دلایل رشد چشمگیر روحانیت در آذربایجان
احمد کسروی در تاریخ مشروطه مینویسد که در تبریز یا آذربایجان پیشوایانی همچون دو سید پیدا نشدند و این مردان گرانمایه بهره تهران بودند.
این جمله کوتاه کسروی نکته در خور تاملی را آشکار میکند که در دوره مشروطه در میان ترکها حتی یک روحانی در حد و اندازههای سیدمحمد طباطبایی، سیدعبداله بهبهانی، آخوند نائینی، آخوند خراسانی، آیتاله شیرازی و شیخفضلاله نوری وجود نداشت و این با تمام آموزههایی که تا امروز به ما چپاندهاند و آذربایجان را مهد علما و روحانیون معرفی کردهاند مغایر است.
رسول جعفریان که مقایسهای در مورد فضای حاکم بر مشروطه خواهان تبریز و اصفهان انجام داده است تاکید میکند که آذربایجان در آن برهه روحانی تاثیرگذاری که بتواند به روشنفکران و کنشگران اجتماعی-سیاسی جهت دهی کند نداشت و اکثر آخوندهای آن دیار چیزی در حد پیشنماز مسجد بودند و کاری نیز به امور سیاسی نداشتند. ولی مشروطه خواهی در اصفهان تحت تاثیر و هدایت علمای آن شهر و نجف قرارداشته است.
جعفریان استنباط میکند که اگر مشروطه خواهان آذربایجان نیز به مانند تهران و اصفهان تحت هدایت علما بودند انقلاب مشروطه مسیر و ماهیت اسلامی مییافت ولی از آنجاکه علمای نجف، تهران رابطین تاثیرگذار و بلند پایهای در آذربایجان نداشتند، نتوانستند آن قسمت مهم و تاثیرگذار ایران را پوشش دهند و انقلاب از آرمانهای علما دور شد.
هفتاد سال بعد و همزمان با انقلاب پنجاهوهفت تعداد قابل ملاحظهای از مراجع تقلید مانند آیتاله شریعتمداری، آیتاله مرعشی نجفی، آیتاله خویی، آیتاله حجت کوه کمرهای، علامه محمدتقی جعفری، علامه عبدالحسین امینی ترک بودند و روحانیون میان پایه این دیار نیز برخلاف دوره مشروطه به امور سیاسی وارد شدند که از میان آنها میتوان به آیتاله موسوی اردبیلی، آیتاله مشکینی، آیتاله محمدهادی میلانی، آیتاله زنجانی، آیتاله مدنی، آیتاله قاضی طباطبایی اشاره کرد و چون روحانیون توانستند علاوه بر تهران و اصفهان به تبریز هم دسترسی داشته باشند انقلاب را اسلامی کردند.
از منظر ما، رشد چشمگیر روحانیت در آذربایجان آن دوره، نتیجه مستیقم و ناخواسته برچیده شدن مکتبخانههای سنتی ( که فضای حاکم بر آنها ترکی بود) و رشد مدارس نوین به زبان فارسی است. این درحالیست که هنوز مکتبهای ویژه علوم دینی پابرجا بودند. با نگاه به زندگینامه برخی از این علما متوجه میشویم که آنها ابتدا چندی به مدرسه رفتهاند ولی نتوانستند محیط خشک، بیروح و فارسی این مدارس را تحمل نمایند و سپس به مکتبهای مساجدی که مدرس آن از اقوام و آشنایان بوده و محیط آن به زبان ترکی ( زبانی که کودک با آن انس داشته ) بوده پناه میبرند و مقدمات را در همان زادگاه خود و نزد آن آشنا میخوانند، که غیر از کتابت همه امور به زبان ترکی بوده است.
برای همین این مدارس دینی برای کودکان جذابیت زیادی داشته و باعث رشد چشمگیر روحانیت در آذربایجان میشود. از آنجاکه آذربایجان حوزه علمیه دینی نداشته همه آنها درمراحل بعدی راهی نجف و سایر حوزهها شدهاند و بدین طریق علمای نجف و قم رابطین خوبی نیز در آذربایجان یافتهاند تا بتوانند همه ایران را پوشش داده و تنها ضعف خودشان در انقلاب مشروطه را جبران کرده انقلاب را اسلامی نمایند.
ابراهیم ساوالان