کلمه آغازین حرکت ملی_ فلسفه نام پایتخت تاریخی آزربایجان_
زنان و دختران تورک ناجیان ما
«آزربایجان» اولین بار در طول تاریخ؛ توسط یک زن، توانسته به استقلال-غرور و عزت، دست یابد. «آناتومروس» سر کوروش یاغی و جنایتکار را، از تنش جدا میکند؛ و کوروشی که، برای بردن خاک و ناموس آزربایجان؛ به آنجا لشکر کشیده بود؛ نهایت، سَرِ خود را هم بر باد میدهد.
به یُمن این اتفاق بزرگ، اسم تومروس، بر روی شهری گذاشته میشود که مرکز تجارت و روابط دنیا، و پایتخت آزربایجان بود. تومروس، اولین نام رسمی پایتخت آزربایجان تبریز است؛ که به مرور زمان به: “تومروز” *تومیروز* “تامیروز” *تامریز* و در زمان شاهنشاهی صفوی، به «تربیز» تغییر شکل میدهد. در عصر امروزی، پس از استعمار آزربایجان به واسطه شوونیزم پارسی، این شهر؛ «تبریز» (در زبان عامی همچنان تربیز) نامیده میشود.
آزربایجان، توسط یک زن احیاء میشود به قدرت و عظمت میرسد؛ و پایتختش هم، به نام او برگزیده میشود.
در هیچ کدام از ادبیاتهای جهان، به اندازه «ادبیات آزربایجان» با موضوع مادر، شعر نوشته نشده؛ {شعرِ مادر} بیشترین عنوان را، بین دیگر موضوعات، در ادبیات و شعر آزربایجان دارد.
{آزربایجان و آزربایجانیها} بسیار عمیق، وابسته به عنصر زن و مادر هستند!
میگویند: «کوراوغلو» یک روز بسیار عصبانی بوده؛ و هیچکس، جرأت حرف زدن، و آرام کردنش را نداشت.
یک نفر، شروع میکند در آینه! تصویر یک زن را، نقاشی میکند؛ و او وقتی چشمش به این تصویر می افتد، تمام اختیار خود را از دست میدهد، و همچون کودکی خردسال آرام میگیرد!
یک طرفِ موسیقی، یک طرفِ ادبیات، یک سوی مجالس و محافل، و هنر آزربایجان، مربوط به غم و عشق مادر بوده و هست.
در هر کجای آزربایجان، اگر با پیرمردی سر سخن را باز کنید؛ اول، خاطره ای از مادرش بر زبان میاورد! و غمِ سوزان هجران و جدایی از مادرش را عیان خواهد کرد.
چرا در منطقه آزربایجان، جرم و جنایت کم است؟! چرا اینجا قاچاق و ترور، وجود ندارد! چون، آزربایجانیها، آنقدر به مهر مادر و عواطف زن، وابستگی و سنخیت دارند که؛ این عاطفه و محبت، اجازه نمیدهد ما به سمت آشوب- خونریزی و جنایت برویم،
ما تورکها، مادر پرست و زن پرست هستیم!
و این، بزرگترین افتخار ماست.
هیچ داستان-هیچ تاریخ-هیچ حادثه ای؛ در آزربایجان، وجود ندارد که، {زن و مادر} در آن نقش و حضور نداشته باشند.
در آزربایجان، همیشه سرباز جایگاه ویژه ای داشته؛ چون، «مادران آزربایجان» بسیار افتخار میکنند که پسرشان، به سربازی برود!…
و چنان اذهان ما را تربیت میکنند که، سرباز بودن و سربازی رفتن، به یک ارزش تبدیل میشود. این تربیت وطن پرستی- فداکاری و قهرمانی، توسط مادران آزربایجان بوجود میاید.
حتّی، جنبش ملی امروز ما هم، اولین کلمه اش، با مادر شروع میشود!
شعار نخستین و محوری حرکت ملی آزربایجان، با «آنادیلی» شروع میشود. ستون و بنیاد حرکت ملی آزربایجان بر پایه این شعار است! و اولین کلمه حرکت با «آنا» شروع میشود.
میبینید چقدر زیبا و شگفت انگیز است!
ما، شاید هم، ناخودآگاه چنین تصمیمی گرفته ایم؛ چون، همانطور که گفتم: ملت آزربایجان، مادر را خدای خود میدانند؛ و بدون مادر و زن، هیچ زندگی برای خودشان متصور نیستند! به همین دلیل مبارزه خود را هم؛ با آنا شروع میکنند! تا به کمک این عشق، و ارزش درونیشان؛ به سعادت دست یابند.
“با آنا شروع میشود و با آنا تمام”
«آنا دیلیم_آنایوردوم» دو کلمه کلیدی در حرکت ملی
آنادیلی، هویت_ و آنایوردی، ملیت_ است.
دو عنصر “هویت و ملیت” که در نهایت، با هم آمیختگی، یک ملت را، به معنای واقعی خلق میکند و بر آن حیات میبخشد.
آن ملت را به جایگاه و ارزشهای لازمه خود هدایت کرده و به سرانجام کار سعادت خوشبختی ابدی نائل میکند.
ما، آغاز و پایان(ابدیت)مان، با زن مفهوم پیدا میکند! و بدون زن، نه آغاز میشویم نه به مقصد میرسیم..
همیشه، بحث لیدری در حرکت مطرح بوده، و من امروز میگویم اگر قرار باشد حرکت، دارای لیدر باشد؛ حتما آن لیدر و لیدرها، دختران و زنان آزربایجان خواهند بود.ما همچنان تحت پرورش، تربیت و رهبری آنها رشد کرده و به اهداف مقدس مان دست خواهیم یافت.
چون ملکه های ما(زنان و دختران تورک) به جز اینکه مبارزه و مقاومت بلد هستند در کنار این مربی و رهبر خوبی هم هستند که میتوانند همچون ستاره ها،چهره ظلمت را بهم بریزند و آسمان ما را دوباره نورانی کنند.