اصطلاح هخامنشیانِ مثلاً بعنوان پدران ایران باستان پارسی
به مقطعی دویست ساله از حدود دو هزاروسیصد تا دو هزاروپانصد سال پیش در تاریخ جنوب فلات ایران و نزدیک بین النهرین اطلاق میشود.
این کلمه صرفاً اصطلاح است و مصطلح شده است؛ یعنی این دویست سال یک بازه و برش و مقطع زمانی است که توسط این اصطلاح انتزاعی و پادرهوا در حقیقت!
همانگونه که جناب دکتر رحیم بقال اصغری بعنوان یک فرد آکادمیک و پژوهشگر در رشتههای هنر و تاریخ و زبان، میفرمایند: «برای تصاحب معنوی هر آنچه که از تاریخ منطقه استحصال و استخراج میشود، بکار میرود و این در حقیقت یک مغالطه و تقلب آشکار علمی است» .
اما نفس وجودی بناها و سازه های تاریخی، برای هر منطقه نیاز به توالی تاریخی دارد، نمیشود یک شبه امپراطوری و تمدن ساخت.
بناهایی که در گوشه-گوشهی جهان باستان خاورمیانه از سنگ بعنوان نماد و سمبل معماری رومی شناخته شده، در کتب معیار علمی و رفرنس در دانشگاههای دنیا، شناخته میشود.
قریب به اتفاقشان به اصطلاحِ پولیس ختم میشوند و از لبنان تا ایران و …وجود دارند، سبکی از شهر-دژ های نظامی یا کهن دژها و شهر-قلعه های رومی-یونانی هستند.
ایران پارسی، تاریخ باستان بومی ندارد!
به همین دلیل محمدعلی فروغی بهمین منظور تاریخ قبل از اسلام و ساسانیان روحانی را در ایران، یکسره و مستقیم به اساطیر هندی و کیانی ربط و پیوند میداد!
هم زبان و هم اسطورهها و همه چیزشان را برای داشتن ریشه به هندوستان شیفت میکنند!
آنچه که حتی به نام مثلاً زبان فارسی باستان و میانه و نو! نیز بیان میکنند، مفاهیمی شبه علمی هستند.
چون در علم مرحله به مرحله از جز به کل حرکت میکنیم، اما در شبه علم پرش وجود دارد!
یعنی یکسره و مستقیم بدون وجود شواهد و قراين، بدون ارتباط منطقی بین اجزا از مقطعی به مقطعی پرش و جهش میکنیم!
بعنوان مثال تاریخ خط در مصر را اگر در نظر بگیریم ذهن خواننده میتواند کاملاً با موضوع ارتباط برقرار کند.
هم سخت افزاری و شیفت شدن از خشتخام و سنگ به چرم و پاپیروس و سپس کاغذ بعنوان سخت افزار و مرحله به مرحله و از نظر علمی قابل رصد و بررسی و شهود عینی علمی، هم از نظر محتوا و نرم افزار یعنی حرکت از نقاشی به خط تصویری و خط هیروگلیف و سپس در انتها الفبا بدون نقطه و در نهایت الفبای با نقطه و تکمیل نگارش.
به چنین روندی، اصطلاحاً پروسه ی علمی گام به گام میگویند.
هر جا که مفاهیم جنبهی انتزاعی و پا در هوا و بدون مستندات استقرایی علمی مستندات استقرایی علمی، یعنی از جز به کل و مرحله به مرحله نداشتند، با شبه علم طرفیم.
دو نوع تفکر اصلی بشر تفکر استدلالی و یا عقلی است و از کل به جز، و تفکر استقرایی است یا علمی از جز به کل.
در تفکر علمی استقرایی با شواهد و مرحله به مرحله به جلو میرویم، نمیتوان با عقل انتزاعی در مورد هر چیزی نظر داد،
زیرا مفاهیم علمی از جنس اطلاعات هستندinformation و نه از جنس عقلیات.
نویسنده: داوود خاکپور (شهرساز)