دکترین و استراتژی خنثی سازی جنگ جهانی سوم
نجات خاورمیانه_اروپا و جهان
«فلسفه خانه قفقاز»
استراتژی و ایده نجات منطقه و رسیدن آن به صلح و سعادت
چطور میتوان از کشتار و خونریزی بزرگ آینده جلوگیری کرد؟
فرمولی که آمریکا کانادا و اروپا به کمک آن به خوشبختی رسیدند ولی در منطقه ما مخفی نگه داشته شد تا همدیگر را بکشیم
چطور میتوان به دشمنیها و بدبختیها در قفقاز و خاورمیانه پایان داد؟
چگونه جهانی فراتر از تسلط 5 ابرقدرت بوجود آورد؟
راهکار استقلال ملل مسلمان(خاورمیانه و قفقاز) از چنگ استعمارگران چیست؟
آیا شیوه ای برای دوستی و زندگی ترک، فارس، عرب، ارمنی، کورد، گرجستانی، افغانی، شیعه و سنی وجود دارد؟
چرا غربیها متحد و قدرتمند هستند ولی شرقیها دشمن همدیگر و ضعیف؟
کشورهای قدرتمند چطور با استفاده از اندیشه ها و تاریخ ما به قدرت و سعادت رسیدند؟
آیا راهی باقیمانده که روزی کره شمالی و جنوبی را آشتی داد؟
آیا آزربایجانیها و حرکت ملی آزربایجان بدنبال تجزیه ایران و جداییست؟ یا بدنبال دفع توطئه خارجیها و بازیافتن عظمت منطقه هست؟
راه خوشبختی و قدرتمند شدن ایران ؟
آیا ایران میتواند به تنهایی در مقابل قدرتهای جهانی باایستد و به استقلال سیاسی و اقتدار برسد؟
راه پایان تحریم و فشار علیه ایران چیست؟
جمهوری اسلامی چطور میتواند از شرها و تهدیدات دائمی خلاص شود؟
چطور میتوان بر جنگ بین ملت های این منطقه پایان داد؟
چه کنیم که دچار آشوب و کشتار نشویم؟
کشورهای منطقه چطور میتوانند نظام خود را از سقوط حفظ کنند
چطور میتوانیم استعمار را از منطقه امان پاکسازی کنیم؟
آمریکاییها و ژاپنیها چطور از دست استعمار خلاص شدند؟
مردمان ایران چطور میتوانند پولدار و خوشبخت بشوند؟
با چه شیوه ای میتوانیم دست آمریکا اروپا و روسیه را از سرنوشتمان قطع کنیم؟
پاسخ به این چالشها و پرسشها را در این مقاله مطالعه خواهید کرد:
آصلان عیسی بیلی در یک جمله به همه این پرسشها و دغدغه ها چنین جواب میدهد: منطقه نیازمند ایده «خانه قفقاز» میباشد، اگر 100 سال از مطرح شدن این ایده میگذرد ولی حقیقت این است که تنها راه نجات همه ملل و سرزمین های منطقه ما در این تفکر قرار دارد.
ایده و استراتژی خانه قفقاز چیست و چرا میتواند منطقه را نجات دهد؟
جغرافی دانان عرب که پا به قفقاز گذاشتند، با مشاهده تنوع قومیتی در اینجا، این منطقه را «جبل الالسان» نامیدند که به معنای «کوه زبان ها» است. به ویژه، در داغستان و قفقاز شمالی، تعدادی از روستاها و دهکدهها در کوهپایهها محل سکونت دهها قوم کوچک با هویت قومی و زبان خاص خود و محدود به قلمرو آنهاست. این اقوام مانند ساهور، آوار، اودی، قرقیز، خینالیق، لزگی نیز در نواحی شمال شرقی آذربایجان ساکن شدند. فضای مشترک فرهنگی، جغرافیا، موقعیت اجتماعی-اقتصادی و تاریخ مشترک باعث شکل گیری عناصر و ویژگی های مشترک در زندگی، سبک زندگی و سنت های آنها شده است.
قفقاز که به عنوان پلی بین شرق و غرب، آسیا و اروپا عمل می کند، جایگاهی استثنایی در تاریخ تُرک ها دارد که توانستند بدون توجه به زبان، ملل مختلف ساکن در جاده ابریشم را با کمال میل بپذیرند و اداره کنند. ، دین یا فرقه
با شروع از سکاها، سلسلههای ترک مانند هونها، آوارها، خزرها، سلجوقیان، صفویان، عثمانیها، افشارها و قاجارها هزاران سال با اسب و شمشیر سواری و تمامی هویتها، زبانها و مذاهب در این جغرافیاها حکومت کردند. حفظ شدند. تصادفی نیست که منابع ملیت های دیگر که اطلاعاتی در مورد خزرها و سایر شهرهای اوغوز ارائه کرده اند نیز می نویسند که مساجد، کلیساها و کنیسه ها در سرزمین های تُرک قرار داشته و تسامح ترک ها را ستایش می کنند.
نیروهای امپراتوری همسایه که ارزشهای مردم منطقه را زیر پا میگذارند و به دلیل اهمیت ژئواستراتژیک قفقاز را در اشغال خود دارند، با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» اقوام منطقه را در مقابل یکدیگر قرار داده اند. ایجاد کانون های مختلف درگیری با جنبش های قومی-دموگرافیک برخلاف واقعیت منطقه. در نتیجه این سیاست که توسط امپراتوری های تزاری و شوروی در پیش گرفته شد، صدها هزار نفر از مردم محلی تنها در قفقاز جنوبی از خانه و کاشانه خود رانده شدند و همزیستی و روابط همسایگی چند صد ساله مردم قفقاز به دلیل مشکلات مصنوعی آسیب دید. قره باغ، اوستیا و آبخازیا.
در طول روند تاریخی، سیاست تهاجمی ارمنی ها که روسیه در قفقاز به کار گرفته و نقش دست نشانده آن را ایفا کرده است، یکی از بزرگترین موانع ثبات، آشتی و همکاری در منطقه بوده است. شوونیستهای ارمنی سازمانهای تروریستی مسلحی مانند داشناکسوتون، هینچاق و آرمنکان ایجاد کردهاند و بارها و بارها علیه مسلمانان صلحجو در قفقاز جنوبی و آناتولی قتلعام کردهاند که رژیمها روسی چشم خود را همیشه بر آن بسته بودند.
روشنفکران آذربایجانی مانند میرزا فتحعلی آخوندوف، محمد امین رسول زاده، علیمردان بیگ توپچوباشوف، با دیدن تله های برپا شده برای قفقاز، موزاییک ملل، یا همان ایده «خانه قفقازی» را پذیرفتند. پس از فروپاشی رژیم تزاری، سیمای ماوراء قفقاز به لطف فعالیتهای وحدتبخش و دوراندیشانه شخصیتهای عمومی و سیاسی آذربایجان تأسیس شد. اسناد آرشیوی آن دوره، آثار پژوهشی مکتوب نشان می دهد که دولت عثمانی نیز انرژی زیادی برای اتحادیه قفقاز صرف کرده است.
حتی پس از سرکوب جمهوری دمکراتیک آذربایجان، اولین جمهوری ترک در شرق مسلمان، که در سال 1918 توسط نیروهای شوروی-بلشویک تأسیس شد، شخصیت ها و متفکران ملی آذربایجان، از جمله محمدامین رسول زاده، در مورد مشکلات مهاجرت در قفقاز، شمال سخن گفته و نوشتند. قفقاز، کوههای قفقاز در مجلاتی مانند «حقوق، وحدت، نزدیکی متقابل و ارزشهای مشترک همچنان به منصه ظهور رسیده است».
در سال 1935 به ابتکار روشنفکران آذربایجانی مقیم خارج از کشور، نمایندگان مردم قفقاز که از اتحاد جماهیر شوروی به اروپا مهاجرت کردند گرد هم آمدند و شورایی تشکیل دادند تا به نوعی کشور قفقاز را در قالب «کنفدراسیون» اعلام کنند. مشابه آنچه که در اروپا شاهدش هستیم؛ حتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1990، ابتکارات و فعالیت های آذربایجان محور، برای قفقاز ادامه یافت.
پس از پیروزی ارتش آذربایجان در جنگ 44 روزه دوم قره باغ (27 سپتامبر 2020 – 10 نوامبر 2020) و آزادسازی بیشتر سرزمین های تاریخی خود، الهام علی اف طی بیانیه شوشا با حمایت ترکیه ایده ایجاد یک کشور را مطرح کرد. همکاری های جدید و فضای امنیتی منطقه ای در قفقاز جنوبی آمادگی خود را برای برداشتن تمام گام ها برای توسعه اعلام کرد.
واضح است که شرط اصلی برای رساندن روابط بین سه جمهوری قفقاز جنوبی به سطح جدیدی، احترام متقابل به اصل تمامیت ارضی، پذیرش روابط عادی همسایگی ارمنستان با ترکیه و آذربایجان برای برقراری صلح در منطقه است. رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در یکی از مصاحبه های اخیر خود گفت که فرصت دیگری برای عادی سازی به ایروان داده شده است.
عاقلانه است که فراموش نکنیم که ارامنه از سیاست ضد ترکی خود دست کشیدند و قرن ها در سرزمین های تحت حاکمیت دولت های ترک از قفقاز تا آناتولی به راحتی زندگی کردند و اگر راه سیاست عاقلانه را در پیش بگیرند همراه با همه مردم این کشور از چنین همراهی سود خواهند برد. قفقاز، و این منطقه به جای اینکه میدان جنگ برای نیروهای مختلف باشد، به سرعت توسعه خواهد یافت.
ترکهای آذربایجان، ساکنان بومی قفقاز، هر از گاهی نفوذ خود را در این منطقه حفظ کردهاند. امروز نیز مانند هزاران سال، صدها سال، مردم آذربایجان، دولت آذربایجان، به عنوان اصلی ترین مردم و دولت پیشرو قفقاز در صحنه تاریخ حضور دارند. به استثنای ارامنه، همه مردم قفقاز که از نظر تاریخی در اینجا زندگی کرده اند، مانند دیروز، همچنان طرفدار صلح، امنیت و همزیستی در منطقه هستند. ارمنی ها در قرن نوزدهم در سرزمین های ما اسکان داده شدند و این جامعه هیچ پیوند ژنتیکی تاریخی با قفقاز ندارد.
لازم به ذکر است که توسعه قفقاز، تقریباً تمام ایده هایی که در جهت حفظ صلح و آرامش ابدی در اینجا بود، در آذربایجان متولد شد و ملت آذربایجان برای تحقق این ایده ها تلاش کرده اند.
ایده «خانه قفقازی» که امروزه نیز بسیار مطرح است، از آذربایجان سرچشمه گرفته و نویسنده ایده «خانه قفقازی» که قدمت آن به صدها سال پیش میرسد، از روشنفکران و دولتمردان برجسته آذربایجان بودهاند. این ایده در دوره جمهوری خواهان در دستور کار قرار گرفت.
ایده خانه قفقازی چگونه شکل گرفت؟
محرم ذوالفقارلی، معاون رئیس ACSDA، پروفسور، مفسر سیاسی، به باکو خبر گفت که آذربایجان همواره در توسعه روابط بینالملل در سطح بالا کمک زیادی کرده است: «وقتی به درگیریهای ملی در فضای پس از فروپاشی شوروی و راههای برون رفت فکر میکنیم. برای بازگشت به آغاز قرن. نکته قابل توجه این است که روشنفکران آذربایجانی 100 سال پیش راه برون رفت از این امر را نشان دادند. در زمانی که تأسیس اتحادیه اروپا، شورای اروپا و سایر سازمان های بین المللی در دستور کار قرار ندارد، روشنفکران آذربایجانی ایده «خانه قفقازی» را مطرح کردند. روشنفکران، متفکران، دولتمردان برجسته آذربایجان، حسن بیگ زردابی، محمدامین رسول زاده، علی بیگ حسین زاده، احمد آقااوغلو این ایده را مطرح کردند. نقش فرزند با استعداد مردم آذربایجان، آهنگساز نابغه، روزنامه نگار، سیاستمدار عزیر حاجی بی اف در این موضوع باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.
اگر ایده «خانه قفقازی» محقق می شد، {اکنون قفقاز مکانی مانند اتحادیه اروپا بود.}
م. ذوالفقارلی معتقد است که تحقق به موقع ایده «خانه قفقازی» صلح و امنیت ابدی را برای کل منطقه به ارمغان می آورد، اما به دلیل موانع ارامنه در وصله قفقاز، این ایده هنوز محقق نشده است. به نظر من، این کشور مکانی مانند اتحادیه اروپا خواهد بود. مردم در اینجا مرفه زندگی خواهند کرد، هیچ درگیری و ویرانی وجود نخواهد داشت. مشکلی برای آوارگان وجود نخواهد داشت. ما این مدل را به مناطق دیگر توصیه می کنیم، یا آنها از ما الگوبرداری می کنند.
ایده “خانه قفقازی” این است که مردمان ساکن در قفقاز، به ویژه سه قومی که جمهوری را در سال 1918 ایجاد کردند – مردم آذربایجان، گرجستان و ارمنی – در این منطقه با هم زندگی می کنند. هر از چند گاهی این ایده در نمونه آذربایجان و گرجستان به شکلی مثبت خود را نشان داده است. آذربایجان با گرجستان مشکلی ندارد و به عنوان متحد و دوست، نفت خود را به بازارهای جهانی صادر می کند. گرجستان نیز به عنوان یک کشور همسایه از آن سود برده است. اما ارمنستان اشغالگر از این ایده حمایت نکرد. به طور کلی ارامنه از اجرای این ایده جلوگیری کردند، اما تعداد کمی از ارامنه از این ایده حمایت کردند. به عنوان مثال، سیاستمداران ارمنی در قفقاز از این ایده حمایت کردند. اما شوونیست ها و داشناک ها با آن مخالفت کردند. ارمنی ها ساکنان بومی قفقاز نیستند، آنها توسط روسیه تزاری در اینجا اسکان داده شدند. دولت شوروی نیز از تحقق این ایده جلوگیری کرد.
ممکن است بپرسند که در زمان شوروی تقریباً هیچ مرزی بین آذربایجان، گرجستان و ارمنستان وجود نداشت و شما می توانید در هر جمهوری که می خواهید آزادانه بروید و زندگی کنید. آره اینجوری بود. اما این در چارچوب ایدئولوژی شوروی امکان پذیر بود. رژیم شوروی فرصت هایی را مطابق با سیاست خود ایجاد کرد. اما نارضایتی وجود داشت. زیرا یک جمهوری به ثروت آذربایجان باید ارمنستان را که با یارانه زندگی می کند تغذیه می کرد. یعنی مسکو آن را از ما گرفت و به ارمنستان داد شگفت این که آن را «برادری» و «دوستی» توصیف کرد.
نکته اصلی این است که ایده “خانه قفقازی” وجود دارد.
م. ذوالفقرلی می گوید جهان در حال تغییر است، نوآوری ها و تغییراتی در سیاست جهانی رخ می دهد، همه می دانند چه اتفاقی دارد می افتد. به گفته این کارشناس، در دوران معاصر، اگر از ایده «خانه قفقازی» صحبت کنیم، سیاستمداران آذربایجان باید به توسعه ایده «خانه قفقازی» مطابق با ادغام غرب توجه کنند. کشورها. او معتقد است که امروز بسیاری از مشکلات برای فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی حل شده است و این را می توان در قفقاز نیز اعمال کرد. او گفت: «به نظر من این تنها در صورتی امکان پذیر است که روسیه از سیاست امپریالیستی خود دست بردارد و به سیاست همسایگی مسالمت آمیز روی آورد. بنابراین، نیروهای دموکراتیک باید در روسیه به قدرت برسند. نکته اصلی این است که ایده “خانه قفقازی” وجود دارد. این نه تنها سه کشور قفقاز جنوبی، بلکه مردم قفقاز شمالی را نیز در بر می گیرد. تجربه و بحث های ایدئولوژیک در این مورد وجود دارد. راه های اجرای این نیز نشان داده شده است. فقط سیاست امپراتوری روسیه در دوران معاصر این اجازه را نمی دهد.
این واقعیت که سیاستمداران طرفدار غرب در حال حاضر در ارمنستان در قدرت هستند، این امید را ایجاد می کند که در آینده فرصت هایی برای اجرای این ایده وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر، پس از خروج ارمنستان، یک کشور پاسگاه، از حوزه نفوذ روسیه، بسیاری از چیزها می تواند در قفقاز تغییر کند و ایده به اصطلاح “خانه قفقازی” محقق شود. باید باورش می کردم. زیرا اگر اروپای امروزی را در نظر بگیریم، فرانسه و آلمان در هر دو جنگ جهانی با هم دشمن بودند. بریتانیا و فرانسه قرنهاست که در حال جنگ بودهاند و اکنون در صلح به سر میبرند و اغلب نمونهای هستند. من می خواهم بگویم که جنگ و درگیری آذربایجان و ارمنستان به این معنا نیست که نمی توان صلح را برقرار کرد. امکان ایجاد وجود دارد. کشورهای اروپایی نمونه هایی از این را نشان داده اند. ذوالفقارلی گفت: امکان احیای آن در منطقه ما نیز وجود خواهد داشت و ایده خانه قفقازی یک پاراگراف ایدئولوژیک این امر است.
لازم به ذکر است که ایده “خانه قفقازی” موضوع جدیدی نیست. این ایده برای اولین بار توسط میرزا فتعلی آخوندوف در قفقاز مطرح شد. در آن سالها که آخوندوف در قفقاز روی این ایده کار می کرد، ایلیا چاوچاوادزه در گرجستان و خاچاطور ابوویان در ارمنستان بر روی ایده ناسیونالیسم قومی کار می کردند. این ایده در ذهن آخوندوف و میرزا بالا ممدزاده جایگاهی مرکزی داشت. در پایان قرن نوزدهم بود که مربیان قفقازی برای اولین بار این ایده را مورد بحث قرار دادند و ترویج این ایده را مهم دانستند.
ایده تاسیس “خانه قفقازی” اولین بار به طور رسمی توسط محمدامین رسول زاده در سطح رسمی مورد بحث قرار گرفت. در مقاله اوزییر حاجی بی اف “ما همه کودکان قفقازی هستیم” نیز به اهمیت این ایده برای منطقه اشاره شده است. علیمردان بیگ توپچوباشوف در ماه می. 8، 1921، مهاجران قفقازی در دفتر جمهوری آذربایجان در پاریس گرد آمدند تا درباره “کنفدراسیون قفقاز” گفتگو کنند. بدین ترتیب توافقنامه مشترکی بین هیئت های آذربایجان، قفقاز شمالی، گرجستان و ارمنستان به امضا رسید. با این حال، فرآیندهای بعدی اجرای توافق را با مشکل مواجه کرد.
با فعالیت رسول زاده و دوستان گرجی اش در تبعید، کنفرانس سراسر قفقاز در سال 1952 در مونیخ آلمان برگزار شد و رسول زاده ایده هایی را درباره آینده قفقاز مطرح کرد. لازم به ذکر است که آذربایجانی ها به ویژه به عنوان حامیان ایده “خانه قفقازی” فعال بودند و با نمایندگان گرجستان و ارتفاعات در کشورهای محل زندگی مهاجران همکاری می کردند و امکان اجرای این ایده وجود نداشت. برای وحدت اقتصادی و معنوی بسیار مهم است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این ایده دوباره مطرح شد.
حیدر علی اف بارها پیشنهادهایی را برای اتحاد کشورهای قفقاز به شکلی بیان کرده است. این ایده بعدها توسط سلیمان دمیرل، رئیس جمهور فقید ترکیه و میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهور سابق گرجستان مطرح شد. در سپتامبر 1992، جوهر دودایف، اولین رئیس جمهور چچن، میزگردی را برای اعضای خانه مشترک قفقاز در گروزنی راه اندازی کرد. خانه مشترک قفقاز به عنوان یک مجمع به ثبت رسید و جوهر دودایف رئیس جمهور به عنوان رئیس آن منصوب شد. با این حال، ایده تأسیس مجمع عمومی خانه قفقاز با شروع جنگ در چچن متوقف شد. بیانیه مشترکی که در سفر رسمی رهبر بزرگ حیدر علی اف به گرجستان در 8 مارس 1996 توسط سران دو کشور امضا شد، آغازی برای اجرای عملی ایده «خانه مشترک قفقاز» بود.
با این حال، سیاست تهاجمی ارمنستان و حل و فصل طولانی منازعات در منطقه، حل و فصل ایده “خانه مشترک قفقاز” را بسیار دشوار کرده است.
خانه قفقاز به دلیل اهمیت استراتژیک، سازمان امنیت و همکاری مردمان آذربایجان، گرجستان و قفقاز شمالی محسوب می شود که روسیه بعنوان «باتوم و پاسگاه قفقاز» دیگر در آن صورت مجبور میماند تا به حاکمیت ملی و مردم قفقاز احترام بگذارد
اما در مورد حاضر با توجه به مشکلات موجود، آیا امکان تحقق ایده مطرح شده وجود دارد؟ به گفته برخی کارشناسان، تا زمانی که مناقشات منطقه بر اساس مبانی ملی حل نشود، تأسیس «خانه قفقازی» رویایی باقی خواهد ماند.
آذر رشید اوغلو، رئیس اتحادیه عمومی تساهل و یک مفسر سیاسی مشهور در گفتگو با شرق گفت که ایده خانه قفقاز ضروری است، اما اجرای آن دشوار است.
“آذربایجان برای احیای دوستی تاریخی خود با مردم چچن، گرجستان و داغستان باید این ایده را اجرا کند. این روسیه و ارمنستان هستند که مانع از تحقق این ایده شدند. ارمنی ها در رسانه های روسیه در جریان جنگ قره باغ گزارش دادند که چچنی ها در حال کمک هستند. آذربایجان.” ورود او به باکو و دیدار بعدی او با رهبر گرجستان ادوارد شواردنادزه ارمنی ها و روس ها را نگران کرد.
روسیه منافع خود را در تحقق این ایده مطرح کرد. مدل «3+1» پیشنهادی مسکو مطرح شد، بنابراین قرار بود «خانه قفقازی» در کنار آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و روسیه به استثنای چچن تأسیس شود. سپس مدل “3 + 3 + 2” یعنی آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و همچنین روسیه، ترکیه، ایران که در آن صورت مدل آمریکا و اتحادیه اروپا مطرح میشد. امروز برای تحقق این ایده دو مدل پیشنهاد شده است. اینکه کشورهایی که در خانه قفقاز قرار خواهند گرفت، متعلق به ساختارهای مختلف جغرافیایی و خرده فرهنگی هستند، مشکلاتی را ایجاد می کند.
این کارشناس گفت ارمنستان اجازه نمی دهد هیچ یک از این ایده ها محقق شود.
بیانیه مشترک امضا شده توسط دو رئیس جمهور در سفر رسمی حیدر علی اف رئیس جمهور فقید به گرجستان در سال 1996، آغاز اجرای عملی ایده “خانه مشترک قفقاز” بود.
علی اف می تواند ایده ناتمام رسول زاده – “خانه قفقازی” را محقق کند و این ملتهای و سرزمین های تاریخی دوباره در کنار هم به یک خانواده بزرگ تبدیل شوند و قدرت و عزت خود را باز یابند آذربایجان،گرجستان،داغستان،ایران و ترکیه …الهام علی اف در مصاحبه با CNN-Turk پیشنهاد خانه قفقاز را تجدید کرد. رئیس جمهور آذربایجان در مصاحبه خود بر ابتکار یک قالب جدید تاکید کرد: اولین قدم ها باید برای برقراری روابط سه جانبه بین آذربایجان، گرجستان و ارمنستان در قفقاز جنوبی برداشته شود، ما برای این امر آماده ایم. بنابراین، رئیس جمهور یک بار دیگر بر لزوم ایجاد “خانه قفقازی” تاکید کرد.
«ینی مساوات» یادآور می شود که رئیس دولت در مصاحبه با رسانه های خارجی در زمان جنگ تاکید کرد که «وضعیت جدیدی در منطقه به وجود آمده است». «وضعیت جدید» نه تنها موقعیت عادلانه آذربایجان در جنگ را در بر می گرفت، بلکه نشانه روشنی بود از برقراری مجدد موازنه قوا در منطقه پس از جنگ، از جمله ایده «خانه قفقازی». تاریخچه و حمایت فعلی گرجستان از این اتحادیه مشخص است. باکو همچنین امیدوار است ارمنستان که از طریق تفلیس با آذربایجان قرارداد صلح امضا کرده است به «خانه قفقازی» بپیوندد. همچنین می تواند ضامن قوی امنیت و صلح در منطقه باشد. بدون شک دلیل شکست ایده «خانه قفقازی» تا کنون ارمنستان و قدرتهای استعمارگر پشت پرده است. ادعاهای بی اساس ارضی ارمنستان علیه همسایگانش که در طول تاریخ نقش «شلاق» را در قفقاز بازی کرده، به طور جدی تأسیس خانه قفقاز را با مشکل مواجه کرده است. اکنون ارمنستان شکست خورده و در وضعیت ناامیدکننده ای قرار دارد.
واضح است که روسیه با ایده “خانه قفقازی” مخالف است، اما در دنیایی که در حال تغییر است، دوران “مسکو نمی خواست، اتفاق نیفتاد” مدت هاست گذشته است.
لازم به ذکر است که ایده ایجاد «خانه قفقازی» در طول تاریخ متعلق به متفکران آذربایجانی بوده است. مروجین اصلی این اندیشه، میزا فتعلی آخوندزاده و میرزا بالا ممدزاده، روزنامه نگار برجسته بودند. ماموریت تبلیغ رسمی ایده ایجاد «خانه قفقازی» متعلق به محمد امین رسول زاده است. مشخص است که پس از انقلاب اکتبر در روسیه، ارمنستان، گرجستان و آذربایجان یک کنفدراسیون قفقاز کوتاه مدت (24 فوریه تا 26 مه 1918) در قفقاز تأسیس کردند. این اولین قدم برای تأسیس خانه قفقاز بود. کنفدراسیون در 26 مه 1918 با اعلام استقلال گرجستان فروپاشید و…
کارشناسان سیاسی بر این باورند که منطقی است رئیس جمهور آذربایجان طرح «خانه قفقازی» را در این مرحله در دستور کار قرار دهد. این پیشنهاد آذربایجان، ارمنستان را از بحران سیاسی و اقتصادی (و همچنین پاسگاه روسیه بودن) خارج می کند و دری را به روی آینده آن باز می کند.
اما آیا می توان برای اجرای این ایده قدم های عملی برداشت؟ کدام کشور در اینجا فعال تر خواهد بود؟ روسیه چگونه می تواند به این موضوع واکنش نشان دهد؟ به طور کلی، آیا امکان تحقق این ایده حتی با نام دیگری وجود دارد؟
آیا همه این ملتها و کشورها میتوانند با ایجاد یک اتحاد آزاد و عادلانه به یک خانواده تبدیل و از یوغ و تسلط روس و غرب خلاص شوند؟
کارشناسهای سیاسی تاکید کردند که تحقق ایده “خانه قفقازی” در واقع راه نجات ارمنستان است. اگر ارمنستان از ادعای ارضی خود نسبت به آذربایجان صرف نظر کند، اگر ما متقابلا تمامیت ارضی خود را به رسمیت بشناسیم و مرزهای خود را مشخص کنیم، ارمنستان می تواند در پروژه های حمل و نقل خاصی که آذربایجان بر اساس آن استوار است، شرکت کند. فرصت های بسیار جدی برای ارمنستان باز خواهد شد.
الف. وی معتقد است که واکنش های مثبتی از سوی ترکیه و غرب نسبت به تحقق ایده «خانه قفقاز-خانه کنفدراسیون قفقاز» وجود خواهد داشت: «ترکیه نیز رویکرد مثبتی به این موضوع خواهد داشت. زیرا خود ترکیه می خواهد چنین همکاری هایی را در منطقه برقرار کند و صلح را ترویج کند. این هم به نفع غرب است. زیرا غرب می خواهد وابستگی ارمنستان به روسیه را کاهش دهد و نقش گرجستان را در منطقه افزایش دهد که از آن حمایت می کند. از این نظر، روند تأسیس «خانه قفقازی» میتواند مورد حمایت ترکیه و غرب باشد.»
این چکیده ای از تحقیقات و پژوهشها پیرامون نسخه نجات ملل منطقه و ایده یست که میتوان با عملی کردن و گسترش دادن آن به دو منطقه قفقاز و خاورمیانه دوباره امپراطوری قدرتمند این مناطق را مثل سابق برپا کرد و برای همیشه از جنگ و دشمنی خلاصی یافت و زیر بار و تسلط استعمارگران غرب و شرق نبود
اعلامیه استقلال آمریکا دقیقا همین ایده است اعلامیه تأسیس اتحادیه اروپا دقیقاً همین ایده خانه قفقاز میباشد کانادا استرالیا همه سرزمین های قدرتمند فعلی بر پایه همین ایده به چنین جایگاه والایی رسیده اند
چون این تفکر در حالت سنتی آن از هزاران سال پیش در همین منطقه ما اجرایی میشد حکومتهای ایالتی ولایتی ممالکی و طوایفی همین ساختار بود آنهمه امپراطوریهای بزرگ و شکوهمند ما مثل سلجوقیان صفویان افشاریان تیموریان و حتی قاجارها، به کمک همین تفکر توانسته بودند دهها ملت و سرزمین دور هم متحد سازند و امپراطوریهای عظیم خودشان را برپا نمایند
اصلا قدرت آنها در همین رنگارنگی و تکثر ملیتها فرهنگها ادیان و آیینها بود
همانطور که قبلا گفته ایم جهان از یک بی نظمی و تضاد بزرگ به یک نظم تبدیل شده این جهان بر پایه وجود تفاوت و اختلاف توانسته خلق شود و به حیات خودش ادامه دهد و همین راز مهم را از ما مخفی نگه داشته اند تا همیشه درون تخیلات و جهالت درجا بزنیم و نتوانیم پیشرفت بکنیم غربیها با کپی کردن از نوع حکومت ما در زمان کهن، به قدرت و خوشبختی رسیده اند حالا چرا خودمان از آن استفاده نکنیم
آصلان عیسی بیلی دانش آموخته علوم سیاسی و فعال سرشناس آزربایجانی میگوید: ما بجای انتخاب دلیلی که مجبورمان بکند همیشه دشمن هم باشیم علتی را انتخاب بکنیم که مجبورمان بکند همدیگر را دوست داشته باشیم
این فعال حوزه تاریخ و سیاست اضافه میکند همه آن اهداف ایدئولوژیها و تفکراتی که ما بخاطرش میجنگیم و همدیگر را میکشیم، مال ما نیست بلکه بیگانه ها آن را تولید کرده و بر ما تحمیل نموده اند و اگر هزاران سال دیگر هم سپری بشود ما در همین نقطه خواهیم ماند همیشه میجنگیم خون هم را میریزیم به خاک و حقوق همدیگر تجاوز میکنیم و همگی باهم در این باتلاق و جهنم باقی میمانیم پس راه چاره این است که دوباره به درون خود بنگریم به خویشتن بازگردیم به جایی که کنار هم در همزیستی مسالمت آمیز و دوستانه داشتیم چشم دوختن به خاک همدیگر حذف اعتقادات هم تحمیل زبان و فرهنگمان به یکدیگر خودکامگی و تلاش برای یکسان سازی و تعرض و تجاوز به حریم های جغرافیایی هویتی فکری و حقوقی هم نمیتواند ما را نجات دهد
اگر صدها بار حکومتها را در خاورمیانه تغییر دهیم اگر صدها بار کشورها باهمدیگر بجنگند اگر به کشورگشایی و گسترش افکار و نژاد و باورهایمان تاکید کنیم موفقیتی بدست نمی آوریم
تجزیه تورکیه تجزیه ایران کوچک شدن و بزرگ شدن هرکشور و ملتی نمیتواند چیزی را تغییر دهد ما طبیعت و حقیقتی که همیشه وجود داشته و دارد را باید بپذیریم باید دست از دشمنی و نفرت برداریم و دور این ایده و تفکر جمع بشویم
خانه قفقاز و اتحادیه خاورمیانه ایجاد سیستم های کنفدرالی و تکثرگرا که همه بتوانند ضمن برخورداری از محدوده جغرافیایی و تمامیت ارضی وطنشان_برخورداری از حقوق آزادی و امنیت در کنار همدیگر مثل یک خانواده زندگی بکنند ما بشدت محتاج به چنین ساختار و ایده هستیم و جز این هیچ راه نجاتی برایمان وجود ندارد
غربیها اگر امپراطوری روم را از دست دادند بجایش امپراطوری اتحادیه اروپا را برپا کردند ما قدرت عظمت و سعادتمان را از دست دادیم ولی به فکر برپایی آن نیفتادیم در قفقاز و خاورمیانه نباید هیچ دین مذهب فرهنگ ملت نژاد و جغرافیا حذف بشود نباید یک مردم و سرزمین نابود بشود بلکه همه حق دارند زندگی کنند و ما زمانی میتوانیم به معنای واقعی زندگی کنیم که در کنار هم و دوست هم باشیم مثل ملل اروپا که یکپارچه و متحد هستند و هیچ کشور بزرگ و قدرتمند در آنجا تلاش نمیکند کشور کوچکی را فتح بکند هیچگاه فرانسه بدنبال الحاق لوکزامبورگ به جغرافیایش نیست ولی در اصل همه آن کشورها جزو یک جغرافیای واحد هستند و به همین دلیل به قدرت جهانی تبدیل شده اند
ما به یک نقطه تاریخی رسیده ایم که چاره ای جز انتخاب راه درست را نداریم چون اگر آن را انتخاب نکنیم همه بازنده میشویم
از کشورهای عربی حوزه خلیج گرفته تا عراق سوریه لبنان یمن افغانستان ایران آزربایجان ارمنستان گرجستان باید یک تصمیم مهم تاریخی بگیرند و ایده خانه قفقاز را بعنوان طرح نجات منطقه الگو قرار داده و برای برپایی اتحادیه خاورمیانه و قفقاز اقدامات عملی شروع بکنند
خوشبختی آزادی قدرت و سربلندی برای همه
ما ملتهای مسلمان و غیرمسلمان از هویت و نژادهای مختلف در این منطقه کهن و ثروتمند باید دور این ایده جمع شویم و یک خانه یکپارچه و سیستمی فراگیر ایجاد بکنیم تا کنار هم با دوستی و صلح از این شرایط نفرت آلود و دهشتناک خارج شویم و همگی باهم به سعادت برسیم.
با مطالعه مطالب بالا باید تأمل بکنیم کمی به اندیشه و عقل رجوع بنماییم و ببینیم که آیا جز این راهی برای نجات ما باقی مانده؟ و اگر به این نتیجه رسیدیم که بله نسخه نجات بخش ما این ایده شگفت انگیز میباشد پس خود را برای تولدی دوباره حاضر بکنیم نه روسیه نه چین نه اروپا و آمریکا هیچگاه به ما کمک نخواهند کرد آنها فقط و فقط به فکر ضعیف و پراکنده نگه داشتن ما هستند تا به منافع خودشان نائل شوند خودخواهی و طمع ورزی کاریست که آنها میخواهند و ما باید دست از اشتباهاتمان برداریم و به احترام به همدیگر برای ساختن دوباره منزل قدم پیش بگذاریم.
رحمان اوکتای