه و نفرت لابی ارامنه، وکینه تاریخی رجال سیاسی یونانی تبار را از ترکیه و جهان اسلام، احتمالاً بهبهای سقوط و زوال خود بگیرد.
بقای تورکیه امروز، نوید بخشِ استقلال جهان اسلام، تشکل و اقتدار جهان تورک، و ائتلاف اقتصادی مسلمانان، تورکان، ملل آفریقا و پاکستان است. همان دنیای سه قطبی آینده، که من قریب دو دهه پیش، در سخنرانی های تور تشکیل کنگره تورکان ایران، به میزبانی سازمان حقوق بشرِ “یورو آسیا” بیان کردم، راه نجات است. چین و اقمار آسیائی، دنیای اسلام، و جهان مسیحی متشکل از روسیه، اروپا، و قاره های آمریکا. این از جهان یک قطبی که چین میخواهد، و دو قطبی که آمریکا میخواهد، حتی اگر با یک جنگ اتمی همراه نباشد، باز بسیار عادلانه تر، متعادل تر، و متعامل تر خواهد بود. شرق و غرب، دهه ها عنوان تحقیر آمیز «جهان سوم» را بافتخار برایمان نشخوار کرده اند، و فقط تجلی و اقتدار دنیای تورک محور، بعنوان «قدرت سوم» جهانی این را جبران میکند تلاش کثیف استعمار هم برای تجزیه هویتی، سرزمینی،و راه آن «فقط» و فقط» از ایران تورک میگذرد. مسلماً این و انسانی تورکان ایران مثل گذشته روسیاه، و بی آبرو خواهد شد.
علیرضا نظمی افشار