کلاهِ نمایندگان و سرِ مردم!
اخیرا تصاویری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی منتشر شده که لابهلایِ گل و لای ناشی از هجوم سیل، با لباسهایی گِلی عکسهایی از خود منتشر کردهاند که مثلا نشان دهند با سیلزدگان همدرد هستند.
من این تصاویر را نشانه پوپولیسم نهادینهشده در جامعه ایرانی نمیدانم؛ بلکه نشانه ضعف آگاهی، در بخشی از توده میدانم که اجازه رشد به پوپولیسم را میدهد.
بدون اینکه یکی از ادوارِ خاصِ مجلس را در نظر بگیرم، تاکید میکنم که تاکنون تعداد کثیر و قابل توجهی از نمایندگان مجلس، عوامفریب بودهاند. اما دلیل آن چیست؟ مگر غیر از این است که عوامفریبی باید در بستر بلاهت رشد کند؟ مگر غیر از این است که ما خواستهای غیر از پوپولیسم از نماینده داریم؟
اگر صریح میگویم عذرخواهم اما منِ مردم، به نمایندهای اجازه میدهم که با حرکاتی نمایشی، سرم کلاه بگذارد. بیایید بررسی کنیم: چه زمانی به وضعِ قوانینی فکر کردهایم که زندگی شخصی و جمعی ما را متاثر کرده است؟ چهکسی به طرح بلاهتبارِ صیانت فکر میکند؟ چهکسانی بهنحوه بررسی لایحه بودجه میاندیشید؟ به حذف ارزِ ترجیحی؟ به قوانین مربوط به حضانت؟ به افایتیاف؟ به طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از حقوق ملت ایران؟
تعداد اندکی از مردم، مشغولیت فکری خود را معطوف به این مسائل بسیار حیاتی میکنند اما اغلب افراد از نماینده رانت میخواهند و عدهای تلاش میکنند به حلقه قدرت نزدیک باشند و عدهای خردهپا هم دنبال شغل و وامهای خرد و … هستند!
مجلس علیالاصول باید مغز متفکر ساختار کشور باشد که نیست؛ مجلس باید آیندهنگر و آیندهپژوه باشد که نیست؛ مجلس باید عالم به امور باشد، که نیست؛ مجلس باید چه باشد؟
شما بگویید.