ترخان سردار ترک بابک خرمدین از ساکنان شهرستان مراغه که به دست حاکم ترک مراغه کشته می شود.
بعد از آنکه بغای کبیر سردار معروف معتصم بالله خلیفه عباسی که در خدمت افشین در جنگ با بابک خرمدین بودند شکست خورد، لشکریان او پراکنده و گسسته خود را به لشکرگاه افشین رساندند. بغا پانزده روز در لشکرگاه ماند، لیکن افشین بدو نامه نوشت که به مراغه بازگردد و او برایش نیروی کمکی خواهد فرستاد.
بغا سوی مراغه رفت. در این سال ترخان که یکی از بزرگترین سپهسالاران بابک بود از بابک مرخصی خواست تا به خانواده خود در مراغه سر بزند. ترخان از بابک اجازه خواسته بود تا زمستان را در روستای خود که در حومه مراغه بود سَرکند. از سویی دیگر افشین در کمین ترخان بود. پس چون گزارش ترخان به افشین رسید و افشین از رفتن ترخان به مراغه مطمئن گردید پیکی به سوی مردی تُرک، وابسته اسحاق بن ابراهیم در مراغه فرستاد و به او دستور داد تا ناگهانی یا ترخان را بکشد یا اسیرش کند، مرد تُرک نیز ناگهانی بر او یورش برد و خونش بریخت و سرش برای افشین فرستاد.
این گفته ابن اثیر نشان می دهد که اولاً حداقل یکی از سرداران بزرگ بابک ترخان ترک بوده که دارای لقبی بزرگ با عنوان ترخان بوده است. زیرا که ترخان لقبی در نزد ترکان باستانی و در حد سپهسالار بوده است. ثانیاً با توجه به این گزارشات، در آن زمان روستاهای ترک نشین در اطراف مراغه وجود داشته است. ثالثاً حداقل حاکم مراغه که وابسته اسحاق بن ابراهیم بوده ترک بوده که توسط افشین مأمور اسارت و یا قتل ترخان می شود.
البته خود افشین هم ترک بوده است.
بعد از شکست بابک هم فرمانروایی آذربایجان به ترکان سپرده شد. اسم فرمانروای ترک آذربایجان منکجور بوده است. به قول نظامی :
از دریای روم تا دریای چین همه جا را ترک می بینم.
(منبع کتاب بابک قهرمان مبارزه با اشغالگران تالیف منصور جدی
توضیحات مفصل در این خصوص در صفحات 3991 الی3994 جلد 9 کتاب الکامل ابن اثیر)
منصور جدی یئلسویی