ایران مخالف سرسخت صلح پایدار میان آذربایجان و ارمنستان است!
مطبوعات جمهوری اسلامی ایران در تلاش است تا با تحلیل هایی بر علیه صلح در قفقاز میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان مانع تراشی کند.
روزنامه اعتماد در نوشته ای با عنوان «بازگشت ایران به قفقاز؟» نوشته است، توافق میان ارمنستان و آذربایجان به نفع ایران نیست.
این روزنامه با اشاره به اینکه «آذربایجان با حمایت کشورهای اروپایی و کشور امارات و عدم مخالفت ارمنستان میزبان کنفرانس آبوهوای سازمان ملل «COP29» شدهاست» نوشته : این مانور قدرت تورکیه و آذربایجان در اطراف خزر است و باعث تحریک ایران میشود.
این روزونامه در گفت و گو خسروشاهی به این نتیجه رسیده است که: «امروز جنگ، جنگ راه هاست و حتی ارمنستان هم می تواند ایران را کنار بگذارد، پس ایران باید وارد مسأله قفقاز شود و به طور واضح تر باید مخالف صلح باشد».
و نهایتاً به این نتیجه رسیده است که، «ایران نمیتواند با روسیه و تورکیه در قفقاز همصدا شود، چرا که آنکارا و مسکو دارای منافعی متفاوت در این منطقه استراتژیک هستند. و باز واضح اشاره شده است که ایران طرفدار صلح در منطقه نیست».
مدیر مسئول روزنامه اعتماد الیاس حضرتی و سردبیر آن بهروز بهزادی از چهره های اصلاحطلب است.
از طرفی نیز احسان موحدیان کارشناس تمام قد ارمنیپرست در سایت«دیپلماسی ایرانی» با کد خبری ۲۸ آذر ۱۴۰۲ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۲۳۶۸۸ اخبار اصلی نوشته است:
مفاد صلح خطرناک مدنظر باکو در قبال ارمنستان
نویسنده خبر: احسان موحدیان
احسان موحدیان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ممکن است در «پیمان صلح» فرضی بین ارمنستان و آذربایجان، موارد مد نظر باکو در قالب پروتکلهای محرمانه ارائه شود و مبهمترین نسخه توافق به صورت عمومی ارائه شود، بدون اشاره به اینکه مقامات ارمنستان در واقع چه چیزی را با باکو امضا کرده اند. از همین رو جمهوری اسلامی ایران باید هشیاری خود در قبال این مذاکرات صلح را به حداکثر برساند و مفاد توافق احتمالی را دریافت و بررسی کند تا از تحمیل مفاد نامناسب به خصوص بند ۲ و ۵ به ایروان جلوگیری شود.
دیپلماسی ایرانی: مذاکرات صلح ارمنستان و آذربایجان به وضعیتی رسیده است که آذربایجان از ارمنستان ضمانت هایی می خواهد که در آینده از این کشور انتقام نخواهد گرفت.
اما منظور آذربایجان از کلمه “انتقام” چیست؟
اول از همه، هدف دولت علیف به دست آوردن تضمین هایی است که بر اساس آن طرف ارمنی نتواند به طور عملیاتی (چه در حال حاضر و چه در میان مدت) توان و ادعای بازگرداندن اجزای از دست رفته نظامی و دولتی جمهوری ارمنستان را داشته باشد.
باکو میداند که ارامنه هرگز با از دست رفتن سرزمینهای مستقل ارمنستان، پاکسازی قومی ارمنیها، مهاجرت اجباری ساکنان آرتساخ و تصرف آن توسط باکو کنار نمیآیند.
برای رفع این نگرانی باکو می خواهد موارد زیر را به عنوان تضمین عدم امکان “انتقام” از طرف ارمنستان بدست آورد و در سند احتمالی صلح بگنجاند:
۱. موافقت مکتوب و اسنادی با تصرف تمام آرتساخ و انتقال اراضی تحت حاکمیت فعلی جمهوری ارمنستان به قلمروی دولت باکو.
۲. کنترل حاکمیت جاده های بین ایالتی لجستیکی کلیدی که ارمنستان را به گرجستان و ایران متصل می کند. بدین منظور اشغال روستاهای تیگراناشن در نزدیکی نخجوان و روستاهای منطقه تاووش در نزدیکی گرجستان در دستور کار است.
۳. کاهش شدید تعداد کارکنان نیروهای مسلح ارمنستان و تضمین حق باکو برای کنترل نامگذاری و کمیت تسلیحات و تعداد نیروهای مسلح ارمنستان.
۴. اسکان اتباع باکو در مناطق و شهرهای کلیدی ارمنستان توسط دولت علیف به تعداد صدها هزار نفر و بیشتر.
۵. تسهیل کنترل دوجانبه ترکیه و باکو بر جنوب ارمنستان با به رسمیت شناختن اسمی تمامیت ارضی ارمنستان یا به اصطلاح «کریدور زنگزور». اما در عین حال دولت ارمنستان حق اعمال حاکمیت بر این کریدور را نخواهد داشت تا در نهایت جنوب ارمنستان از این کشور جدا شود.
۶. تغییر قانون اساسی و اعلامیه استقلال ارمنستان با حذف متون مربوط به جمهوری آرتساخ، نسل کشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ در امپراتوری عثمانی، اصطلاح ارمنستان غربی، تغییر نشان ارمنستان با حذف نماد هویت ارمنی یعنی کوه آرارات.
این در واقع بهای صلحی است که باکو از ارمنستان می خواهد.
ممکن است در «پیمان صلح» فرضی بین ارمنستان و آذربایجان، موارد فوق در قالب پروتکلهای محرمانه ارائه شود و مبهمترین نسخه توافق به صورت عمومی ارائه شود، بدون اشاره به اینکه مقامات ارمنستان در واقع چه چیزی را با باکو امضا کرده اند.
از همین رو جمهوری اسلامی ایران باید هشیاری خود در قبال این مذاکرات صلح را به حداکثر برساند و مفاد توافق احتمالی را دریافت و بررسی کند تا از تحمیل مفاد نامناسب به خصوص بند ۲ و ۵ به ایروان جلوگیری شود.