مراقب تله مارپیچِ سکوت باشید
رسانهها ذهن شما را با تاکتیکهای متنوع، جهتدهی میکنند و در این راه از نظریات مختلف علم ارتباطات بهره میبرند و همصدایی و فضای مشترک گفتوگوهای جمعی را به دیالوگهایتان تزریق و صدالبته گاهی شما را از اصل ماجرا دور میکنند. یکی از این شیوهها، انداختن شما در تله مارپیچ سکوت است.
نظریه مارپیچ سکوت، در سال ۱۹۷۳ توسط یک خانم آلمانی با نام الیزابت نوئل نئومان مطرح شد. طرح کلی این نظریه بر اصل ترس از انزوا استوار است. بهزبان ساده، این نظریه میخواهد بگوید مردم دوست ندارند بر خلاف افکار عمومی حرف بزنند و اینگونه در اغلب موارد، حرف اقلیت نادیده گرفته میشود.
برای تبیین بهتر موضوع، به بازنماییهای صداوسیمای ایران توجه کنید: اگر شما بهعنوان یک خارجی به برنامههای شبکههای تلویزیونی ایران نگاه کنید، تصور خواهید کرد که همه مردم ایران به زبان فارسی سخن میگویند و اغلب آنها در شهری بهنام تهران زندگی میکنند و لهجه معیار همان زبان فارسی هم، لهجه تهرانی است!
در چنین فضایی، صدای ترکها، کردها، اعراب، بلوچها و … شنیده نمیشود و این مردمان هم رفتهرفته در تله مارپیچ سکوت گرفتار شده و تلاش میکنند، خود را شبیه الگوهای ترویجدادهشده در صداوسیما کنند.
برای رهایی از مارپیچ سکوت، حقیقت را فریاد بزنید حتی اگر کسی صدایتان را نمیشنود.