بیماری نژادپرستی ایرانیها و ضرورت رویکرد صفر-تلرانس
در هفته گذشته، دو اتفاق دقت فعالان ضدنژادپرستی را به خود جلب کرد:
اتفاق اول؛ الکساندر زورئو تنیس باز آلمانی و مرد شماره دو تنیس جهان در جریان مسابقه خود در مسابقات اوپن امریکا، بازی را متوقف کرد تا به داور بازی موردی را شکایت کند. تماشاگری برای تشویق او گفته بود: «آلمان بالاتر از همه». این عبارت، قسمتی از سرود ملی آلمان در دوران هیتلر بود. با توضیح او، داور مسابقه تماشاگر خاطی را با اسکورت از سالن مسابقه اخراج کرد.
الکساندر در مصاحبه بعد از بازی گفت: من خودم را آلمانی میدانم و هیچ حس افتخاری به آن تاریخ ندارم. چنین چیزی قابل قبول نیست. بایستی واکنش نشان میدادم.
این اتفاق باید برای ایرانیها قابل تامل باشد زیرا بخش قابل توجهی از مردم ایران با باور متوهمانه به نژاد آریایی خود را در حد عموزادهی هیتلر و همنژاد با آلمانیها میپندارند.
متعاقب همین باور، صحنه ورزش در ایران غالبا تبدیل به میدان نژادپرستی شده است. انتخاب عنوان «ستارگان پارسی» برای تیم ملی، شعارهای نفرت پراکنانه تماشاگران، شادی نژادپرستانه بعد از گل و صحبتهای نژادگرایانه گزارشگران و جراید ورزشی، آنچنان در ورزش ایران عادی است که گاها اعتراض به آن غیرعادی تلقی میشود. معمولا پر تکرارترین توجیه این رفتارهای نژادپرستانه اینست که: «فضای استادیومها متفاوت است». این توجیه حتی اگر درست باشد، غیر قابل قبول است. میدانیم که این بیماری تنها محدود به ورزش نیست. برای شهروندان غیرفارس و غیرشیعه، این مسئله حالت تجربه روزانه دارد و نیازی به آمار و اثبات ندارد. با اینحال این واقعیت گهگاهی موضوع تحقیق و پژوهش بین المللی میشود و در نتایج، خود را نشان میدهد.
از قضا اتفاق دوم نیز انتشار نتیجه یکی از همین تحقیقها بود.
اتفاق دوم؛ بنیاد سیاست کالج سلطنتی لندن نتایج تحقیق خود را در رابطه با نژادپرستی کشورها منتشر کرد. موضوع این تحقیق نگاه مردم کشورهای مختلف به مهاجران خارجی و نیز تمایل به همسایه شدن با افراد دارای هویتهای اتنیکی دیگر بود که بار دیگر ایران «مرز پرگهر» مقام اول در نژادپرستی را از آن خود کرد.
صحنههای زشت نژادپرستانهای که در ورزش ایران روی میدهد محصول طبیعی همین فرهنگ عمومی است. آنچه که برای تغییر و اصلاح آن نیازمندیم رویکرد صفر-تلرانس (تحمل-صفر) به چنین رفتارهایی در اطرافمان است. واکنش الکساندر زوئرو بهترین نمونه این رویکرد بود. بدین صورت که باید هر گفتار و رفتاری که حاوی کوچکترین اشارهای بر نژادپرستی باشد را تحمل ننموده و اعتراض کرد. قصد گوینده، شوخی بودن، مکان و زمان نمیتواند آن را توجیه کند.
نویسنده: دومان رادمهر