یکی از معیارها و نشانه های مدنیت و تفاوت میان حکومتداری و غارتگری، میان ظلم و عدالت و تفاوت میان فرهنگ و وحشیگری وجود و ظهور عینی قوانین مدنی و جزایی توسط حاکمان و حکومت ها در طول تاریخ می باشد؛ اگر از این زوایه و به مدد متون معتبر محققان و مورخان منصف و با وجدان به نوع حکومتداری و قوانین وضع شده ی زمان چنگیزخان و کوروش نگاه کنیم شاید بتوانیم چهره ای واقعی تر از وجود چنگیزخان و کوروش در اذهان و افکار خود ترسیم کنیم چهره ای که یکی(کوروش) را به سبب تعصبات قومی ، اندیشه های راسیستی و ناسیونالیستی تطهیر و دیگری(چنگیزخان) را به دلیل نفرت و کینه ساختگی توسط سلطه گران شونیستی ایرانشهری تحقیر می کند ؛ اگر با عینک عدالت و انصاف به تاریخ نگاه و آن را مورد مطالعه و مداقه قرار بدهیم قطعا نوع نگرش و تفکر تاریخی ما با نوع و شیوه تفکر و گفتمان حاکم و غالب متفاوت خواهد بود.
آنچه که داده های متقن و منصف محققان متعهد در مورد اوضاع حکومتداری هخامنشیان ارائه می دهد حکایت از وجود فساد،فحشا،ازدواج با محارم(خوویده)، نابودی تمدن ها،دزدی تمدن مادی و معنوی ساکنان بومی ایران،ظلم و ستم بی حد و حصر و بی قانونی در عصر هخامنشیان دارد:
“هخامنشيان فاقد چنين قانون يا قوانيني بودند و يا دستكم خبري از آن به روزگار حاضر نرسيده است؛در زمان هخامنشيان، دستور پادشاه و خواست او جايگزين قانون بوده است و به هر ترتيبي كه تمايل داشته و فرمان مي داده، عمل مي گرديده است. اين در حالي است كه بسياري از حكومت هاي عصر باستان داراي قوانين مصوب كشوري بوده اند. براي مثال، لوح قوانين مشهور حمورابي و قوانين متعاقب آن براي كشور بابل كه پس از سلطه كورش بر بابل به کلی بر باد رفت و قانون ديگري جايگزين آن نشد. از سراسر دوره شاهنشاهي هخامنشي نه تنها قوانين مفصل مدني و جزايي در حد قانون نامه حمورابي، كه حتي در حد قوانين چنگيزي نيز به دست نيامده و شناسايي نشده است. به عبارت ديگر، هخامنشيان نه تنها يك امپراتوري بدون بناهاي عام المنفعه بودند، كه امپراتوري اي بي قانون نيز بوده اند.”( غیاث آبادی،1395: 113-112) و (ذهتابی، ایران تورکلری نین اسکی تاریخی،ترجمه علی احمدیان سرای، 1387)
دکتر مرادی غیاث آبادی به نقل از کتب معتبر تاریخی مانند کتاب «السلوك المعرفه دول الملوك» اثر تقی الدين احمد بن علی مقریزی، کتاب «تاریخ جهانگشای» علاء الدین عطاملک جوینی و کتاب «تاریخ مغول در ایران» اثر برتولد اشپولر و سفرنامه ابن بطوطه و… در خصوص نوع حکومتداری، وجود قوانین مدون مدنی و جزایی، وجود نظارت عمومی و دولتی بر تمام امور جامعه و احکام اجتماعی در سطوح مختلف آن در زمان چنگیزخان، ایلخانان و نواده گان چنیگزخان می نویسد:
حتی چنگيزخان مغول نيز دارای قوانين موضوعه و سراسری تحت عنوان [ یاسا ] بود؛ در قوانين چنگيزخان نشانه هايی از ماده های قانونی ممتاز نيز به چشم می خورد [که در زمان هخامنشیان و حتی ساسانیان علیرغم تبلیغات کذایی تمام دستگاه های تبلیغاتی وجود نداشته است](مرادی غیاث آبادی 1395: 113)
قوانین یاسایی تموچین کبیر (چنگیزخان ) به نقل از (تاریخ جهانگشای علاء الدین عطاملک جوینی) عبارتند بودند از:
1- عدم سختگیری زبانی و هویتی بر اقوام تحت حکومت چنگیزخان و ایلخانان
2- معافيت دانشمندان از ماليات
3- آزادی اديان برای همه مردم و لزوم احترام به پيروان همه آنها
4- برابري همه اقوام و انسان ها و مذاهب و برتری نداشتن هيچكس بر ديگری
5- ممنوعيت مدح و استفاده از القاب تشريفاتی براي همگان و حتی براي خودش
6- در امان بودن همه معابد و مراكز دينی به هنگام جنگ ها
7- ممنوعيت دروغگويی، دزدی، زنا، هتاكی و هرگونه آسيب رساندن مردم به يكديگر.
8- وجود تسامح و تساهل در امور دینی،اجتماعی و سیاسی
9- عدم وجود تفکرات راسیستی، فاشیستی و ناسیونالیستی
10- مجازات مرگ برای متجاوزان به عنف
11- مجازات مرگ برای متجاوزان به جان و مال و ناموس مردم
احمد ایلانلی