۱. راهاندازی گروه تروریستی حسینیون برای اختلافافکنی و دشمنی بین تورکها:
گروه تروریستی حسینیون توسط سپاه پاسداران ایران راه اندازی شده است. رهبران آن ساکن قم هستند و اعضای آن از طلبه های اهل آذربایجان شمالی هستند که به بهانه تحصیل به قم و مشهد کشانده شده و شستشوی مغزی داده شده اند. این مزدوران در ایران و سوریه آموزش نظامی می بینند و در راستای منافع رژیم تورک ستیز ایران و بر علیه آذربایجان شمالی و تورکیه فعالیت می کنند.
۲.تبلیغ و ترویج شیعه گرایی افراطی توسط امامان جمعه و مداحان حکومتی:
رژیم ایران به کمک مداحان حکومتی و امامان جمعه با تبلیغ و ترویج شیعه گرایی افراطی، مردم آذربایجان جنوبی را بر علیه تورک های آذربایجان شمالی و تورکیه تحریک می کند. «سیدحسن عاملی» امام جمعه لبنانی الاصل اردبیل در این باره نقش فعالی دارد. وی که به عنوان حنجره پانفارسیسم در آذربایجان عمل می کند بارها آذربایجان را تهدید کرده و از سپاه پاسداران ایران خواسته قدرت خود را به آذربایجان و تورکیه نشان دهد. «مهدی رسولی» مداح حکومتی اهل زنجان و «نیما شکوهی» مداح حکومتی اهل تبریز تنها نمونه هایی در این باره هستند. مهدی رسولی در برنامه های ضدآذربایجانی رژیم مداحی می کند و نیما شکوهی بارها در مراسمات عاشورا بر علیه آذربایجان سخن گفته است. این مداح عضو سپاه عاشور در اعتراضات اخیر نیز نقش فعالی در سرکوب و دستگیری معترضان در تبریز داشت.
۳. انتصاب افراد بیکفایت و دارای فساد اخلاقی در مناسب اداری آذربایجان:
از جمله حاج «سلمان خدادادی» از فرماندهان فاسد سپاه پاسداران و نماینده سابق ملکان که نامش به دلیل تجاوز به «زهرا نویدپور» بر سر زبانها افتاد. سلمان خدادادی، سمت های حساسی مانند «فرمانده سپاه ملکان»، «مدیرکل اطلاعات اردبیل» و «معاون مدیرکل اطلاعات آذربایجان شرقی» را عهده دار بوده و نقش موثری در سرکوب، دستگیری و زندانی کردن فعالان آذربایجانی داشته است.
«جلیل بابازاده» فرمانده قرارگاه عاشورا که مسئولیت کشتار و سرکوب مردم آذربایجان جنوبی و مسئولیت رزمایش ماجراجویانه رژیم در کنار رود آراز را به عهده داشت، نیز یکی از فرماندهان بیکفایت و همجنس بازی است که با وجود افشای پرونده همجنسبازی وی با «سردار فرهنگ مستعد» و تجاوز وی به چندین سرباز، توسط رژیم ضدتورک ایران برای اجرای دستورات وقیحانه رژیم به عنوان فرمانده قرارگاه عاشورا در آذربایجان جنوبی گماشته شده است. وی از مطیع ترین بردههای حلقه به گوش خامنهای است که حتی برای حفظ رژیم از کشتن کودکان نیز امتناع نمیکند و اخیرا نیز به واسطه خیانتهایش به آذربایجان، از طرف تهران به درجه سرتیپی ارتقاء یافته است.
این گونه افراد به دلیل فاسد بودن و ترس از افشای فسادهایشان همواره مطیع رژیم فاشیستی و تورک ستیز جمهوری اسلامی هستند و به شکلی هدفمند ارتقاء یافته اند تا در بزنگاههای تاریخی، بزرگترین جنایت ها را بر علیه تورک ها و آذربایجان مرتکب شوند.
۴. رد صلاحیت و قلع و قمع تورکهای کاردان باسواد:
رژیم ایران نه تنها اجازه نمی دهد تورک های کاردان و دلسوز آذربایجان به مناصب بالای دولتی دست پیدا کنند، بلکه حتی تورکهای خنثی و حتی مانقوردها را از ارکان اصلی تصمیم گیری کشور حذف کرده است. شورای نگهبان که مهمترین نهاد نظارتی و از موثرترین نهادهای تصمیم گیری در ایران است، دارای ۱۲ عضو است که تمامی آن فارس هستند و هیچ تورکی در میان آنان نیست. تمامی مصوبات مجلس ایران پیش از لازمالاجرا شدن، نیازمند تایید این شورا است. تأیید یا ردصلاحیت نامزدهای انتخابات ایران نیز در دست این شورا است. در مجمع تشخیص مصحلت نظام، کابینه دولت و سفرای خارجی نیز به ندرت تورکها به کار گماشته می شوند.
۵. تشویق و ارتقاء مانقوردها در سازمانهای دولتی به بهانه بکارگیری تورکها در امور کشور:
رژیم فاشیستی ایران تمام تورک هایی که در صدد دفاع از منافع آذربایجان برمی آیند را حذف می کند، حتی اگر این افراد جزو خودی های نظام باشند و از فیتلرهای امنیتی نظام عبور کرده باشند. برای مثال «اکبر اعلمی» نمایده پیشین تبریز اگرچه جانباز و عضو سابق سپاه بوده اما به دلیل داشتن سواد نطق بیان و سواد سیاسی همچنین حمایت های نصفه و نیمه اش از تورک ها، رد صلاحیت شد و دیگر به مجلس راه نیافت. اما افرادی امثال «علی نیکزاد» نماینده مانقورد اردبیل، «روح الله متفکر»، نماینده مانقورد تبریز و «وحید جلال زاده» نماینده مانقورد اورمیه تا بالاترین مناسب مجلس ارتقاء می یابند. «علی نیکزاد» که هم اکنون نایب رئیس مجلس است، از اعضای سازمان مجاهدین خلق بوده و وی نیز برای عاری کردن خود از سوابق برادرش، به غلامان حلقه به گوش تهران بدل شده و همواره بر علیه آذربایجان فحاشی می کند.
۶. انتصاب فاشیستهای غیربومی در حساس ترین مناصب اداری استانهای تورکنشین:
نمونه این افراد «محمدمهدی شهریاری» استاندار سابق آذربایجان غربی و «محمدصادق معتمدیان» استاندار فعلی آذربایجان غربی هستند. «محمدمهدی شهریاری» از کُردهای افراطی اهل بجنورد می باشد که در راستای سیاست های تورک ستیزانه حکومت ایران و کُردیزه کردن غرب آذربایجان، توسط دولت حسن روحانی به عنوان استاندار آذربایجان غربی منصوب شد و خیانتهای بزرگی را به آذربایجان کرد. تجزیه کردن شهر قوشاچای(میاندوآب) به سه شهر کوچک با هدف تضعیف کردن این شهر بزرگ تورک در مقابل شهرهای کردنشین مهاباد و بوکان، همچنین ایجاد کارخانه قند مهاباد نمونه ای از این خیانتها هستند. کارخانه قند مهاباد از بزرگترین کارخانههای قند کشور است که در روزهای آینده افتتاح خواهد شد. این کارخانه را شهریاری از خراسان به مهاباد و نزدیکی دریاچه اورمیه منتقل کرد. این کارخانه قرار است سالانه ۵۶ هزار تن شکر تولید کند که چند صد میلیون مترمکعب آب طلب خواهد کرد و دریاچه نیمه جان اورمیه را نابود خواهد کرد. محمدصادق معتمدیان نیز از کردهای کرمانشاه است و توسط دولت رئیسی به عنوان استاندار آذربایجان غربی منصوب شده و دنباله روی سیاست های تورک ستیرانه استاندار سابق است.
۷. ایجاد شبکه های تلویزیونی برون مرزی به زبان تورکی:
برای مثال شبکه جهانی سحر که توسط رژیم ایران راه اندازی شده و به زبان تورکی آذربایجانی برای آذربایجان شمالی برنامه پخش می کند. این تلویزیون تحت لوای شیعه گرایی، سیاست های ایدئولوژیک و فاشیستی رژیم ایران در آذربایجان شمالی را تبلیغ و ترویج می کند.
۸.ممانعت از تدریس زبان تورکی در مدارس و راه اندازی شبکه تلویزیونی تورکی در ایران:
در ایران ۴۰ میلیون شهروند تورک از بسیاری از حقوق اولیه خود مانند «حق آموزش به زبان مادری»، «حق داشتن تلویزیون سراسری به زبان تورکی»، «حق داشتن روزنامه تورکی سراسری» محروم اند. این در حالیست که به گفته «محمود امانی» مدیرکل شورای عالی آموزشوپرورش ایران، الان زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی و روسی زبانهای خارجی هستند در مدارس تدریس میشود و از سال بعد چینی و عربی به این زبانها اضافه خواهد شد. رژیم فاشیستی ایران در حالی دهها شبکه برون مرزی به زبانهای مختلف، تورکی، عربی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، اوردو، آلبانیایی، کردی و هوسه(برای آفریقا) تاسیس کرده، اما از راه اندازی شبکه تلویزیونی سراسری تورکی در ایران ممانعت می کند. همچنین رژیم در شبکه سحر، زبان سلیس تورکی آذربایجانی را به کار می برد اما در شبکه های استانی استان های آذربایجان جنوبی با هدف حذف و نابودی زبان تورکی، از زبان به اصطلاح «فاذری» استفاده می کند. که فارسیزه شده زبان تورکی است. در این زبان تمام کلمات به زبان فارسی ادا می شوند و تنها فعل جمله به زبان تورکی بیان می شود.
۹. غارت منابع معدنی آذربایجان و استفاده از درآمد آنها برای پروژه های تورک ستیزانه:
بزرگترین معادن طلای خاورمیانه «معدن زرشوران و معدن آغ دره» تکاب، بزرگترین معدن سرب و روی خاورمیانه «معدن انگوران»، بزرگترین معدن مس خاورمیانه «معدن سونگون» ورزقان، به همراه هزاران معدن دیگر در آذربایجان جنوبی قرار دارند. سهامداران، مالکان و پیمانکاران معادن آذربایجان از اهالی استان های فارس نشین مرکز کشورند و با انتقال استخراجات این معادن به مناطق فارس نشین، سود حاصل از آن نیز به جیب مردم این مناطق سرازیر می شود و مردم آذربایجان نیز با فقر، بیکاری، مهاجرت و تخریبات زیست محیطی معدنکاران دست به گریبانند. رژیم بخشی از سود حاصل از این معادن را نیز در راستای اهداف تورک ستیزانه خود بر علیه آذربایجان استفاده می کند. به عنوان مثال طی سالهای اخیر رژیم، شمار زیادی از کارگران تورک بومی معدن ورزقان را اخراج کرده و کارگران کردزبان غیربومی را به جای آنها استخدام کرده است. اکثر مدیران رده بالای این معادن نیز از میان فارس ها انتخاب می شوند.
۱۰. خشکاندن دریاچه اورمیه و نابودی محیط زیست آذربایجان با هدف کوچاندن اجباری تورکها:
یکی از بزرگترین پروژه های رژیم ایران برای نابودی محیط زیست آذربایجان و کوچاندن اجباری مردم آذربایجان به مناطق فارس نشین کشور خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه است. رژیم با این کار قصد دارد تورک ها را به صورت گسترده به شهرهای فارس نشین کشور کوچانده و در آنجا آسیمیله نماید. مسئولان دولتی در حالی خشکاندن عمدی دریاچع را انکار می کنند که سال گذشته خبرگزاری رسمی دولت ایران «ایرنا» آشکارا اعلام کرد یکی از دلایل خشکاندن دریاچه اورمیه، سود حاصل از استخراج فلز کمیاب لیتیوم از بستر دریاچه اورمیه است.
۱۱.نابودی آثار فرهنگی تاریخی تورک ها:
رژیم ایران درصدد است تا با نابودی آثار فرهنگی تاریخی تورک ها در آذربایجان جنوبی، روند آسیمیله کردن و تغییر هویت آنها را تسهیل نماید. وضعیت اسفناک ارک تبریز، تپه حسنلو سولدوز، شهریئری خیاو(مشگین شهر) تنها نمونه هایی در این باره هستند. تخریب مکرر آثار و خانه های تاریخی تبریز در راستا همین سیاست صورت می گیرد. در اردیبهشت ماه ۱۳۹۹، «علیرضا قوچی» معاون مدیرکل میراث فرهنگی آذربایجان شرقی گفت: «بیش از ۹۰ درصد بافت تاریخی تبریز از بین رفته است.» رژیم ایران در حالی بناهای تاریخی آذربایجان را یکی پس از دیگری نابود می کند که چنین مکان هایی در شهرهای فارس نشین، توسط دولت ایران حفاطت و مرمت شده و در جذب توریست و درآمدزایی برای منطقه مورد استفاده قرار می گیرند.