از «شوشی» تا «خلیج العربي، توطئه ایرانشهری ها با ابزار قرار دادن اصولگراها/طاهر نقوی
«شوشی» بجای کوچه ی«مریم سابق» خیابان ولیعصر بالاتر از بزرگراه شهید سلیمانی توسط شورای شهر تهران نام گرفت! وکوچه ی «بادکوبه» و چند نام گذاری مساله دار نیز از سوی حضرات اصولگرا در شورای شهر تهران نامگذاری گردید!
حال چند سوال از برادران مدعی ارزشی و اصولگرا
1_ «شوشی» نامی جعلی هست که
ارامنه بر«شهر شوشا» که قریب به 30 سال در اشغال داشتند بر آن نهادند حال چه اصراری هست حضرات مدعی اصول شیعی بر یک سرزمین شیعی نامی ارمنی بگذارند!
این برادران باید بدانند در دوران اشغال شهر شوشا نامش به«شوشی» تغییر یافت مساجد آن به دست ارامنه اشغالی به گاوداری و خوک دانی تبدیل شد! برادران اصولگرا!
طرفداران«شوشی» در ارمنستان تعطیلی مساجد وتبدیل آنها را به گاوداري میخواهند شما چطور!؟
2_ «شوشی» نامیدن شهر «شوشا» در ایران توسط اصولگرایان به این ماند که شورای شهر تهران اسم کوچه ای در تهران را به جای«بیت المقدس» کوچه ی «اورشلیم» بنامد و بخواند!
همچنين آیا آقایان تحمل شنیدن نام «خلیج العربی» به جای«خلیج فارس» ونام«الأحواز»را دارند که نام سرزمین و شهر تاریخی «شوشا» را«شوشی» نامگذاری میکنند؟!
اگر نامهای فوق برکوچه خیابانهای باکو گذارده شود آقایان تحمل دیدن این نامها را خواهند داشت!؟
! «نمیتوان بر کلبهی شیشهای نشت و بر «درب آهنی» دیگران سنگپرانی نمود»
3_ فرض بر اینستکه؛ ادبیات سیاسی سردمداران جمهوری آزربایجان خوشایند حضرات نیست، آیا این مسئله دلیلی بر جعل اسامی تاریخی سرزمینهای آزربایجان و مسلمانان به نفع ارامنهی متجاوز میباشد؟«۴ قطعنامهی سازمان ملل مبنی بر خروج بی قید و شرط ارامنه از اراضی اشغالی آزربایجان مؤید اشغالگری ارامنه هست».
4 _مقام معظم رهبری قبل و بعد از شروع جنگ44 روزهی قاراباغ بر حقانیت و مالکیت جمهوری آزربایجان بر قاراباغ اذعان و تأکید داشتند که«قاراباغ خاک اسلام است»اکنون اعضای شورای شهر تهران با کدام جرأت و جسارت پلیدی اینگونه نفاقاکنی مینمایند؟!
کدام عامل پشت پرده بر خلاف ارادهی تیم وزارت امورخارجهی کشورمان برعدم ترمیم و تعمیق روابط براساس حسنهمجواری با جمهوری آزربایجان مصرّ است؟دراوج انزوای سیاسی و تأثیر تحریمهای اقتصادی بر کشور،آیا بستن اندک روزنهی امید از کانال آزربایجان و ترکیه عاقلانه هست؟با این حرکات ناشیانه،میتوان ادعانمود که جای شورای شهر تهران با اعضای سایت متوهم « آذریها»عوض شدهاست.
5_تئوری ایرانشهری وگفتمان متوهمانه ی «حوزه تمدن ایرانی» یک تز آنتی تورک و در عین حال یک پوششی ناشیانه از تئوری نژاد پرستانه ی پان فارسیزم هست که اندرونش تهی از منطق که از آن غیر از فاشیزم نمی زاید!
6_عینک پان فارسیزم کدرتر از آن است که بتوان از پشت آن به منافع ملی نگریست! قطعا با این عینک هر تحولی در منطقه را بر علیه ایران خواهیم دید و ناخواسته روز به روز بر تعداد دشمنان خواهیم افزود!و نهایت منزوی تر خواهیم شد!!
اتحاد ترکیه وجمهوری آذربایجان و پاکستان از یک سوی و اتحادیه ی کشورهای تورک زبان از دیگر سوی و دوستی ترکیه با اکثر کشورهای عربی و نزدیکی ترکیه و روسیه وآذربایجان و ارمنستان،ناخواسته ایران را در منطقه منزوی تر از هر روز خواهد ساخت و تنها و اصلی ترین عاملی که سبب این انزوای ایران میگردد حاکم شدن نگاه ایدئولوژیک ایرانشهری بر سیاست های کلان خارجی کشور است البته لطمه ی این نگاهها محدود به سیاست خارجی نمیگردد بلکه در داخل نیز با شهروندان غیر فارس بخصوص بیش از 40 میلیون شهروند ترک هم با مشکل مواجه ساخته واسباب واگرایی ملی را نیز رقم زده است!
7_ برادران اصولگرا باید بدانند که ملاک تعیین سیاست های کلان خارجی کشور مستندا به اصول مختلف قانون اساسی از قبیل اصل 152و 154«دفاع از حقوق همه مسلمانان» و دفاع از «حق و عدل» خواهد بود نه تفکرات شوونیستی و پان فارسیستی!
شوشا متبلور کننده ی«شنیدن صداو نوای الله اکبر ونام «شوشی»یادآور ویرانی مساجد وغریبی مسلمانان است!
در این نامگذاری ها کدام یک از اصول فوق مدنظر قرار گرفته است؟
نمیشود در میان خلق از تشیع و مذهب سخن گفت ودر خفا نژاد پرستانه و قوم گرایانه از جنس پان فارسیستی عمل نمود!این عمل عین نفاق است!
8_ارمنستان برای نجات خویش دیر یا زود دالان زنگه زور را بر روی جمهوری آذربایجان خواهد گشود و روابط خود با دولتهای ترکیه وآذربایجان را عادی خواهد کرد ونهایت بازنده ی اصلی این بازی،دولت ایران خواهد بود.
لزوم تغییر سیاست خارجی و توقف این تصمیمات «برگزاری مانورهای نظامی در مرز آذربایجان وترکیه» ومصوبات «نامگذاری های جعلی» به غایت غلط در شورای عالی امنیت ملی و شورای شهر و وزارت خارجه یک امر ضروری میباشد.
شوشا برای ترکان مقدس است مثل بيت المقدس برای مسلمانان بیایید حرمتش رانگه داریم